اندر احوالات محقق داماد و اهتزاز سند رسوای حقوق بشر توسط او

مصطفی محقق داماد، بار دیگر در درس گفتار خویش، با آب و تاب بسیار، بار دیگر پرچمِ سند رسوای حقوق بشر را بالا برده و اعلامیه حقوق بشر را یک سند بالادستی برای اخلاق و عقلانیت، همۀ ادیان و تمدنها معرفی کرده است و خواستار بازخوانی تعالیم اسلامی، بر اساس این سند شده است.
گویی که هیچ اتفاق خاصی در جهان نیفتاده است. سالهاست جامعۀ ایران با جنجال «اعلامیه حقوق بشر» مواجه بوده و کشورهای غربی بارها، ایران را متهم به نقض حقوق بشر کردهاند. آنان با تقدس فوقالعاده برای این اعلامیه، آن را محور و بنیاد کلیدی اخلاق و انسانیت معرفی کرده و با آن دیگر کشورها را تحت فشار قرار میدادند. جریان روشنفکری در ایران، به عنوان منادیان و بلندگوهای تمدن غرب در ایران، این صداها را تکرار کرده و مرتب فرهنگ و جامعه دینی ایران را متهم به بیتوجهی به این اعلامیه کرده و آنان را به نقض اخلاق و نقض انسانیت متهم میکردند. آنان گاه جملۀ تاریخی منسوب به سیدجمال را تکرار کرده و مدعی انسانیت و اسلامیت واقعی تمدن غرب میشدند. «به غرب رفتم و اسلام دیدم و مسلمان ندیدم و به شرق آمدم مسلمان دیدم، اما اسلام ندیدم.»
اما یکباره با آمدن ترامپ و نتانیاهو، بار دیگر نقاب از این تمدن شیطانی برافتاد و تمام ارزشهای انسانی و اخلاقی، و از همه بدتر این اعلامیه کذائی را به دور انداخت. غرب چهرۀ واقعی خودش را نشان داد و کلیت این تمدن، با تمام توان به دفاع از آمریکا و اسرائیل پرداخت. جنایات اسرائیل در غزه با حمایت کشورهای غربی انجام شد و… . امروزه این جملۀ سیدجمال، آشکارا به زبالهدان افتاده است. برای اکثریت افراد مشخص شده است که آمریکا، دیگر مهد اسلام واقعی نیست، بلکه جایگاه شیاطین جزیره بدنام اپستین و … است.
در میانه چنین جنگی که مشخص شده است که حقوق بشر و اعلامیه حقوق بشر، یک بازی برای سرکیسه کردن دیگر کشورها بوده و این اعلامیه، برای بانیان و منادیان آن، در مقام عمل کوچکترین ارزشی ندارد، جریان روشنفکری بیچاره شده است. جریانی که الگویی جز آمریکا و غرب نداشت و اسلام واقعی خویش را در آمریکا جستجو میکرد، اکنون دچار بحران فکری شده است.
گروهی چون مهدی نصیری، همۀ دارائی خویش را برفنا داده و در گلۀ ترامپ و نتانیاهو، زوزه میکشند. ادبیات این جماعت و به ویژه صورت دینی آنان، هر انسان آزادهای را به تهوع میاندازد. اما اکثر روشنفکران، که به نوعی به آرمان روشنفکری خویش پایبندند، سعی میکنند که بین ترامپ و غرب واقعی یک دوگانه قائل شده و از ترامپ و نتانیاهو، انتقاد کنند. هرچند انتقاد آنان از غرب، با ادبیاتی «شُکری است با شکایت» و «دلشان از کسی گرفته که میخواهند برای او بمیرند است» اما، هر چه هست، اندکی صورتی موجهتر دارند.
اما در این میانه، آقای محقق داماد، باز اعلامیه حقوق بشر را برداشته و مستانه از اهمیت و ارزش و اعتبار آن سخن میگوید و با همان ادبیات سیدجمالی، این سند را نشان عقلانیت بشر میخواند. گویی که هیچ ارتباطی بین بانیان این سند و جنایت امروز آنان برقرار نمیکند. گویی آیه «لم تقولون ما لاتفعلون» را توجه ندارد. اگر این سند حقیقت و واقعیت دارد، چرا اکثریت این جماعت غربی، از اسرائیل حمایت میکنند و این جنایات را مخالف این سند نمیدانند.
تمدن غرب به خاطر بحران وجودی، دیگر نمیتواند این نقاب را نگه دارد و صورت خویش را در پس این اعلامیهها مخفی کند. آمدن ترامپ نشان داد، که امثال این اعلامیه هیچ ارزشی برای آمریکاییهای واقعی ندارد و بالابردن آن، ثمرهای جز ضایع کردن خویش ندارد.
حجتالاسلام والمسلمین سیدمحمدهادی پیشوایی