استناد صلحطلبان به حکمی منسوخ!

نظریه اصالت صلح آنگونه که از عنوان آن مشخص است، صلح را اصل و قاعده در روابط اجتماعی میان انسانها معرفی نموده و جهاد و قتال را به عنوان استثناء و خروج از اصل دانسته که صرفا در برخی موارد تجویز میشود.
به تصریح برخی شارحین نظریه اصالت صلح، «صلح قاعده اولیه بنیادین اسلامی است و اگر در حکومتی، مقام یا مقامات کلیدی دنبال جنگ افروزی باشند، آنان حق صلح همگانی خدادادی را نقض کردهاند و از این طریق حق مصونیت آنان را مورد تعرض قرار دادهاند.»[1]
یکی دیگر از شارحان این نظریه ضمن نسبتسنجی میان آیات قتال و آیات صلح در قرآن کریم، هدف نهایی قرآن را بسترسازی برای زندگی مطلوب و برخوردار از نعمتهای مادی و معنوی معرفی نموده و معتقد است که قرآن در تقابل با «ایده اسلامگرایان رادیکال»، راهبرد صلح و تعامل را تایید میکند و با توجه به قرآن، صلح بر جنگ، گفتگو و مذاکره بر قهر و منازعه، مدارا برخشونت و در نهایت، تعامل بر تقابل مقدم است و اساسا جامعه امن و انسان توسعه یافته درسایه چنین راهبردی قابل تحقق است. [2]
یکی مهمترین ادله قرآنی این نظریه، آیه «وَإِن جَنَحُواْ لِلسَّلۡمِ فَٱجۡنَحۡ لَهَا وَ تَوَکَّلۡ عَلَى ٱللَّهِۚ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلسَّمِیعُ ٱلۡعَلِیمُ» ۶۱ انفال است؛ شارحین نظریه مذکور بدون رعایت سازوکار ارجاع به یک آیه و فرایند استدلال به قرآن برای اثبات یک مدعا، صرفا با اشاره به آیه کریمه مذکور بر موارد زیر تاکید میکنند:
– از این تعبیر آشکار می شود که آغاز کننده جنگ با دشمنان هیچ گاه مسلمانان نخواهند بود و بر دوش آنان هیچگاه از سوی خدا تکلیفی برای آغاز جنگ با کافران یا مشرکان گذاشته نشده است؛ و گرنه معنا ندارد در صورت تمایل دشمن به صلح، مسلمانان صلح را ترجیح دهند.[3] (تعطیل جهاد ابتدایی)
– در اسلام جهاد به معنای کوشش در راه خدا، به هیچ وجه مساوی جنگ نیست و جهاد را بیش از آنکه مستلزم جنگ بتوان تلقی کرد، باید آن را، اغلب، همنشین صلح دانست. [4] (تحریف معنای جهاد)
– صلح و مذاکره در هر زمانی از طرف دشمن مطرح شد، باید از آن استقبال کرد و سازوکار قرآن برای مواجه با خدعه و نیرنگ دشمن آمادگی نظامی، اقتصادی و فرهنگی میباشد، نه تداوم جنگ و تنشزایی که خسارات زیادی را بر جامعه تحمیل میکند. نتیجه جنگ و دشمنی، از دست دادن فرصت توسعه و عمران جامعه و کشور
است.[5] (تقلیل زندگی به حیات مادی و تفسیر سکولاری از دین)
بررسی و نقد
قبل از مراجعه به استنباط فقهای مشهور از آیه مذکور در رابطه با صلح و آتشبس، شایان ذکر و قابل توجه اینکه علامه طباطبایی در تفسیر المیزان روایتی را درباره نسخ این آیه توسط آیه ۳۵ سوره محمد(ص) ذکر نموده است: «در تفسیر قمى در ذیل جمله «وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَها» امام فرموده: این آیه با آیه«فَلا تَهِنُوا وَ تَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ وَ اللَّهُ مَعَکُمْ»[6] نسخ شده است.»[7] و معنای این نسخ، در صورت پذیرفتن، بطلان قطعی نظریه اصالت صلح است.
در رابطه با استدلال به آیه مذکور برای اثبات اصالت صلح گفتنی است فقهای مشهوری همچون علامه حلی و صاحب جواهر ضمن عنایت و اشاره به این آیه، همچنان بر نظر خود مبنی بر جواز مهادنه و آتشبس با کفار حربی و نه وجوب آن در هیچ شرایطی، تاکید دارند؛ علامه حلی در کتاب تذکرهالفقهاء از آیه ۶۱ سوره انفال صرفا برداشت «جواز صلح» نموده و علت جواز آن را، نهی خداوند از «القاء در تهلکه» ذکر نموده و تاکید میکند: «الهدنه لیست واجبه على کلّ تقدیر، لکنّها جائزه، لقوله تعالى «وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهٰا»[8] بل المسلم یتخیّر فی فعل ذلک برخصه قوله «وَ لاٰ تُلْقُوا بِأَیْدِیکُمْ إِلَى التَّهْلُکَهِ»[9]…، و إن شاء، قاتل حتى یلقى اللّٰه تعالى شهیدا»[10]
همچنین مرحوم صاحب جواهر در کتاب فقهی مشهور خود از آیه مذکور صرفا جواز صلح و مهادنه و عدم وجوب آن را استفاده کرده و درباره اطلاق این آیه تاکید میکند: «إذا کان فی المسلمین قوه على الخصم و استعداد و فی الکافرین ضعف و وهن على وجه یعلم الاستیلاء علیهم بلا ضرر على المسلمین، لم تجز المهادنه قطعا، لعموم الأمر بقتلهم مع الإمکان فی الکتاب و السنه، على وجه لا یعارضه إطلاق قوله تعالى وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهٰا»[11] بدین مضمون که در صورت قدرت نظام اسلامی بر جنگیدن با دشمن، اطلاق آیه مذکور با عموم ادله قرآنی و رواییِ امر به قتال با دشمن تعارضی ندارد؛ با توجه به برداشت این عالمان مشهور و استوانههای فقه شیعی درباره آیه مذکور، جایی برای استدلال به آن برای اثبات نظریه ضعیفِ «اصالت صلح باقی» نمیماند.
[1] . محمدتقی فاضلمیبدی (از شاگردان حسینعلی منتظری و عضو مجمع مدرسین و محققین حوزه علیمه قم)
[2] . یوسف خان محمدی (فارغالتحصیل دانشگاه باقرالعلوم(ع) و عضو هیات علمی در دانشگاه مفید)
[3] . محمود شفیعی(دانشیار دپارتمان علوم سیاسی دانشگاه مفید)
[4] . محمود شفیعی (دانشیار دپارتمان علوم سیاسی دانشگاه مفید)
[5] . یوسف خان محمدی (فارغالتحصیل دانشگاه باقرالعلوم(ع) و عضو هیات علمی در دانشگاه مفید)
[6] . «پس شما مسلمانان سست نشوید، و مشرکین را به صلح و صفا دعوت مکنید در حالى که شما پیروز و دست بالائید و خدا با شما است و هرگز پاداش اعمالتان را کم نمىکند.» ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۸، ص370.
[7] . ترجمه تفسیر المیزان ، ج۱۸، ص376.
[8] الأنفال: ۶۱.
[9] البقره: ۱۹۵.
[10] . علامه حلی . تذکره الفقهاء ج ۹، ص ۳۵۸.
[11] . صاحب جواهر، جواهر الکلام، ج ۲۱، ص ۲۹۶.