نقدی بر خطابه اقتصادی–سیاسی غرویان

محسن غرویان ازحامیان حوزوی دولت حسن روحانی نگران وضعیت معیشتی و اتحاد مردم شده است و برای حاکمیت نسخه سازش مپیچد و این در حالی است که از مهمترین عوامل وضعیت اقتصادی امروز، دولت فشل و لیبرال حسن روحانی است.
عجیب آنکه غرویان سنگ مردم را به سینه میزند ولی حرف دشمن را تکرار میکند؛ مدعی است نگران مردم است اما فهمی از مطالبه انقلابی مردم در تجمعات ندارد و مدعی است اگر وضعیت نامناسب اقتصادی ادامه یابد، مردم دست از حمایت خود از نظام برمیدارند.
نگارنده منکر وجود برخی اراده ها برای کمرنگ کردن حمایت مردم از نظام نیست، اما اینکه به جای درمان قطعی درد اقتصاد، به پیچیدن نسخه های فرسوده غربگرایان روی آمورده شود، نه تنها دردی درمان نمیشود بلکه افزون میگردد کما اینکه امروز نیز حاصل همان سیاساتهای غلط دولت اعتدال و برجامیونی مانند غرویان است.
مردم فهمیدهاند چاره کار مقاومت در برابر دشمنان و منافقان است ولی امثال غرویان دو گانهای همچون (یا اقتصاد یا مقاومت) را طراحی میکنند و تنها راه حل را سازش معرفی مینمایند.
غرویانِ فلسفه خوانده همان سخنان غنینژاد لیبرال را که از قضا در یک تاریخ، یادداشت هر دو منتشر شده است، تکرار میکند اگر چه با ادبیاتی دیگر.
غنی نژاد از اصلی ترین مروجان اقتصاد لیبرال نیز در یادداشت خود تاکید دارد: « اکثریت مردم ایران در درجه نخست خواهان حل معضلات ملموس اقتصادی هستند تا تاکید بر نوعی حق انتزاعی که نتیجه پیگیری آن نامشخص و احیانا ممکن است زیانبخش به لحاظ اقتصادی باشد. به سخن دیگر، به صرافت دریافتهاند که وظیفه قدرت سیاسی حاکم در حال حاضر، در درجه نخست، فراهم آوردن شرایط لازم برای گشودن گرههای معیشتی ناشی از تحریمهای اقتصادی انباشتهشده طی دهههای اخیر است؛ گرههایی که زندگی روزمره اکثریت قریب به اتفاق مردم را دچار معضلات جدی و نگرانکننده کرده است.»
فارغ از نقدهایی که به رویکرد کلی تگنگارههای حزبی غرویان علیه حاکمیت وجود دارد و خود وی با حمایتهایی که از جریان لیبرال کرده از مقصرین مشکلات کشور است اما یادداشت مورد نظر غرویان از نظر دقت تحلیلی و انسجام استدلالی ضعفهای اساسی دارد.
مهمترین مفهوم متن «اولویت اقتصاد» است، نویسنده میگوید اقتصاد باید اولویت اول کشور باشد، ولی توضیح نمیدهد:
– منظور از اولویت اقتصاد دقیقاً چیست؟
– آیا به معنای تغییر سیاستهای کلان اقتصادی است؟
– یا تغییر در سیاست خارجی؟
– یا اصلاح ساختارهای داخلی اقتصاد؟
در متن این سه سطح با هم مخلوط شدهاند. گاهی بحث درباره تورم و معیشت است، گاهی درباره اتحاد اجتماعی، و گاهی درباره مذاکره خارجی.
نکته دیگر تعمیمهای بدون شاهد است؛ وی مدعی است «مردم ساعت به ساعت فقیرتر میشوند» یا اینکه «حمایت مردم از نظام در حال کاهش است»
اینها گزارههای مهم اجتماعی هستند و در یک یادداشت تحلیلی بهتر است با آمار، گزارش یا منبع مشخص همراه شوند.
همچنین در یادداشت غرویان پرش استدلالی وجود دارد؛ اگر چه چهار حوزه اقتصاد، اتحاد اجتماعی، تریبونها و سیاست خارجی به هم مرتبطاند، اما نویسنده پل تحلیلی میان آنها نمیسازد؛ مثلاً توضیح نمیدهد دقیقاً چگونه: تورم داخلی مستقیماً با مذاکره خارجی گره میخورد و در صورت تمکین به زیاده خواهی آمریکا، مساله حل میشود و این در حالی است که ده سال دوره موسوم به اعتدال که مشحون از دیپلماسی التماسی و مد نظر جناب غرویان است، چرا اقتصاد کشور دچار بیعملی و ضعفهای جدی شد؟
نتیجهگیری متن غرویان مبنی بر لزوم مذاکره، ناگهانی و غیر مرتبط با مقدمات است که مایه تعجب خوانندهای است که غرویان را بعنوان ندرس فلسفه در حوزه میشناسد.
نکته دیگر این که ساختار متن منظم نیست و تکرار و پراکندگی موضوعی، حاکی از سفارشی بودن یادداشت است و نویسنده به جهت گرایشی که به رویکرد سازشکارانه داشته، معجونی در هم آمیخته تا نتیجه خود را بگیرد.
حجتالاسلام محمد مقدم