بهداشت شنیداری؛ ضرورت مغفولمانده در عصر جنگ روایتها

یک توصیه مهم امام سیدمجتبی حسینی خامنهای(مدظلهالعالی) در این مقطع «مراقبت از گوشها در مقابل رسانههای تحت حمایت دشمن» است. ایشان در پیام خود خطاب به ملت ایران فرمودند:
«مراقبت از گوشهایمان که پنجره مغز و قلب است در مقابل رسانههای تحت حمایت دشمن یا همسوی با ایشان امری لازم است. مسلماً آن رسانهها خیرخواه کشور و ملت ایران نیستند و این معنا بارها ثابت شده است. بنابراین یا اساساً مواجهه و استفاده از آنها را ترک کنیم یا اقلاً با سوء ظن فراوان با هر چیزی که ارائه میدهند برخورد کنیم».
در این زمینه توجه به چند نکته حائز اهمیت است:
در ابتدا باید به این نکته توجه داشت که در جهان امروز، عرصه ارتباطات بهمراتب پیچیدهتر از هر زمان دیگری شده است. آنچه پیشتر «خبر» نام داشت، اکنون با لایههای متعدد روایت، تحلیل، احساسآفرینی و القای جهتدار ترکیب شده است. این تغییر ماهوی، مخاطب را در معرض انبوهی از پیامهایی قرار میدهد که هدف بسیاری از آنها صرفاً «اطلاعرسانی» نیست، بلکه بهدنبال «جهتدهی ادراک» مخاطب هستند. در چنین شرایطی، مفهوم «بهداشت شنیداری» بهعنوان یکی از شاخصههای سلامت شناختی، جایگاهی تعیینکننده پیدا میکند. «بهداشت شنیداری» به زبان ساده یعنی مدیریت هوشمندانه ورودیهایی که از طریق گوش و رسانهها وارد ذهن ما میشود. در علوم شناختی ثابت شده است که ذهن انسان دستگاهی کاملاً بیطرف نیست؛ بلکه بهشدت تحت تأثیر نوع، حجم و تکرار پیامهایی است که دریافت میکند. مغز ما برای تصمیمسازی و قضاوت، از همان دادههایی استفاده میکند که وارد آن شده است. بنابراین کیفیت ورودیها، کیفیت خروجیهای ذهن ـ یعنی تحلیلها، باورها و رفتارها ـ را تعیین میکند.
یکی از مهمترین پدیدههایی که ضرورت این مراقبت را در علم ارتباطات توضیح میدهد، «اثر تکرار» است. طبق دهها پژوهش معتبر، اگر یک پیام -حتی اگر غلط باشد- بهاندازه کافی تکرار شود، ذهن آن را «آشنا» و سپس «قابلباور» تلقی میکند. این سازوکار در ذات مغز تعبیه شده و راه گریزی از آن نیست؛ تنها دفاع ممکن، آگاهی و مراقبت از ورودیهاست. رسانههایی که از تکنیکهای تکرار هدفمند استفاده میکنند، میتوانند ادراک جمعی را به سمت خاصی سوق دهند بدون آنکه مخاطب متوجه این روند شود.
پدیده مهم دیگر «چارچوببندی» است. این نظریه میگوید نحوه بیان یک خبر، انتخاب کلمات، ترتیب اطلاعات، نوع موسیقی یا لحن گوینده، میتواند احساسی کاملاً متفاوت از همان واقعیت بر ذهن مخاطب ایجاد کند. از این رو دو رسانه مختلف میتوانند یک موضوع واحد را به گونهای روایت کنند که یکی اضطراب و ناامنی بیافریند و دیگری آرامش و اطمینان. این تفاوت، حاصل «گزینش کلمات» و «زاویه روایت» است، نه تفاوت در اصل واقعیت.
در مقاطع حساس اجتماعی، اقتصادی یا فرهنگی، ذهن انسان آسیبپذیرتر میشود. شرایط مبهم باعث میشود مغز بهطور طبیعی به دنبال «روایتهای قاطع» بگردد؛ روایتهایی که با قطعیت حرف میزنند، هیجان ایجاد میکنند و پیچیدگیها را سادهسازی میکنند. این همان نقطهای است که مخاطب بیش از همیشه در معرض تأثیرپذیری ناخواسته قرار میگیرد. از این رو متخصصان روانشناسی رسانه توصیه میکنند در دورههای حساس، میزان مراقبت از ورودیها بهطور جدی افزایش یابد.
اکنون این سوال مطرح است که راهکار مقابله با این موضوع چیست؟ نخستین راه، گزینشگری است. همانگونه که برای خوردن هر غذایی احتیاط میکنیم، نباید هر صوت، تحلیل یا خبر را وارد ذهن کنیم. رسانههایی با پیشینه نامشخص، یا شناختهشده در دروغپردازی و دشمنی، باید با احتیاط بیشتری مصرف شوند و یا کاملا کنار گذاشته شوند.
گام دوم، تحلیلگری است. هر خبری باید با یک پرسش ساده بررسی شود: «این پیام از چه کسی و برای چه مخاطبی تهیه شده است و چه کسی از این روایت سود میبرد؟» این نوع پرسشگری، خودبهخود درصد زیادی از اثرگذاری ناخواسته پیام را خنثی میکند.
سومین مرحله، مقایسهگری است. تکیه بر یک منبع واحد، هرگز راه مطمئنی برای درک واقعیت نیست. مخاطب باید بین منابع مختلف مقایسه انجام دهد تا تصویر دقیقتری بسازد. هر منبع رسانهای -حتی معتبرترین آنها- دارای زاویه نگاه، اولویت خبری و چارچوب خاص خود است.
در نهایت باید دانست که «گوش» تنها وسیله شنیدن نیست؛ بلکه به تعبیر رهبر معظم انقلاب، دروازه مغز و قلب است. هر آنچه از این مسیر وارد میشود، در ساختار شناختی فرد باقی میماند و در تصمیمها، امیدها، ترسها و رفتارهای او نقش ایفا میکند. بهداشت شنیداری، یک توصیه صرفا اخلاقی نیست؛ یک ضرورت علمی برای حفظ سلامت ذهن و پایداری اجتماعی است. در عصر جنگ روایتها، پاسداری از ورودی ذهنی، بخشی از سواد حیاتی انسان مدرن به شمار میرود.
حجتالاسلام والمسلمین محمد ملکزاده؛ عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی