جایگاه توانمندیهای داخلی ایران در بازسازی خسارتهای جنگ تحمیلی

یکی از نگرانیهای موجود که از سوی دشمنان نیز مدام به آن دامن زده میشود تا با ایجاد رعب و وحشت، نظام را به سازش و تسلیم در برابر زیادهخواهیهای غرب وادارد، تهدید به نابودی زیرساختهای کشور است؛ این در حالی است که تجربههای مختلف بازسازی در ایران برخلاف سایر کشورها حتی کشورهای صنعتی نشان میدهد که ظرفیتهای فنی و اجرایی داخلی در شرایط بحران و پس از تخریبهای گسترده ناشی از جنگ، توان بالایی برای بازیابی سریع زیرساختها و بخشهای تولیدی دارند. مرور برخی نمونههای تاریخی و آماری از دورههای مختلف پس از پیروزی انقلاب میتواند تصویری روشنتر از این توانمندی ارائه دهد.
پس از پایان جنگ تحمیلی هشتساله، اقتصاد ایران با حجم قابل توجهی از خسارتهای زیرساختی، صنعتی و عمرانی مواجه بود. با این حال، روند بازسازی در بسیاری از حوزهها با سرعت قابل توجهی پیش رفت و طبق ارزیابیهای اقتصادی، در فاصله حدود سه سال بخش مهمی از آثار منفی جنگ و خسارتهای واردشده جبران شد. این تجربه نشان داد که حتی در شرایط محدودیت منابع و تحریمهای خارجی، ظرفیتهای مهندسی، صنعتی و مدیریتی کشور قادرند فرآیند بازسازی را با سرعتی بالا پیش ببرند.
نمونه دیگری از این توان بازیابی را میتوان در دوره پس از همهگیری کرونا در بهمن ۱۳۹۸ تا پایان تابستان ۱۴۰۰ مشاهده کرد. بر اساس برخی برآوردهای اقتصادی، پس از این دوره بحرانی، تنها حدود ۱۸ ماه طول کشید تا اقتصاد ایران با وجود تحریمهای شدید رکود تولید ناخالص داخلی از سال ۱۳۹۶ را بشکند. به بیان دیگر، در این بازه زمانیِ نسبتاً کوتاه، اقتصاد کشور توانست بخش زیادی از آثار ترکیبی فشارهای تحریمی حداکثری و شوک ناشی از کرونا را پشت سر بگذارد.
نمونههای عینیتری از این توانمندی در حوزه زیرساختهای حملونقل نیز مشاهده شده است. در جریان درگیریهای اخیر در جنگ تحمیلی سوم، بخشهایی از شبکه راه و ترابری کشور دچار آسیب جدی شد، اما گزارشها نشان میدهد که در مدت فقط چند روز بسیاری از این خسارتها در حوزههای هوایی، ریلی و جادهای برطرف شدهاند. برای مثال، پل راهآهن شهرستان چهارباغ که در جریان حملات متجاوزان آمریکایی-صهیونیستی تقریباً به طور کامل تخریب شده بود، توسط متخصصان داخلی در کمتر از دو روز کاری بازسازی و مجدداً به بهرهبرداری رسید. چنین اقداماتی نشاندهنده توان فنی، سرعت عمل و تجربه مهندسان و پیمانکاران داخلی در مدیریت شرایط بحرانی است.
در بخش صنعت نیز ظرفیتهای مشابهی وجود دارد. به عنوان نمونه متخصصان درباره مجتمع فولاد مبارکه اعلام نمودهاند که امکان بازگشت این مجموعه -که در جنگ اخیر متحمل خسارات قابلتوجهی شده- به ظرفیت تولید پیش از آسیبها در یک بازه حدوداً ۹ ماهه وجود دارد. این امر بیانگر آن است که زیرساختهای صنعتی و نیروی انسانی متخصص در کشور توان بازسازی و احیای سریع واحدهای بزرگ تولیدی را دارند.
مجموع این تجربیات نشان میدهد که ایران از نظر منابع انسانی متخصص، توان مهندسی و ظرفیت اجرایی در حوزه بازسازی زیرساختها و صنایع از قابلیتهای قابل توجهی برخوردار است. بنابراین یکی از پرسشهای مهم در تحلیل وضعیت اقتصادی کشور آن است که چرا با وجود چنین تواناییهایی، بسیاری از چالشهای اقتصادی به شکل پایدار باقی میمانند. این مسئله توجه تحلیلگران را به نقش کیفیت سیاستگذاری اقتصادی، کارآمدی مدیریتی و نحوه بهرهگیری از ظرفیتهای داخلی جلب میکند. به بیان دیگر، تجربه بازسازیهای سریع در شرایط بحران نشان میدهد که در صورت بهکارگیری مؤثر این توانمندیها در چارچوب مدیریت کارآمد و سیاستگذاری مناسب، امکان بهبود قابل توجه عملکرد اقتصادی نیز وجود خواهد داشت.
حجتالاسلام والمسلمین دکتر محمد ملک زاده
(عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی)