صورتبندی الگوهای مطلوب نقشآفرینی در اجتماع مومنانه خیابانی

پیش از این، در یادداشت «منطق تحققبخشیِ فریادهای مؤثر در اجتماعات مؤمنانه خیابانی»، درباره منطق و چارچوب تحققبخشی به این مطالبه و فرمان رهبر معظم انقلاب سخن گفته شد. در آنجا تأکید شد که فریادهای مؤثر مردم ــ که در قالب مطالبهگری و رویکرد انتقادی صورت میپذیرد ــ باید در چارچوب اندیشه و سیرت قائد عظیمالشأن امت اسلامی باشد. بدین معنا که وقتی بناست فریادهای مؤثر در نتیجه مذاکره تأثیرگذار باشد، ضروری است اصول و قواعد مذاکره با آمریکا و همچنین اولویتها، ترجیحها و ضریبها از مجموعه آثار ایشان بازشناسی و بازتولید شود و فریادها منطبق با آن شکل گیرد. این یادداشت در ادامه یادداشت پیشین و بهصورت مشخص در پاسخ به این پرسش سامان یافته است که الگوهای مطلوب نقشآفرینی فعال و موثر یا به تعبیر رهبرمعظم انقلاب «حضور عمّارگونهی ملّت ایران»[1] چگونه میتواند باشد. پاسخ به چنین پرسشی، در واقع پاسخ به یکی از اصلیترین دغدغههای فکری مردمی است که این روزها در اجتماع مؤمنانه حضور دارند و میخواهند از نقش «تماشاگر» و صرفاً «تکبیر گو» بودن بیرون آمده و در تصمیمسازی و تصمیمگیری نقشآفرینی موثر و فعال داشته باشند.
در تحلیل و صورتبندی الگوهای مطلوب نقشآفرینی، پرداختن به خاستگاه الهیاتی این نقشآفرینی و مسئولیت اجتماعی، امری ضروری است. بر اساس آموزههای قرآن کریم در جامعه ایمانی دو نوع ولایت وجود دارد. یک نوع، ولایت یکطرفه است که از سوی امام معصوم یا ولیفقیه مشروع نسبت به مردم برقرار میشود. در این نوع از ولایت امام و ولی نسبت به مردم ولایت یکطرفه دارد و مردم بر ایشان ولایتی ندارند. نوع دیگر، «ولایت طرفینی» است که آیاتی مانند «وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ»[2] و «أُولَئِكَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ»[3] بر آن دلالت دارند و ناظر به ساحتی است که در آن مؤمنان در عرصه اجتماعی نسبت به یکدیگر ولایت و پیوند اجتماعی متقابل دارند. از این نوع ولایت میتوان به «فناوری اجتماعی ساخت عمل صالح از ایمان مردم» نیز تعبیر کرد. کارآمدی و عینیتیابی این فناوری اجتماعی، یکی از مطالبات و دغدغههای رهبری شهید از فعالان عرصههای انقلابی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی در سیوسومین سالگرد رحلت امام خمینی بود که ایشان سفارش کردند: «از سرمایه ایمان مردم برای تولید عمل صالح بهره بگیرید. مردم مؤمناند، مردم ایمان دارند؛ این ایمان میتواند عمل صالح تولید کند.»[4] بر اساس این فناوری، مردم بهواسطه برخورداری از ایمان دینی و فطرت سالم، این ظرفیت و قابلیت را دارند که در ساحتهای گوناگون اجتماعی نقشآفرینی کنند. حقی که مورد تصریح و تاکید خدای متعال نیز بوده است. البته باید توجه داشت که توسعه مفهومی این نوع ولایت، منحصر به روابط فردی مؤمنان با یکدیگر نیست؛ بلکه در سطح حاکمان و کارگزاران نیز قابل تسرّی است. چنین ولایتی، مصدر اصلی امر به معروف و نهی از منکر و منشأ جواز نقد و نظارت بر دیگر از جمله حاکمان است.[5] فراهمکردن زمینهها و بسترهای تحقق چنین ولایتی، آثار و کارکردهای فراوانی دارد که بدون شکّ یکی از آنها مشارکت مردم در تصمیمسازی است. اکنون پس از بیان مقدمات فوق میتوان بر اساس آموزههای قرآن کریم این دو الگو را به عنوان الگوهای مطلوب نقشآفرینی تجویز نمود:
1. الگوی «تَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْر»
بر اساس این الگو، یکی از مسئولیتهای اجتماعی مؤمنان در اجتماع ایمانی، سفارش یکدیگر به حق و صبر است. اهمیت این الگو در آن است که اولاً دارای کارکردی پیشگیرانه است؛ بدین معنا که هرگاه الگوی «تواصی به حق» و «تواصی به صبر» در سطوح گسترده استمرار یابد، زمینههای شکلگیری و تثبیت گفتمان حق در جامعه تقویت میشود. در چنین وضعیتی، انحراف کارگزاران از معیارهای حقمحور پرهزینه و در نتیجه کماحتمال خواهد بود. ثانیاً بهطور طبیعی به عمل نزدیک خواهد شد.[6] «وقتی افکار عمومی شکل گرفت، یک گفتمانی در جامعه نسبت به یک مسئلهای به وجود آمد، این بهطور طبیعی مجریان و قانونگذاران و دستاندرکاران را به دنبال خود خواهد کشاند».[7] ثالثاً کارآمدی دیگر الگوها نیز تا حدّ زیادی متوقف و منوط به آن است؛ زیرا تا زمانی که مبانی، اصول، ارزشها و هنجارها در جامعه معروفسازی نشود، الگوی دیگر ـ یعنی امر به معروف و نهی از منکر ـ با چالش و مشکل مواجه خواهد شد. بنابراین، گام نخست برای تراز کردن کارگزاران نظام اسلامی و رویههای آنان با ارزشهای اسلامی انقلابی، تبدیل آن ارزشها به گفتمان حاکم بر جامعه از طریق الگوی «تَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ» است.[8] امت مبعوثشده، اگر میخواهد فریادهایش در مناسبات کلان سیاسی اجتماعی مؤثر واقع شود، نباید به شعار «مرگ بر آمریکا» بسنده کند؛ بلکه باید با استفاده از ظرفیتها و قابلیتهای هنری و تبلیغی گفتمان انقلاب اسلامی را در «مسائل مهم و مورد ابتلاء کشور»[9] به سخن مسلّط و غالب تبدیل کنند. بیتردید کاستی و کاهلی در این زمینه موجب میشود جریانهای غیرانقلابی در داخل و دشمنان خارجی در بیرون، در جنگ شناختی با روایتپردازی مجعول و وارونه، گفتمان جامعه را به سمتی سوق دهند که با سیاستها و راهبردهای ولیّ جامعه زاویه داشته باشد. تاریخ اسلام و تاریخ انقلاب اسلامی، نمونههای فراوانی در خود دارد که نشان میدهد چگونه گفتمانهای غلط، تسهیلگر سیاستهای خسارتبار و جبرانناپذیر شدهاند. تجربه تلخ برجام، نمونهای عینی در دهه گذشته است که نشان میدهد چگونه یک جریان سیاسی میتواند با گفتمانسازی، راهبرد مقاومت را به گفتمان مذاکره با امیدِ «برد ـ برد» تبدیل کرده و وارد مذاکره با آمریکا شود و خسارت محض را بهدنبال بیاورد.
یکی از ویژگیها و هنرهای برجسته رهبری شهید، گفتمانسازی اصول و ارزشهای انقلاب اسلامی است که بیش از سه دهه به آن اهتمام داشت. [10] ایشان در جریان ماجرای برجام، در سخنرانیهای مختلف، ضمن تشریح و تبیین این اصول و ارزشها برای افکار عمومی، نخبگان و کارگزاران، تیم مذاکرهکننده را به التزام دائمی به این اصول و ارزشها سفارش میکرد.[11] متأسفانه کوتاهی نخبگان حوزوی و دانشگاهی و حلقههای میانی در این زمینه موجب شد که یک جریان سیاسی، با گفتمانسازی، حل مشکلات اقتصادی را برخلاف سیاست اقتصاد مقاومتی به مذاکره گره بزند.
2. الگوی «يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ»
الگوی دیگری که بر اساس آموزههای قرآن کریم میتوان تجویز کرد، الگوی امر به معروف و نهی از منکر است. این الگو، برخلاف الگوی پیشین، اساساً ناظر به زمانی است که کوتاهی یا کاستی از سوی کارگزاران در مقام بیان یا عمل رخ داده باشد. بر اساس همان ولایت طرفینی که پیشتر به آن اشاره شد، هر فردی در نظام اسلامی این حق و اجازه را دارد که دیگران را تخطئه کرده و آنان را امر به معروف و نهی از منکر کند. علامه طباطبایی در ذیل آیه 71 سوره توبه تصریح میکند ولایت طرفینی «تا كوچكترين افراد اجتماع راه دارد- كه به خود اجازه مىدهند هر يك ديگرى را به معروف واداشته و از منكر باز بدارد».[12] امام خمینی، بر پایه همین الگو، خطاب به ملت ایران فرمود: «اگر من پایم را کج گذاشتم، شما مسئولید اگر نگویید چرا پایت را کج گذاشتی؟ باید هجوم کنید، نهی کنید که چرا؟»[13] توجه به این نکته ضروری است که امر و نهی کردن صرفاً به معنای سخنگفتن یا بیان مسئله نیست، بلکه به معنای واداشتن دیگران به اقدام و عمل است.
امت مبعوث شده در خیابان بدون آنکه به کارگزاران جمهوری اسلامی تهمت جاسوسی یا خیانت بزنند، بهسبب تجربه تاریخی خود و نیز نقض آتشبس در همین جنگ، نسبت به مذاکره دوباره با آمریکا و فرایند آن بدگمان هستند. این بدگمانی آنان نیز از باب «إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ»[14] نیست بلکه از سنخ «اتَّقُوا ظُنُونَ الْمُؤْمِنِينَ» است که خدای متعال حق را بر زبان آنان جاری ساخته است.[15]
در اینجا، تنها از باب نمونه و بهطور اجمال، به دو مورد از مصادیق ضرورت امر به معروف و نهی از منکر اشاره میشود. مورد نخست، بیاطلاعی مردم از برخی جزئیات و فرایندهای مذاکره و کوتاهی رسانهای در اقناع افکار عمومی است. انباشت شایعات و صرفاً تکذیب قرائت رسمی، خطری است که میتواند بیاعتمادی و ناامیدی را به جامعه تزریق کند. این در حالی است که رهبر شهید انقلاب اسلامی در ماجرای برجام، به مسئولان مربوطه دستور دادند که از باب همدلی، مردم را در جریان جزئیات قرار دهند.[16] مورد دیگر، بیانیه شورای عالی امنیت ملی درباره آتشبس دو هفتهای است. این بیانیه از حیث محتوایی پرسشهای جدّیای را مطرح کرده که چرا باید چنین بیانیهای صادر شود. تبریک شتابزدهِ پیروزی ـ آن هم در آستانه چهلمین روز شهادت رهبر عظیمالشأن انقلاب اسلامی، در حالی که هنوز هیچ اتفاقی رخ نداده ـ بر چه اساسی بیان شده است؟ آیا این تبریک شبیه همان تبریک شتابزده به رهبری و ملت ایران در قضیه برجام نیست که با واکنش شدید ایشان مواجه شد؟[17] آیا جمهوری اسلامی به همه اهداف خود دست پیدا کرده است که اعلام شد «تقریباً تمامی اهداف جنگ محقق شده»؟ آیا تهدید بلندمدت از کشور رفع شده است که آتشبس پذیرفته شد؟ آیا انتقام تمام جنایتهای پیشین گرفته شده است؟ پرسشهای دیگری از این دست نیز وجود دارد که همگی نشان میدهد بیانیه شعام از اتقان کافی برخوردار نیست و با اشکالات جدّی مواجه است. امت مبعوثشده باید بر اساس الگوی امر به معروف و نهی از منکر، و با اجتناب از تخریب و اهانت به مسئولان و کارگزاران، آنان را به اتقان و استحکام در صدور بیانیهها امر و نهی کند.
در این یادداشت، سعی شد با تکیه بر آموزههای قرآن کریم و سیره رهبری شهید، دو الگوی مطلوب نقشآفرینی موثر تبیین گردد: نخست، الگوی «تواصی به حق و تواصی به صبر» که کارکردی پیشگیرانه و تسهیلگرایانه دارد و با گفتمانسازی حق، از انحراف و خطای کارگزاران جلوگیری میکند؛ دوم، الگوی «امر به معروف و نهی از منکر» که ناظر به اصلاح کاستیها و مطالبهگری مسئولانه است. در این الگو، امت مبعوثشده باید با حفظ حرمت و پرهیز از اهانت، مسئولان را امر و نهی کند.
حجتالاسلام والمسلمین رضا احمدی
[1] اولین پیام حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای رهبر معظّم انقلاب اسلامی. 21/12/1404.
[2] توبه: 71.
[3] انفال: 72.
[4] بیانات در مراسم سیوسومین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمهالله). 14/03/1401.
[5] امام خمینی درباره توسعه مفهومی این ولایت اجتماعی فرمودند: « همه باید نسبت به هم رعایت بکنند. مسئولیت من هم گردن شماست؛ [مسئولیت] شما هم گردن من است». صحیفهی امام خمینی؛ ج۸، ص۴۸۷.
[6] «وقتی یک چیزی بهصورت یک گفتمان عمومی درآمد و خواستِ عمومی شد، طبعاً تحقّق پیدا میکند؛ یعنی مسئولین هم در همان جهت حرکت میکنند». بیانات در دیدار کارگران. 10/02/13963. «وقتی یک فضای گفتمانی به وجود آمد، همه در آن فضا فکر میکنند، همه در آن فضا جهتگیری پیدا میکنند، همه در آن فضا کار میکنند». بیانات در دیدار جمعی از نخبگان و برگزیدگان علمی.13/07/1390.
[7] بیانات در دیدار رئیس و اعضای مجلس خبرگان رهبری. 06/03/1395. «دانشجو تصمیمساز است؛ دانشجو گفتمانساز است. شما وقتی که یک آرمانی را دنبال میکنید، میگویید، تکرار میکنید و بجد پای آن میایستید، این یک گفتمان در جامعه ایجاد میکند، این موجب تصمیمسازی میشود». بیانات در دیدار جمعى از دانشجویان. 20/04/1394.
[8] گفتمانسازی یعنی «به صورت یک موضوع متفاهَمِ عرفیِ عمومی درآمدن». بیانات در دیدار جمعی از دانشجویان. 06/02/1401. «جهتگیریِ فکری مشخّصی در جامعه به وجود آوردن». بیانات در ارتباط تصویری با نمایندگان تشکلهای دانشجویی. 28/02/1399. «فکر رایج بین مردم، مطالبهی عمومی مردم، واضحات و بیّناتِ فکریِ مردم». بیانات در دیدار رئیس و اعضای مجلس خبرگان رهبری. 30/06/1396. «باور عمومی، سخنِ مورد قبول عموم». بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری. 15/12/1392. «گفتمان یک جامعه مثل هواست، همه تنفسش میکنند؛ چه بدانند، چه ندانند؛ چه بخواهند، چه نخواهند». بیانات در سومین نشست اندیشههای راهبردی. 14/10/1390. «همهگیر شدن یك مفهوم و معرفت در برههای از زمان در یك جامعه». بیانات در دیدار با جمعی از طلاب و روحانیون. 22/09/1388.
[9] «مسئلهی سبک زندگی، مسئلهی حکمرانی اسلامی، مسئلهی مبارزهی با طاغوت، مسئلهی استقرار توحید به معنای واقعی کلمه در جامعه، و مسئلهی عدالت که جزو اساسیترین مسائل است؛ بروید بگویید اینها را، معرفت مردم را بالا ببرید، گفتمانهای انقلابی در مردم به وجود بیاورید». بیانات در دیدار طلاب حوزههای علمیه. 18/02/1398.
[10] «من مسائل کلان، خطوط اصلی، چهارچوبهای مهم و خطّ قرمزها را به مسئولین کشور همواره گفتهام». بیانات در دیدار مداحان اهلبیت علیهمالسلام. 20/01/1394.
[11] «مذاکرهکنندگان ما هم توجّه داشته باشند؛ خطوط قرمز و خطوط اساسی که گفته شده است، همواره در نظرشان باشد». بیانات در دیدار جمعى از معلمان و فرهنگیان سراسر کشور. 16/02/1394.
[12] طباطبایی، تفسیر المیزان ج9 ص455.
[13] صحیفهی امام خمینی ج۸ ص۴۸۷
[14] حجرات: 12.
[15] «اتَّقُوا ظُنُونَ الْمُؤْمِنِينَ، فَإِنَّ اللَّهَ تَعَالَى جَعَلَ الْحَقَّ عَلَى أَلْسِنَتِهِمْ». نهج البلاغه، حکمت 309 . این نکته از یادداشت «گمانههای ملت مبعوث» استاد محسن قنبریان اقتباس شده است. https://eitaa.com/74668710/1726.
[16] «مسئولین باید بیایند مردم را و بخصوص نخبگان را از جزئیّات و واقعیّات مطّلع کنند؛ ما چیز محرمانه نداریم، چیز مخفی نداریم. این مصداق همدلی با مردم است». بیانات در دیدار جمعى از معلمان و فرهنگیان سراسر کشور. 16/02/1394.
[17] «اینکه حالا تبریک میگویند، به بنده تبریک میگویند، به دیگران تبریک میگویند، بیمعنی است، چه تبریکی؟ آنچه تا کنون انجام گرفته است نه اصل توافق و مذاکرهی منتهی به توافق را تضمین میکند، نه محتوای توافق را تضمین میکند؛ هیچ کدام را؛ حتّی تضمین نمیکند که این مذاکرات تا به آخر برسد و به یک توافق منتهی بشود». بیانات در دیدار جمعى از معلمان و فرهنگیان سراسر کشور. 16/02/1394.