الگوی بازدارندگی در اولین پیام مکتوب رهبر معظم انقلاب

اشارات موجود در مواجهه با تجاوز آمریکایی-صهیونی در نخستین پیام مکتوب رهبر معظم انقلاب بر یک فرایند سهمرحلهای شامل «گرفتن غرامت»، «مصادره اموال» و «نابودی اموال» استوار است. این بخش از پیام ایشان را میتوان در چارچوب مطالعات بازدارندگی و پاسخگو ساختن دشمنان ایران توضیح داد. در متن پیام، مفهوم «انتقام» بهصورت یک فرآیند تدریجی و مرحلهبندیشده مطرح شده است؛ فرآیندی که از «گرفتن غرامت» آغاز میشود، سپس به «مصادره اموال دشمن» میرسد و در نهایت به «نابودی اموال» ختم میشود. این ساختار مرحلهای را در ادبیات روابط بینالملل میتوان نوعی طراحی هوشمندانه در زبان بازدارندگی دانست.
در سطح نخست، یعنی «گرفتن غرامت»، زبان تهدید بیشتر جنبه حقوقی و جبرانی دارد. در این مرحله، پاسخ در چارچوب جبران خسارت تعریف میشود و پیام آن این است که طبق قواعد حقوقی بینالمللی، طرف متجاوز باید هزینه اقدام خود را بپردازد. اما از آنجا که امروز بسیاری از نهادهای حقوقی بینالمللی زیر نفوذ استکبار جهانی قرار دارند، نمیتوان انتظار چندانی از عملکرد عادلانه آنها در چنین پروندههایی داشت؛ همانگونه که در قبال جنایات آشکار رژیم صهیونیستی در غزه نیز اقدام مؤثری صورت نگرفت. با این حال، پیگیری حقوقی و استفاده از سازوکارهای بینالمللی همچنان بخشی از راهبرد جمهوری اسلامی ایران خواهد بود.
مرحله دوم، «مصادره اموال دشمن»، زمانی مطرح میشود که مسیرهای حقوقی یا سیاسی به نتیجه نرسند. در این سطح، پاسخ از چارچوب صرفاً حقوقی عبور کرده و وارد حوزه اقدامات متقابل میشود. در ادبیات بازدارندگی، چنین اقدامی بهعنوان تحمیل هزینه مستقیم به طرف متجاوز شناخته میشود؛ یعنی طرف مقابل باید بداند که تجاوز نهتنها بیپاسخ نمیماند، بلکه میتواند داراییها و منافع او را نیز در معرض تهدید قرار دهد. مصادره اموال در این معنا، نوعی انتقال هزینه از قربانی به متجاوز است و میتواند بخشی از خسارات وارد شده را جبران کند.
اما مرحله سوم یعنی «نابودی اموال دشمن»، بالاترین سطح پاسخ در این چارچوب است. در این سطح، پیام بازدارنده بهصورت صریحتری منتقل میشود: اگر دشمن حاضر به پذیرش مسئولیت و جبران خسارت نباشد و امکان مصادره نیز وجود نداشته باشد، نابودی داراییها و زیرساختهای مرتبط با او بهعنوان گزینه نهایی مطرح خواهد بود. در نظریههای بازدارندگی، چنین مرحلهای به معنای افزایش تصاعدی هزینهها برای طرف متجاوز است؛ بهگونهای که هزینه ادامه خصومت برای او بیش از منافع احتمالی آن شود.
از این منظر، سهگانه «غرامت، مصادره و نابودی» را میتوان یک الگوی مرحلهای در سیاست بازدارندگی دانست. این الگو از یک منطق عقلانی پیروی میکند: ابتدا مطالبه جبران خسارت در چارچوب حقوقی، سپس اعمال فشار اقتصادی و نهایتاً وارد کردن خسارت مستقیم. هدف اصلی چنین طراحیای آن است که طرف مقابل پیش از هر اقدامی، هزینههای رفتار خود را محاسبه کرده و از ادامه مسیر تجاوز بازگردد.
بنابراین، آنچه در پیام مکتوب رهبر معظم انقلاب مشاهده میشود صرفاً یک واکنش احساسی یا شعاری نیست، بلکه بیان یک قاعده روشن در بازدارندگی است؛ قاعدهای که میکوشد میان حق جبران خسارت، اقدام متقابل و افزایش هزینه برای متجاوز پیوند برقرار کند. چنین زبانی در واقع تلاشی برای تثبیت این پیام است که هرگونه تجاوز علیه ایران بدون هزینه نخواهد بود و طرف متجاوز ناگزیر باید پاسخ اقدامات خود را بپردازد.
حجتالاسلام والمسلمین محمد ملکزاده؛ عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی