عقلانیت الهیاتی بنبستانگاری مذاکره با آمریکا در اندیشه شهید آیتاللهالعظمی خامنهای

مقدمه
رهبر شهید انقلاب اسلامی، با وجود آنکه همواره تصریح میکردند با آمریکا بهمثابه یک مجموعهی جغرافیایی و انسانی مسئلهای ندارند[1] و از هر توافقی که «منافع ملّت ایران» را تأمین کرده و «عزّت ملّت ایران» را حفظ کند بهطور کامل حمایت و استقبال میکنند، در عین حال تأکید داشتند که به دلیل ماهیت استکباری دولت آمریکا، نسبت به مذاکره با آن خوشبین نیستند.[2] در مقابل چنین رویکردی، برخی جریانهای روشنفکری سکولار و غربزده، سیاست چرخش و تجدیدنظر در این منطق عقلانی و انقلابی را پیگیری میکردند؛ جریانی که با توهّمِ گشایش از طریق مذاکره، هزینهسازیها و فرصتسوزیهای فراوانی را در دهههای گذشته بر جمهوری اسلامی تحمیل کرده است. متأسفانه بخشی از جامعه نیز تحت تأثیر تله ادراکیِ دوگانهی «مذاکره/معیشت» قرار داشت و میپنداشت با تن دادن به سازش با آمریکا، مسائل و مشکلات کشور مرتفع خواهد شد.
در این یادداشت تلاش خواهد شد تا بر پایهی بیانات رهبر شهید انقلاب اسلامی، «عقلانیت بنبستانگاری مذاکره با آمریکا» مورد بازخوانی و تبیین قرار گیرد. تبیین عقلانیت بنبستانگاری مذاکره با آمریکا، افزون بر آنکه نشان میدهد این منطق مبتنی بر «آرمانگرایی غیرواقعبینانه» نیست، بلکه رویکردی کاملاً واقعبینانه و مبتنی بر محاسبهای عقلانی است، روشن میسازد که ایده عبور از «راهبرد مقاومت» و همچنین اعتماد، خوشبینی و گفتگو با آمریکا غیر عقلانی، بیگانه با واقعیّتهای میدانی و تهی از شرافت است. بیتردید، تبیین عقلانیت بنبستانگاری مذاکره با آمریکا در تعمیق عقلانیت اجتماعی جامعه و اجماع ملّی مردم ایران بسیار مؤثر خواهد بود.
روششناسی غربشناسی شهید آیتاللهالعظمی خامنهای
در تحلیل «عقلانیت بنبستانگاری مذاکره با آمریکا» در اندیشه شهید آیتاللهالعظمی خامنهای، تبیین خاستگاه غربشناسی ایشان اهمیتی بنیادین دارد. از تحلیل بیانات ایشان برمیآید که شناخت، نقد و شیوه مواجهه با غرب بر مبنای نگاهی قرآنی شکل گرفته است. به عبارت دقیقتر، روششناسی غربشناسی آیتاللهالعظمی خامنهای بر سه ضلع اصلی استوار است: دشمنشناسیِ قرآنبنیان، تجربه عینیِ غرب، و مطالعه ترجمهها و منابع غربی. در این منظومه فکری، که منطق مواجهه در آن از تعامل و رفتوبرگشت میان این سه ضلع شکل میگیرد، شناخت قرآنی در جایگاه متن و محور قرار دارد؛ و دو نوع شناخت دیگر، یعنی شناخت تجربی و شناخت مبتنی بر ترجمه، در مرتبه فرع و تابع آن قرار میگیرند.[3] پس از این مقدمه کوتاه، در ادامه تلاش خواهد شد عقلانیت الهیاتی آیتاللهالعظمی خامنهای در مواجهه با غرب، بهویژه در مسئله مذاکره با ایالات متحده آمریکا، بازخوانی و بازشناسی شود. در این تبیین، کوشش میشود نسبت میان مفاهیم قرآنی و تحلیل ایشان از ماهیت و رفتار تمدن غرب، و نیز منطق تصمیمگیری در قبال مذاکره، تبیین گردد.
غرب بهمثابه شیطان در تحلیل الهیاتیِ و قرآنبنیان شهید آیتاللهالعظمی خامنهای
در تحلیل الهیاتیِ آیتاللهالعظمی خامنهای از هویّت غرب بویژه آمریکا،انسان با منطق «غرب بهمثابه شیطان» مواجهه است که ریشه در اندیشه قرآنبنیان ایشان دارد. به بیان دقیقتر، مفاهیمی که ایشان در توصیف آمریکا بهکار میبرند برگرفته از واژگان و مفاهیم قرآنیای همچون «استکبار»، «طاغوت» و «شیطان» است.[4] البته مفهوم «شیطان» در میان مفاهیم قرآنی، جایگاهی ویژه در توصیفها و تحلیلهای ایشان درباره ماهیت و هویت تمدن غرب دارد.
با تدبّر و تأمل در آیات قرآن کریم ذیل مفهوم «شیطان» و شناسایی و استخراج مفاهیم مرتبط با آن، میتوان به شبکهای گسترده از رفتارها، پیامدها و راهکارها دست یافت؛ شبکهای مفهومی که بر اساس آن امکان فهم و تبیین منطق مواجهه با شیطان در منظومه معرفتی قرآن فراهم میشود. برای نمونه، با تأمل در فرازهایی از قرآن کریم مانند «يُخَوِّفُ أَولِياءَهُ»[5]، «يَعِدُكُمُ الفَقرَ وَيَأمُرُكُم بِالفَحشاءِ»[6]، «يَعِدُهُم وَيُمَنّيهِم وَما يَعِدُهُمُ الشَّيطانُ إِلّا غُرورًا»[7]، «لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَلَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ»[8]، «سَوَّلَ لَهُمْ وَأَمْلَى لَهُمْ»[9]، «أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ»[10]، «يَصُدَّكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَعَنِ الصَّلَاةِ»[11]، «لَآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَانِهِمْ وَعَنْ شَمَائِلِهِمْ»[12] میتوان مؤلفههای رفتاری شیطان همچون «تهاجم همه جانبه»، «وعدههای دروغین»، «تزیین و وارونهسازی واقعیتها»، «آرزوهای طولانی و پایانناپذیر»، « تهدید و تخویف» را بازخوانی و بازشنایی کرد. بیتردید این مؤلفهها در کنار یکدیگر، چارچوبی برای فهم منطق کنش شیطانی در قرآن فراهم میآورند. مجموعه این کنشهای شیطانی سبب شده است که قرآن کریم از شیطان با عنوان «عَدُوٌّ مُبِين»[13] یاد کند و تأکید ورزد که هر کس ولایت او را بپذیرد و مناسبات خویش را در چارچوب این ولایت سامان دهد، از منظر قرآن دچار «خسران مبین» خواهد شد.[14]

تحلیل الهیاتی بنبستانگاری مذاکره با آمریکا
از منظر شهید آیتاللهالعظمی خامنهای «شیطان در قرآن «تعبیری از نیروهای شرآفرین و فساد آفرین و انحطاط آفرین است که در صف مقابل انبیا قرار میگیرد»[15] و «مظهر همهی ضدّ ارزشها»[16] است که در «قالبها و لباسهای مختلف، گاهی انسان، گاهی غیرانسان و گاهی هوای نفسانی و گاهی هم ابلیس»[17] بروز و ظهور پیدا میکند. اگر امام خمینی حکیمانه از آمریکا به عنوان شیطان بزرگ یاد کرد، یکی از وجوه آن این بود که بر اساس آیه «وَعَدتُکُم فَاَخلَفتُکُم»[18] شیطان به انسانها وعده دروغین میدهد و از آن تخلف میکند. اوّل با تبسّم وارد میدان خواهد شد اما در مقام عمل به تعهّد خود پیابندی و التزامی ندارد. حتی از راههای انحرافی متعدّد، جلوی تحقّق مقاصد انسان را خواهد گرفت. اگر آیتاللهالعظمی خامنهای آمریکا را به دروغگویی، بدعهدی و عدم پایبندی به تعهدات متهم کرده[19] و حتی آن را «نماد بداخلاقی و بدعهدی» دانستهاند[20] که «از نقض عهد هیچ ابایی ندارد»[21]، و نیز مذاکره با این کشور را مقدمهای برای دخالت، مسیر نفوذ و زمینهساز براندازی و سرنگونی تلقی کردهاند[22] ، بیتردید این مواضع در چارچوب همان الگوی دشمنشناسی قرآنبنیان ایشان قابل تحلیل و تبیین است. برای نمونه، همانگونه که در دشمنشناسی قرآنبنیان، شیطان از راههای گوناگون برای نفوذ در انسان بهره میگیرد، «شیطان بزرگ» نیز از مجاری متعددی برای وارد آوردن آسیبهای جبرانناپذیر و خسارتبار به جمهوری اسلامی ایران استفاده میکند. آیتاللهالعظمی خامنهای بر این باور بودند که مذاکره همواره بخشی از یک راهبرد کلان برای متوقف ساختن حرکت انقلابی ملت ایران در مسیر اهداف خود، و متوقّف کردن گسترهی نفوذ روزافزون نظام جمهوری اسلامی در منطقه و در جهان است.[23] از همینرو، ایشان در موارد متعددی سعی نمودند جامعه و مسئولان را نسبت به اهداف دشمن از مذاکره آگاه نمایند. برای مثال در سال 1398 پس از شهادت شهید سلیمانی فرمودند: «این مسئلهی مذاکره و نشستن پشت میز و مانند اینها، مقدّمهی دخالتها و حضورها است؛ این باید به پایان برسد».[24]
جمعبندی
در اندیشه قرآنبنیان شهید آیتاللهالعظمی خامنهای خوشبینی به مذاکره با آمریکا نوعی خطای محاسباتی و غفلت از منطق قرآنیِ دشمنشناسی و تجربههای تاریخی است؛ منطقی که در آن، با الهام از مفهوم «شیطان» و مؤلفههایی چون وعدههای فریبنده، تزیین واقعیت، تهدید، نفوذ تدریجی و نقض عهد، رفتار قدرتهای سلطهگر تحلیل میشود. بر این اساس، «بنبستانگاری مذاکره با آمریکا» نه برآمده از آرمانگرایی غیرواقعبینانه، بلکه مبتنی بر ترکیب عقلانیت الهیاتی و تجربه عینی از رفتار غرب است؛ عقلانیتی که راهبرد مقاومت را منطقی، و اعتماد و اتکای راهبردی به آمریکا را ناسازگار با واقعیات میدانی و پرهزینه ارزیابی میکند.
حجتالاسلام والمسلمین رضا احمدی
[1] بیانات در دیدار اعضاى مجمع عالى بسیج مستضعفین. 06/09/1393.
[2] «من البته هیچگاه نسبت به مذاکره با آمریکا خوشبین نبودهام؛ نه از سر توهّم، بلکه بر پایهی تجربه.» بیانات در دیدار مردم قم. 18/10/1398.
[3] حبیب اله بابایی، سایههای غروب، ماهیت غرب در تفکر و تجربه رهبری آیت الله العظمی خامنهای. کتاب هنوز بهصورت عمومی منتشر نشده است و این نکته از نسخهای اقتباس شده که جناب دکتر بابایی نویسنده کتاب در اختیار نگارنده قرار داده بودند.
[4] در دیدار شرکتکنندگان در همایش کنفرانس وحدت اسلامی 30/5/1385. در دیدار اقشار مختلف مردم 18/6/1394. بیانات در دیدار زائرین و مجاورین حرم مطهر رضوی. 03/01/1374.
[5] آلعمران (3): 175.
[6] بقره (2): 286. «وَمَنْ يَتَّبِعْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ فَإِنَّهُ يَأْمُرُ بِالْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ ». نور (24): 21.
[7] نساء (4): 120.
[8] حجر (15): 39. «فَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ». نحل (16): 63. «وَعَادًا وَثَمُودَ وَقَدْ تَبَيَّنَ لَكُمْ مِنْ مَسَاكِنِهِمْ ۖ وَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِيلِ وَكَانُوا مُسْتَبْصِرِينَ». عنکبوت (29): 38. «وَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ». انعمام (6): 43.
[9] محمد (47): 25.
[10] مائده (5): 91.
[11] مائده (5): 91.
[12] اعراف (7): 17. «وَاسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِكَ وَأَجْلِبْ عَلَيْهِمْ بِخَيْلِكَ وَرَجِلِكَ وَشَارِكْهُمْ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ وَعِدْهُمْ ۚ وَمَا يَعِدُهُمُ الشَّيْطَانُ إِلَّا غُرُورًا». اسراء (17): 64.
[13] «أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَنْ لَا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ ۖ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ». یس (36): 60. «إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمَا عَدُوٌّ مُبِينٌ». اعراف (7): 22. «إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ». بقره (2): 168. انعام (7): 142. زخرف (43): 62. »إِنَّ الشَّيْطَانَ لِلْإِنْسَانِ عَدُوٌّ مُبِينٌ». یوسف (12): 5.
[14] «وَمَنْ يَتَّخِذِ الشَّيْطَانَ وَلِيًّا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْرَانًا مُبِينًا». نساء (4): 119.
[15] پیام به کنگره عظیم حج. 12/01/1377.
[16] بیانات در دیدار زائرین و مجاورین حرم مطهر رضوی. 03/01/1374.
[17] بیانات در آغاز درس خارج فقه. 20/06/1373.
[18] ابراهیم: 22.
[19] بیانات در دیدار دانشآموزان و دانشجویان. 12/08/1395.
[20] بیانات در دیدار نوروزی جمعی از مسئولان کشور. 18/01/1395.
[21] بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم. 11/05/1395.
[22] بیانات در دیدار دانشآموزان و دانشجویان. 12/08/1398.
[23] بیانات در دیدار دستاندرکاران برگزاری انتخابات. 30/10/1394.
[24] بیانات در دیدار مردم قم. 18/10/1398.