تناقض عشق و نفرت آمریکاپرستان در سوگنامه برای شهید لاریجانی

جریان غربگرا در کشور که با شعار صلح با آمریکا و برجام بافی، شهرۀ آفاق است، در جنگ اخیر دچار بحران وجودی شده است. آمریکا‌دوستی و جنگ با آمریکا!

این داستان همان شعر مشهور است که «دلم از کسی گرفته که می‌خوام براش بمیرم»!

قصۀ تلخ برجام و مذاکرات با آمریکا که در ابتدا با حمایت وسیع بخش نخبگانی کشور انجام شد، به زودی رنگ باخت و تقریبا بخش اعظم جامعه و تعداد قابل توجهی از نخبگان سیاسی کشور، متوجه خطای خود شدند. همه متوجه شدند که اوباما تفاوت چندانی با ترامپ و بایدن ندارد. آمریکا، همان آمریکای جهان‌خوار است و به هیچ عهد و پیمانی وفا نداشته و دست دوستی او، جز روکشی برای دست آهنین او نیست.

اما بخشی از جامعه به همراه طیف نخبگانی غرب‌گرا، هنوز عاشق برجام و آمریکا و غرب است و هنوز در حسرت، لبخند آمریکا زیرا عاشق اگر هزار بار از معشوق جفا ببیند، باز عاشق است و تازه از جفای معشوق لذت می‌برد. دلدادگان آمریکا، با خیانت چند باره آمریکا، هرگز دل از او نخواهند کند. از نظر آنان، خلف وعده های آمریکا مصداق شعر حافظ است که «هزار وعدۀ خوبان، یکی وفا نشود». یعنی آمریکا هم اگر خلف وعده کرد و …، نشان از خوبی اوست؟!!

در جنگ اخیر نیز، باز همان فاجعه در حال تکرار است. در حالی که نفرت ملی از ذات شروری که به کشور حمله کرده و رهبر معظم انقلاب را به همراه جمعی از مسئولان کشوری و لشگری را شهید کرده و چند هزار نفر از مردم بی‌گناه را به خاک و خون کشیده است، بالا گرفته، جریان غرب‌گرا، هنوز دلبسته آمریکاست. گاهی به وطن خویش نگاه می‌کند و آهی می‌کشند و اما چون به قاتل می‌نگرند، نمی‌توانند باور کنند که ضربۀ معشوق به عاشق بی‌حکمت بوده است. چشمان گریان از داغ عزیزان، اما منتظر کرشمۀ قاتل و لبخندی در برابر او!

«دلم از کسی گرفته که می‌خواهم برایش بمیرم …!!»

از این رو باز با هزار حیله و سفسطه، می‌خواهند طرح صلحی درافکنند و باب مذاکره بگشایند و هر طوری شده حتی با تسلیم، رابطه را با معشوق اصلاح کنند. اما فارغ از این تلاش‌های کور سیاسی، نکتۀ غریبْ، مراسمات آنان برای گرامیداشت یاد شهدای جنگ تحمیلی به دست آمریکاست.

شهید والامقام دکتر علی لاریجانی، یکی از این شخصیت‌هاست. شهیدبزرگواری که وقتی متوجه خطای برجام شد و خیانت آمریکا را دید، جانانه به دفاع از رهبری معظم پرداخت و در برابر آمریکا ایستاد. صلابت این شهید بزرگوار و جملۀ تاریخی او هنوز آویزۀ گوش مسئولین کشور است: «آمریکا و رژیم صهیونی قلب ملت ایران را سوزاندند و ماهم قلبشان را می‌سوزانیم…. آمریکایی‌ها باید بدانند به قلب ملت ایران خنجر زدند و به قلب‌شان خنجر خواهد خورد….»

صهیونیست‌های ملعون هم با دیدن این صلابت، طرح ترور ایشان را ریختند و البته باز خطا کردند. آن بزرگوار به آرزویش رسید و شهادت او، درخت تنومند انقلاب را مستحکم‌تر کرد.

اما غربگرایان، با پوشاندن این مجاهدت‌ها و ارتباط بسیار صمیمی او با رهبر معظم شهید و نیروهای انقلابی، این همه را رها کرده و فقط ایام برجام را گرفته و تمام وجود شهید لاریجانی را در برجام خلاصه کردند. آنان با بزرگ‌نمایی ارتباطات شهید لاریجانی با برجامیون، سعی کردند که ایشان را هم برای خویش مصادره کنند. گویی این شهید عزیز در طول زندگی خویش، جز برجام و ارتباطات با برجامیون، فعالیتی نداشته است.

غریب این که حتی علت شهادت ایشان را هم تلاش برای مذاکره و عقلانیت مذاکره‌ای اعلام کردند! در حالی که برنامه قطعی آمریکا و اسرائیل، حذف جریان انقلابی است نه غرب پرستان. این سیاست را هم اخیرا  ترامپ رسما اعلام کرده است که می‌خواهد مخالفان مذاکره را ترور کند.

«راستی اگر شهید لاریجانی مرد مذاکره بود، چرا ایشان را شهید کردند، چرا ظریف و دیگر برجامیون را ترور نکرده و نمی‌کنند؟!»

حجت‌الاسلام والمسلمین سیدمحمدهادی پیشوایی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *