اسلام رحمانی و اباحه‌گری

آقای محسن غرویان اخیرا برای دین گریزی در جامعه امروزی سه عامل معرفی کرد. وی همنوا با ترویج دهندگان اسلام تبشیری و رحمانی اولین عامل را معرفی کردن جنبه به اصطلاح ایشان ترسناک دین یعنی  عذاب، جهنم، دوزخ و خشم الهی می‌داند. او فشارهای اقتصادی و سوءمدیریت حاکمیتی و نظام آموزشی غیرعقلانی و فقدان تربیت آزاداندیش را از عوامل دیگر برای دین گریزی جامعه ذکر کرده است که در حقیقت هدف از طرح این مباحث متهم کردن نظام اسلامی است. وی سپس بدون هیچ مناسبتی به مسئله حجاب حمله کرده و تلاش می کند از حساسیت ها به مسئله حجاب بکاهد و در مقابل مسئله عفاف را مهم دانسته و فشارهای بیرونی برای حجاب را بی فایده می داند. طرح بحث حجاب از سوی ایشان نیز با هدف جهت دهی به مخاطب است تا آنچه بیان می کند مخاطب ناخودآگاه آن را بر این مسئله تطبیق دهد.

این استاد حوزه! با ژستی روشنفکرانه می گوید برداشت ها از دین باید با نیازهای روز و عقلانیت جامعه هم‌خوان باشد و تمرکز بر بحث عذاب و قهر الهی و نادیده گرفتن رحمت الهی را برای جوانان غیر جذاب دانسته و معتقد است آنان را از دین دور می کند.

وی بدون هیچ دلیلی، طرح جنبه های انذارگونه دین را با فطرت انسانی ناسازگار می داند و کسانی که بر آیات مربوط به غضب، خشم، جهنم، دوزخ، آتش و عذاب تأکید می‌ورزند را تخطئه کرده و معتقد است چنین تصویری با درک فطری انسان‌ها از رحمت، محبت و مهربانی خداوند هم‌خوان نیست.

سپس بر رحمانیت اسلام تاکید کرده و به تائید کسانی می پردازد که برداشت و تفسیر آنان از دین بر پایه محبت، عاطفه، مهر، رحمانیت و رحیمیت الهی استوار است. وی با استناد به «بسم‌الله الرحمن الرحیم»، در ابتدای هر سوره ای دین اسلام را رحمانی معرفی می کند و این تفسیر از دین را عامل جذب مردم به دین می داند. دلیل دیگر او این است که در روایات اسلامی تأکید شده است که «رحمت خدا بر غضب او پیشی گرفته است». راهکاری که ارائه می دهند نیز چیزی جز اباحه گری نیست.

پس از طرح این مباحث به سراغ حجاب آمده تا مشخص شود همه آنچه گفته شد مقدمه ای برای توجیه بی حجابی است. وی با تاکید بر عفاف که آن را امری درونی می داند و مسئله حجاب که آن را امری ظاهری و کم اهمیت جلوه می دهد می گوید: چرا به‌جای سرمایه‌گذاری بر عفت و تقویت اخلاق درونی، تنها بر ظاهر حجاب تأکید می‌کنیم؟ همیشه خواستیم با امر و نهی این مسائل را برای جوانان حل کنیم و این موضوع جواب نداده است.[1]

روشن است که نتیجه این تفکر چیزی نیست جز حذف بسیاری از احکام فقهی که نهایتا به اباحه‌گری ختم می شود.

رهبر انقلاب درباره اسلام رحمانی می فرمایند:

«گاهی یک شعارهایی داده میشود، شعارهای به‌ظاهر اسلامی که باطناً اسلامی نیست؛ از جمله‌ی چیزهایی که اخیراً خیلی رایج شده و انسان می‌شنود در نوشته‌ها و در گفته‌ها، «اسلام رحمانی» [است]؛ خب، کلمه‌ی قشنگی است، هم اسلامش قشنگ است، هم رحمانی‌اش قشنگ است؛ امّا یعنی چه؟ تعریف اسلام رحمانی چیست؟ خب، خدای متعال، هم رحمان و رحیم است، هم «اشدّالمعاقبین» است؛ هم دارای بهشت است، هم دارای جهنّم است. خدای متعال، مؤمنین و غیر مؤمنین را یک‌جور به حساب نیاورده؛ اَفَمَن کانَ مُؤمِنًا کَمَن کانَ فاسِقًا لا یَستَوون.[2] اسلام رحمانی که گفته میشود، قضاوتش در مورد مؤمن، در مورد غیر مؤمن، در مورد کافر، در مورد دشمن، در مورد کافرِ غیر دشمن چیست؟»[3]

کسانی که جنبه رحمانی اسلام را کتمان کرده و فقط به آیات انذار و غضب الهی بپردازند در اشتباه اند زیرا باعث ناامیدی بندگان خداوند از رحمت الهی می شود همچنین کسانی انذار و غضب الهی را نادیده گرفته و فقط به رحمانیت خداوند بپردازند نیز در اشتباه اند زیرا بندگان را نسبت به خداوند جری میکند. در دین مبین اسلام هم رحمت است و هم غضب. خداوند در قرآن کریم بارها خطاب به پیامبر اسلام نیز می فرمایند:

وَبِالْحَقِّ أَنزَلْنَاهُ وَبِالْحَقِّ نَزَلَ وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا مُبَشِّرًا وَنَذِيرًا

ﻭ ﻗﺮﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺣﻖ ﻧﺎﺯﻝ ﻛﺮﺩﻳﻢ ﻭ ﺑﻪ ﺣﻖ ﻧﺎﺯﻝ ﺷﺪ، ﻭ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺟﺰ ﻣﮋﺩﻩ ﺭﺳﺎﻥ ﻭ ﺑﻴﻢ ﺩﻫﻨﺪﻩ ﻧﻔﺮﺳﺘﺎﺩﻳﻢ.[4] و باز در آیه دیگر تکرار می کند: وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا مُبَشِّرًا وَنَذِيرًا

ﺗﻮ ﺭﺍ ﺟﺰ ﻣﮋﺩﻩ ﺭﺳﺎﻥ ﻭ ﺑﻴﻢ ﺩﻫﻨﺪﻩ ﻧﻔﺮﺳﺘﺎﺩﻳﻢ.[5]

این آیات و مانند آن به روشنی نشان می دهد که دین هم بشارت دارد و هم انذار و افراط و تفریط در هرکدام از این دو مردود است.

خداوند تبارک و تعالی همانگونه که در قرآن کریم سخن از رحمت الهی به میان آورده است بارها از غضب الهی نیز سخن گفته است.

كُلُوا مِن طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَلَا تَطْغَوْا فِيهِ فَيَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبِي وَمَن يَحْلِلْ عَلَيْهِ غَضَبِي فَقَدْ هَوَى.

ﺍﺯ ﺧﻮﺭﺩﻧﻲ ﻫﺎﻱ ﭘﺎﻛﻴﺰﻩ ﻛﻪ ﺭﻭﺯﻱ ﺷﻤﺎ ﻧﻤﻮﺩﻳﻢ ، ﺑﺨﻮﺭﻳﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺍﺯ ﺣﺪﻭﺩ ﺍﻟﻬﻲ ﺗﺠﺎﻭﺯ ﻧﻜﻨﻴﺪ ﻛﻪ ﺧﺸﻢ ﻣﻦ ﺑﺮ ﺷﻤﺎ ﻓﺮﻭﺩ ﺁﻳﺪ، ﻭ ﻛﺴﻲ ﻛﻪ ﺧﺸﻢ ﻣﻦ ﺑﺮ ﺍﻭ ﻓﺮﻭﺩ ﺁﻳﺪ، ﻳﻘﻴﻨﺎً ﻫﻠﺎﻙ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ.[6]

در قرآن کریم نه تنها از خشم الهی نسبت به اشخاص بلکه گاهی از خشم و غضب الهی نسبت به یک قوم حکایت می کند.

أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْمًا غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِم…

ﺁﻳﺎ ﺑﻪ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﻗﻮم ﻣﻮﺭﺩ ﺧﺸﻢ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺘﻲ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ، ﻧﻨﮕﺮﻳﺴﺘﻲ؟…[7]

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَوَلَّوْا قَوْمًا غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ…

ﺍﻱ ﻣﺆﻣﻨﺎﻥ! ﺑﺎ ﻗﻮﻣﻰ ﻛﻪ ﺧﺪﺍ ﺑﺮ ﺁﻧﺎﻥ ﺧﺸﻢ ﮔﺮﻓﺘﻪ، ﺩﻭﺳﺘﻲ ﻧﻜﻨﻴﺪ…[8]

علاوه بر بحث غضب الهی گاهی خداوند با تعبیر «وَاللَّهُ عَزِيزٌ ذُو انتِقَام»ٍ[9] تهدید به انتقام می کند. و حتی کسانی که به این امر توجه نمی کنند با لحنی توبیخ آمیز می فرمایند:

وَمَن يَهْدِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِن مُّضِلٍّ أَلَيْسَ اللَّهُ بِعَزِيزٍ ذِي انتِقَامٍ

ﻭ ﻫﺮ ﻛﻪ ﺭﺍ ﺧﺪﺍ ﻫﺪﺍﻳﺖ ﻛﻨ ، ﺍﻭ ﺭﺍ ﻫﻴﭻ ﮔﻤﺮﺍﻩ ﻛﻨﻨﺪﻩ ﺍﻱ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ. ﺁﻳﺎ ﺧﺪﺍ ﺗﻮﺍﻧﺎﻱ ﺷﻜﺴﺖ ﻧﺎﭘﺬﻳﺮ ﻭ ﺻﺎﺣﺐ ﺍﻧﺘﻘﺎم ﻧﻴﺴﺖ؟[10]

امیر المومنین علی(ع) نیز در حکمت 90 نهج البلاغه می فرمایند:

«الْفَقِيهُ كُلُّ الْفَقِيهِ مَنْ لَمْ يُقَنِّطِ النَّاسَ مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ، وَ لَمْ يُؤْيِسْهُمْ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ، وَ لَمْ يُؤْمِنْهُمْ مِنْ مَكْرِ اللَّهِ»

یعنی فقيه كامل كسى است كه مردم را نه از آمرزش خداوند نا اميد گرداند و، نه از رحمت حق مأيوسشان سازد، نه از عذاب خدا ايمنى دهد.

علاوه بر این موارد آیات و روایاتی بسیاری درباره عذاب الهی وجود دارد و توجه به آنها در کنار رحمانیت خداوند تبارک و تعالی نقس اساسی در تربیت صحیح و متعادل انسان ها دارند و عدم توجه به این آیات عملا تربیت صحیح ممکن نیست. به قول بابا طاهر:

به دنیا هیچکس کی ماندنی بی     

که دامان بر جهان افشاندنی بی

همی لا تقنطوا خوانی عزیزم        

مگر یاویلنا ناخواندنی بی

حجت‌الاسلام محمدمهدی فریدونی، عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی تهران


[1] منبع

[2] سجده / 18

[3] . منبع

۱۳۹۴/۰۴/۲۰

بیانات در دیدار جمعى از دانشجویان

[4] اسراء / 105

[5] فرقان / 56

[6] طه / 81

[7] مجادله / 14

[8] ممتحنه / 13

[9] آل عمران / 4

[10] زمر / 37

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *