بعثت امت، امتداد شهادت امام امت

یکی از مواردی که جایز است فرد با وجود علم به کشته شدن، وارد مهلکه شود، هنگامی است که مسأله‌ای بسیار مهم مانند خطر نابودی اصل دین یا اصل نظام و…، وجود داشته باشد.

امام حسین(ع)، حتی با علم عادی هم از پیش به شهادت خویش آگاه بودند، و با این وجود به تکلیف خود عمل نمودند و بدین ترتیب حضرت اباعبدالله(ع) با هدف حفظ اسلام، قیام نموده و جان خود، فرزندان و عزیزان خویش را فدا کرد تا اسلام زنده بماند. امام(ع) با شهادت خویش، مردم کوفه و مدینه را ازخواب غفلت بیدار نمودند تا آنان نیز قیام کرده و بدنبال تحقق ارزشهای الهی و حفظ دین اسلام باشند. از جمله آثار محقق شدن هدف آن حضرت(ع)، به ثمر نشستن انقلاب اسلامی ایران است.

در نظر داشته باشیم که اثرگذاری واقعه عاشورا، امری اختصاصی نیست و اگر چه ابعاد و گستره و عمق تاثیرات آن واقعه عظیم قابل قیاس با دیگر وقایع تاریخی نیست اما قابلیت تکرار و تعمیم را دارد.

شهادت قائد امت اسلامی حضرت آیت‌الله‌العظمی امام سیدعلی حسینی خامنه‌ای را نیز در همین افق بایستی تفسیر و تحلیل نماییم.

رهبر شهید امت نیز در رابطه با رخدادهای اخیر کشور و منطقه برای اصل نظام و موجودیت کشور ایران را احساس خطر کرد؛

اراده دشمن و تحرکات آن برای تغییر اصل نظام و تجزیه کشور ایران مشهود بود. در چنین وضعیتی همه باید فدائی باشند و دیگر مسألۀ عادی نیست. بنابراین با اثبات در خطر بودن اصل نظام، می‌توان فعل رهبر شهید را با اقدام آگاهانه امام حسین (ع) در مواجهه با شهادت، قیاس نمود.

رهبر شهید این نوبت ماجرای مذکور را از این سنخ دانسته و نظام و کشور را در خطر جدی مشاهده نمودند؛ به تعبیر حضرت امام خمینی (ره) حفظ نظام، از حفظ جان امام معصوم ع هم بالاتر است بنابر این رهبر معظم نیز هم با شهادت خویش، جامعه را بیدار کرده و به معنای واقعی کلمه نظام و کشور را حفظ کردند.

در همین رابطه لازم به توضیح است تفکر عاشورائی و شهادت طلبی و مبارزه تا آخرین نفس، یک راهبرد انقلابی و قوی و توانمند و تجربه شده است. در مواقع حساس و در جایی که «برز الاسلام کله» در برابر «برز الکفر کله» این سبک از مبارزه، به معنای واقعی کلمه، استراتژی اصلی برای پیروزی است.

طبق نقل مشهور رهبر شهید در جلسه‌ای با فرماندهان نیروهای مسلح، این نظریه را مطرح کردند که در جنگ بعدی «اگر عاشورایی بجنگیم، پیروزیم».

این روحیه در برابر روحیۀ مذاکره‌ای و اعتماد به غرب است حال آنکه اعتماد به غرب یا به عبارتی واضح‌تر همان دشمن، در این برهه ناتمام است. بی‌شک ترامپ و نتانیاهو، برای صلح نیامده‌اند، بلکه آنان می‌خواهند ریشه ایران و نظام جمهوری اسلامی را بکنند و باید با تمام توان و باهمۀ وجود به جنگ آنان رفت و هیچ ملاحظه نکرد. رهبر شهید به عنوان فرمانده کل قوا با تمام قوا در میدان بودند و جان خویش و خانواده خود را سردست گرفته و در میدان با تمام توان ایستاد. در واقع سرباز سرمرز و پشت لانچر هم باید اینچنین باشد. مردم کوچه و بازار هر کس، به نوبه خویش باید اینچنین باشد. این وضعیت به نیروها اعتماد به نفس و شجاعت و شهامت می‌دهد.

امروز بعد از شهادت رهبر معظم، به وضوح شاهد تزریق این روحیه به همۀ افراد هستیم و حضور انقلابی و شهادت طلبانه مردم، به وضوح این پیام رهبری را آشکار کرده است. رهبر شهید با عزیزان خود به میدان آمد و باید همه اینچنین باشیم.

به تعبیر شهید حاج قاسم سلیمانی، جنس اینگونه رهبری  از جنس «بیایید» است و نه از سنخ «بروید»؛ یعنی فرمانده باید پیشقراول باشد و لشگر دنبالش بیاید. باید توجه داشت که این روش، فقط در موارد خاص است نه به صورت قاعده کلی؛ حاج قاسم تیم حفاظتی بسیار قوی داشت و هرگز ریسک غیر معقول نمی‌کرد. فرمانده نباید در همۀ جاها، مانند یک سرباز یا فرمانده خرد، در خط مقدم باشد. ایشان هم اینچنین نبود. ایشان فقط در موارد خاص، در خط مقدم حضور داشت که با اسلحه مستقیما با دشمن بجنگد.

بنابراین این قضیه باید در جایی باشد که واقعا ضروری باشد که این اتفاق بیفتد. و آن جایی است که لشگر نمی رود و احساس می‌کند که نمی‌شود. در چنین شرایطی فرمانده باید خودش جلودار باشد تا ترس فرمانبران از دشمن را بریزد و به تمام نیروها روحیه شهادت‌طلبی و امکان مبارزه بدهد. مثلا، شهید سلیمانی با وجود تمام خطرات، با حداقل تیم حفاظتی به فرودگاه سوریه رفت، یا در جنگ داعش به عراق رفت. همین حضور ایشان، نیروهای پراکنده و ترسیده و ناامید را روحیه داد و آنان را به خط کرد و ترس نیروها ریخت و از قضا همین حضور، موجب شکست دشمن شد. البته بعد از هماهنگ شدن لشگریان و عادی شدن شرایط جنگی، ایشان به اتاق فرماندهی رفت و طبیعتا دیگر در خط مقدم نبود.

حضرت امیرالمومنین(ع) همیشه در خط مقدم نبودند، مثلا در برهه‌ای که آن حضرت(ع) حاکم جامعه بودند، فقط در چند نوبت مستقیما وارد جنگ شدند، و عمدتا در خیمه فرماندهی و در قلب لشگر حضور داشت. حضرت امیر(ع) امثال مالک اشتر و عمار یاسر و محمد حنفیه که به عنوان فرماندهان میانی بودند، به جنگ می‌فرستادند.

ظاهرا یکبار در جنگ جمل، حضرت خودشان مستقیما وارد جنگ شدند و آن در جایی بود که محمد حنفیه از ترس تیرباران دشمن، اندکی تعلل کرد. حضرت خود سوار بر مرکب شده و بعد از یک حمله جانانه به دشمن، بازگشته و محمد حنفیه را در دور دوم حمله راهی کردند.

اکنون و در زمان حضورت قائد شهید، بزرگترین حربه و ابزار جنگی ترامپ، ایجاد ترس و رعب و وحشت بود و هست. وی با راهبرد «مرد دیوانه»، تلاش دارد تا با هراس‌افکنی در دل مخالفین خود و ترساندن آنها، سیاستهای خود را پیش برد؛ در برابر چنین شخصیتی، موثرین اقدامی که می‌شود انجام داد، عدم ترس و شجاعت و شهادت است.

شهادت رعب‌شکن است و موجب آن میگردد که ترس دیگران بریزد و هیمنۀ پوشالی دشمن فروبریزد. حملۀ جانانۀ لشگر اسلام به ترامپ و دستگاه نظامی او و نتانیاهو، به معنای واقعی کلمه، عظمت و ابهت پوشالی ترامپ را در هم خواهد شکست و بی‌‌شک  سبب شکست هژمونی آمریکا خواهد شد.

حجت‌الاسلام والمسلمین سیدمحمدهادی پیشوایی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *