صیانت از مبانی معرفتی_اعتقادی مردم در برابر تئوریزه‌کردن تفکر ضدّ جمهوری اسلامی

بازخوانی مطالبات رهبرمعظم انقلاب از خبرگان رهبری (5)

مجالس دینی که باید محلّ عرضه والاترین معارف، ضروری‌ترین و فوری‌ترین مسائل باشد، گاه به بستری برای طرح سخنان نادرست، غیرواقعی، خرافی یا مطالب صحیح اما سست، کم‌مایه و فاقد استناد معتبر تبدیل می‌شود. با وجود آنکه علما و روحانیت آگاه و خوش‌فکر همواره نسبت به این آفت، واکنش نشان داده و آگاهی‌بخشی نموده‌اند امّا ناگهان از درون خود روحانیت، آن هم از مراکز حوزوی صدایی برمی‌خیزد که به‌جای نقد آن کار نادرست، به آن مهر تأیید می‌زند؛ و همین تأیید، زمینه‌ساز رواج بیشترِ خطا و سستی آن می‌گردد. در حالی‌که چنین اموری نه پشتوانهٔ روشن شرعی دارند و نه در قلمرو بیّنات دینی جای می‌گیرند؛ بلکه در بهترین حالت، اموری مشکوک‌فیه‌اند. گذشته از این، در دنیای امروز با تحولات ارتباطی، در فرهنگ رایج جهانی طرح این مسائل نه فقط بی‌اثر، بلکه زمینه‌ساز واکنش‌های منفی، بدفهمی و فاصله گرفتن مخاطب از اصل پیام دینی است. رهبرمعظم انقلاب اسلامی در سال 1383 در دیدار اعضای مجلس خبرگان‌ رهبری، از ایشان مطالبه می‌نمایند که برای علاج چنین آسیب و معضلی واکنش فعال داشته باشند .[1] ایشان خود نیز برای مقابله با چنین آسیبی راهکارهایی را پیشنهاد می‌دهند:

«من در جلسه‌ی اجلاس قبل هم عرض کردم که شما درباره‌ی این‌گونه موضوع‌ها قطعنامه صادر کنید. مجلس خبرگان یک مجلس معتبر و باعظمت است؛ این‌همه شخصیت در این مجلس جمع شده‌اند؛ درباره‌ی موضوعی که به نظرتان مهم می‌آید، قطعنامه صادر کنید تا پخش شود؛ لااقل مردم ایران بدانند که نظر شما نسبت به فلان مسأله این است.»[2]

در ادامه حتی تصریح می‌کنند که «دچار رودربایستی و ملاحظات نشوید؛ آنچه را که عقیده‌ی شماست، قاطع و روشن مطرح کنید و بخواهید».[3] معنای سخنان ایشان این است که در برخورد با آسیب‌ها و معضلات، نباید به بهانهٔ مصلحت‌سنجی یا ملاحظه‌کاری، از موضع‌گیری و بیان نظر صریح خودداری نمود؛ زیرا چنین سکوتی به تداوم و تثبیت آسیب‌ها می‌انجامد.

رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار سال ۱۳۸۴ با اعضای مجلس خبرگان رهبری، دامنهٔ آسیب‌های دینی را محدود به آسیب‌های عزاداری ندانسته و با نگاهی کلان‌تر، بر لزوم رعایت اتقان در بیان همهٔ معارف الهی و آموزه‌های اهل‌بیت علیهم‌السلام تأکید می‌کنند. ایشان خاطرنشان می‌سازند همان‌گونه که عالمان دینی در مباحث فقهی، حتی دربارهٔ یک مسئلهٔ جزئی و کم‌اهمیت ظاهری، مناقشات دقیق رجالی و سندی را ضروری می‌شمارند تا نهایتاً حکمی فرعی و درجه‌سوم ـ مثلاً در باب طهارت یا دیگر احکام عبادی ـ استنباط شود، در حوزهٔ معارف دینی و نیز در قلمرو دلبستگی‌های فکری و عاطفی مؤمنان، این دقت و وسواس علمی به‌مراتب سزاوارتر و ضروری‌تر است. از این‌رو، اعتماد بی‌ضابطه به هر حدیث، روایت، نقل تاریخی امری پذیرفتنی نیست و می‌تواند به تضعیف بنیان‌های معرفتی و ایمانی جامعه بینجامد.[4]

مطالبهٔ رهبر معظم انقلاب اسلامی از علمای دینی، اهتمام جدّی به طرح و تبیین مباحث مبناییِ سیاسی و فکری است. دلیل ایشان آن است که گرایش تبلیغی دشمنان انقلاب اسلامی محدود به فحاشی، تخریب رسانه‌ای یا طرح اتهامات سیاسی نیست؛ بلکه افزون بر این، آنان به‌صورت سامان‌مند و هدفمند در حال تئوریزه‌کردن تفکر ضدّ جمهوری اسلامی هستند تا از رهگذر آن، سیطرهٔ فکری و گفتمانی نظام سلطه و تفکر استکباری را بر جامعه اسلامی و افکار عمومی تثبیت کنند.[5] مهم‌ترین محورهایی که در کانون تهاجم فکری و گفتمانی دشمنان قرار دارد، عبارت است از ایمان دینی مردم، حقانیت اسلام، قرآن و احکام الهی، درهم‌تنیدگی و وحدت دین و سیاست و نیز مبانی خاص و هویتی جمهوری اسلامی. تمامی این مؤلفه‌ها به‌صورت هدفمند و سازمان‌یافته در دستگاه تبلیغاتی و رسانه‌ای دشمن مورد چالش قرار گرفته است.[6] آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای در تبیین شیوهٔ مواجهه با این چالش‌ها تصریح می‌کنند که در برابر هجمه‌های فکری و گفتمانی دشمن، نه عصبانیت، نه تکفیر، نه سلاح و نه قوهٔ زور هیچ‌یک کارساز نیست. از منظر ایشان، مواجههٔ مؤثر با این جریان‌ها تنها از مسیر استدلال و منطق ممکن است. از این رو خطاب به اعضای خبرگان رهبری می‌فرمایند:

«اتقان در نقل، اتقان در بیان و اتقان در مستنداتِ آنچه میخواهیم به عنوان خوراک فکری به مردم بدهیم، لازم است؛ این یک شرط اساسی است؛ برای این باید فکری کرد؛ کار آسانی هم نیست؛ عرض کردم این کار بسیار مشکل است؛ با یک نشست و برخاست و تذکر و تشکیل یک نهاد درست نمیشود؛ یک همت و اراده‌ی جدی از نخبگان روحانی و فضلای روحانی میخواهد که بر این موضوع اصرار بورزند، پایبند باشند و دنبال کنند و از آنچه در مقابل به انسان برمیگردد، باک نکنند.»[7]

جمع‌بندی

رهبر معظم انقلاب اسلامی با نگاهی آسیب‌شناسانه، رواج مطالب سست، غیرمستند و مشکوک در مجالس دینی را خطری جدّی برای ایمان و معارف دینی می‌دانند و بر لزوم واکنش صریح و فعال علما در برابر این انحرافات تأکید می‌کنند. از منظر ایشان احساس مسئولیت نسبت به آسیب‌های موجود در حوزه‌های فکری، اعتقادی و سیاسی، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است که نباید قربانی ملاحظه‌کاری شود. در شرایط تهاجم سازمان‌یافتهٔ دشمن به مبانی ایمانی و دینی مردم و همچنین هویت جمهوری اسلامی، تنها راه مؤثر دفاع مستدل و منطقی نخبگان حوزوی است.

حجت‌الاسلام رضا احمدی


[1] بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان‌ رهبری. 27/12/1383

[2] همان

[3] همان

[4] بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری. 17/06/1384

[5] «مخالفان نظام جمهوری اسلامی فقط یک مشت فحاش‌هایی که در رادیو و تلویزیون‌ها بنشینند و یاوه‌سرایىِ سیاسی بکنند، نیستند؛ افراد متفکر را به کار گرفته‌اند؛ آدمهایی را که در زمینه‌های فکری – چه دینی، چه سیاسی – میتوانند حرفی به میدان بیاورند، به کار گرفته‌اند و دارند پول خرج میکنند و فکر درست میکنند و آن را به جامعه تزریق میکنند». همان. «افکار را به مطبوعات و رسانه‌های گوناگون می‌آورند؛ حتّی به رسانه‌های متصل به نظام می‌آورند – من حیث لا یشعر – و گاهی آنها هم چیزهایی را پخش میکنند. کسانی را با عنوان کاذب فیلسوف، سیاستمدار، متفکر و … به رسانه‌ها می‌آورند؛ اینها با مبانی بیناتِ قرآنی گلاویز و دست به یقه میشوند و بحث میکنند و این مبانی را زیر سؤال میبرند. معلوم است؛ «و لتصغی الیه افئدة الذین لا یؤمنون بالاخرة و لیرضوه و لیقترفوا ما هم مقترفون»؛ عده‌یی که دلهایشان آماده است، همین‌ها را میگیرند؛ یک عده هم که غافل و ساده‌دلند و پیچیدگی علمی ندارند، اینها را میپذیرند. امروز وظیفه‌ی مهمی بر عهده‌ی نخبگان است». همان

[6] همان

[7] همان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *