تاثیر خطای احتمالی دستگاه محاسباتی مسئولان در ایجاد سرخوردگی ملی

بررسی اجمالی هشدارهای رهبر معظم انقلاب در پیام به مناسبت عید سعید غدیر و 14 خرداد

در عرصه‌ی تصمیم‌گیری‌های کلان، یکی از مهم‌ترین عواملی که می‌تواند مسیر یک جامعه یا کشور را دچار انحراف کند، خطای محاسباتی است. هنگامی که دستگاه محاسبه و تحلیلِ مسئولان دچار اختلال شود، حتی تصمیم‌هایی که در ظاهر منطقی به نظر می‌رسند ممکن است در عمل به نتایجی زیان‌بار منتهی شوند. از این‌رو، شناخت عواملی که می‌توانند محاسبات انسان را دچار خطا کنند، اهمیتی اساسی دارد. 

بر اساس بیانات رهبر شهید انقلاب، برخی عوامل اساسی وجود دارند که باعث می‌شوند مسئولان در تحلیل شرایط و انتخاب مسیر درست دچار اشتباه شوند. این عوامل عمدتاً به سه حوزه بازمی‌گردد: نادیده گرفتن سنن الهی و محدود شدن به محاسبات صرفاً مادی، تأثیر تهدید و تطمیع در دستگاه محاسباتی، و تلاش دشمن برای تغییر محاسبات از طریق نفوذ.

 ۱. محدودیت در نگرش مادی و نادیده گرفتن سنن الهی

یکی از اشتباهات محاسباتی بنیادین، محدود شدن به عوامل محسوس و صرفاً مادی و نادیده گرفتن ابعاد معنوی و سنن الهی است. این دیدگاه، که تنها بر عوامل قابل مشاهده و اندازه‌گیری تمرکز دارد، قادر به درک کامل واقعیت‌ها و پیش‌بینی صحیح نتایج نیست.

نمونه‌ی روشن آن سنت نصرت الهی است. خداوند در قرآن می‌فرماید: 

«اِن تَنصُرُوا اللهَ یَنصُرکُم وَ یُثَبِّت اَقدامَکُم» (محمد/۷). 

یعنی اگر در راه خدا حرکت شود و دین خدا یاری گردد، نصرت الهی نیز حتمی خواهد بود. این وعده یک سنت تغییرناپذیر الهی است: 

«وَ لَن تَجِدَ لِسُنَّةِ اللهِ تَبدیلاً» (فتح/۲۳).

نادیده گرفتن این سنن الهی و تکیه صرف بر محاسبات مادی، یکی از خطاهای مهم در تحلیل و تصمیم‌گیری است.

۲. ابزار «تهدید» و «تطمیع»

عامل دیگری که دستگاه محاسبه‌ی انسان را دچار اختلال می‌کند، تهدید و تطمیع است؛ روشی که قرآن آن را از شیوه‌های شیطان می‌داند.

از یک سو، ترساندن به‌کار گرفته می‌شود؛ مانند ترساندن از دشمن یا از فقر: 

«اَلشَّیطنُ یَعِدُکُمُ الفَقر» (بقره/۲۶۸). 

از سوی دیگر، وعده‌های فریبنده و آرزوهای دروغین مطرح می‌شود: 

«یَعِدُهُم وَ یُمَنّیهِم وَ ما یَعِدُهُمُ الشَّیطنُ اِلّا غُرورا» (نساء/۱۲۰).

این دو ابزار، یعنی ترساندن و فریب دادن، باعث می‌شوند انسان در محاسبه‌ی واقعیات دچار خطا شود. در فضای سیاسی و بین‌المللی نیز قدرت‌های سلطه‌گر غالباً از همین روش استفاده می‌کنند؛ گاهی با تهدید و فشار و گاهی با وعده‌های ظاهراً جذاب، تلاش می‌کنند تصمیم‌گیری‌ها را تحت تأثیر قرار دهند.

۳. تغییر دستگاه محاسباتی از طریق نفوذ

یکی از پیچیده‌ترین روش‌ها برای ایجاد خطای محاسباتی، نفوذ در مراکز تصمیم‌گیری است. هدف نفوذ این است که شیوه‌ی تحلیل و محاسبه‌ی مسئولان تغییر کند.

در این حالت، دشمن تلاش می‌کند کاری کند که مسئولان خود به این نتیجه برسند که باید اقدام خاصی انجام دهند یا از اقدام دیگری صرف‌نظر کنند؛ به‌گونه‌ای که تصمیم نهایی دقیقاً همان چیزی باشد که دشمن می‌خواهد. 

وقتی محاسبات ذهنی مسئولان تغییر کند، دیگر نیازی به دخالت مستقیم دشمن نیست؛ زیرا تصمیم‌گیران کشور، گاهی حتی بدون آنکه متوجه باشند، همان مسیری را انتخاب می‌کنند که مطلوب دشمن است.

دشمن با تزریقِ اطلاعاتِ نادرست، بزرگ‌نماییِ تهدیدات، و کوچک‌انگاریِ توانمندی‌هایِ داخلی، سعی در منحرف کردنِ برآوردِ واقعیت توسطِ تصمیم‌گیران دارد. این خطا، نقطه‌یِ آغازی است برایِ انحرافِ مسیرِ تصمیم‌گیری از «کنشِ مبتنی بر برنامه» به سمتِ «واکنشِ ناگزیر».

پیامدِ مستقیمِ «خطایِ محاسباتی» در دستگاهِ مدیریت، تولیدِ «بدبینی» و «سرخوردگی» در میانِ آحادِ مردم است. هر اقدامِ مسئولان که بر پایه‌یِ این خطایِ ادراکی صورت گیرد – چه در سطحِ گفتار و چه در سطحِ عمل – به طورِ ناخواسته، به مثابه‌یِ «کمک به دشمن» تلقی می‌شود. چرا که منجر به:

– تخریبِ سرمایه اجتماعی: وقتی مردم شاهدِ تصمیماتی باشند که از واقعیت دور است، یا منجر به نتایجِ عکسِ مورد انتظار می‌شود، اعتمادشان به کارآمدیِ نظامِ مدیریتی خدشه‌دار می‌گردد. این «شکافِ اعتماد»، سرمایه‌یِ اجتماعیِ یک ملت را تحلیل می‌برد.

– تغذیه ماشینِ تبلیغاتیِ دشمن: دشمن با هوشمندی، هرگونه نشانه‌یِ بدبینی یا سرخوردگیِ اجتماعی را مصادره کرده و آن را به ابزاری برایِ تبلیغاتِ خود بدل می‌کند. در این سناریو، «خطایِ داخلی» به «پیروزیِ خارجی» تفسیر می‌شود.

– کاهشِ تاب‌آوریِ ملی: جامعه‌ای که به مسئولانِ خود بی‌اعتماد شده، انگیزه‌یِ کمتری برایِ ایستادگی، تحملِ سختی‌ها و همراهی با برنامه‌هایِ کلانِ ملی از خود نشان می‌دهد. این کاهشِ «تاب‌آوری»، دقیقاً همان هدفی است که دشمن در جنگِ ترکیبی دنبال می‌کند.

برایِ مقابله با این تهاجمِ چندلایه، دو محورِ اساسی حیاتی است:

1. اصلاحِ دستگاهِ محاسباتی: مسئولان باید با اتکا به داده‌هایِ صحیح، تحلیل‌هایِ عمیق و دور از سوگیری، و مشورت با نخبگان، «خطایِ محاسباتی» را به حداقل برسانند.

2. شفافیت و صداقت در ارتباط با مردم: هرگونه تلاش برایِ پنهان‌کاری یا ارائه تصویرِ غیرواقعی از اوضاع، در بلندمدت به بدبینی و سرخوردگی دامن می‌زند. صداقت، می‌تواند سپرِ دفاعیِ محکمی در برابرِ القائاتِ دشمن باشد.

در نهایت، «انسجامِ ملی» و «تاب‌آوریِ جامعه»، محصولِ مستقیمِ «اعتماد» است و این اعتماد، تنها با «صداقتِ مسئولان» و «پرهیز از اقداماتِ بدبینانه» حاصل می‌گردد. هر گامی در جهتِ تقویتِ این اعتماد، یک «سیلیِ محکم» به نقشه‌یِ شومِ دشمن است.

صلحاء

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *