فلسفه خون خواهی



مفهوم خون‌خواهی، در کالبدِ تفکرِ شیعی، نه صرفا یک شعار غیر عملیاتی و نه انتقام کورکورانه، بلکه یک «الگو برای بقا» با هدف بازگرداندنِ نظم برهم خورده جهانِ است؛ راهبردی استراتژیک که در طول بیش از هزار سال، توازنِ قدرت را میانِ حق و باطل حفظ کرد.
از منظرِ حقوقی و الهی، خون‌خواهی همان مطالبه «قصاص» است؛ ابزاری که خداوندِ حکیم برای حفظِ تداومِ نوعِ بشر طراحی کرده است. راهبردی به نام قصاص که در دین اسلام با هدف حفظ نوع بشر تشریع شده است؛ فلسفه ای حیات بخش است؛ آنجا که قرآن کریم می‌فرماید: «وَلَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاةٌ یَا أُولِی الْأَلْبَابِ» (سوره بقره، آیه ۱۷۹) ؛ یعنی با اجرایِ مجازاتِ قاتل، از کشتارِ هزاران تن جلوگیری می‌شود. این یعنی بازدارندگی؛ و بدونِ بازدارندگی، تمدن بشری در گردابِ هرج‌ومرج فرو خواهد رفت.
آری! قصاص، همان «کشتنی» است که از خونریزی‌های بی‌شمار جلوگیری می‌کند؛ همان بازدارندگیِ الهی است که ستونِ امنیتِ جهان را استوار می‌دارد. بازدارندگی که سبب امنیت می شود وگرنه بدون این حکم بشر امنیتی پیدا نخواهد کرد. بنابراین خون خواهی در اسلام وسیله‌ای است برای «ارزش‌گذاری بر جان انسان» و «برقراری امنیت» است.
در باب روانشناسی نیز قصاص امری پذیرفته شده و قابل توجیه است. قصاص برای سلامتِ روانیِ جامعه لازم است. وقتی جامعه می‌بیند قاتل مجازات می‌شود، حسِ امنیت و «عدالتِ جهان» دوباره برقرار می‌شود.
از دید فلسفه اخلاق مدرن نیز خون خواهی بخاطر «عدالتِ عمومی» امری موجه و ضروری است. در فلسفه اخلاق خون خواهی به معنای پاسخ متناسب و عادلانه به جنایت مورد پذیرش است؛ یعنی به معنای دادخواهی، اجرای عدالت، و حفظ حرمت جان انسان.
مطالبه قصاص که از آن به خون خواهی یاد می کنیم پشتوانه شرعی، اخلاقی، روانی و عقلانی دارد که آن را تبدیل به یک وظفیه می کند. هرگونه کوتاهی در این زمینه بدون تردید خطرات بسیار زیادی به همراه خواهد داشت. دلیل تجربه! پس از فاجعه‌ی کربلا، همین پافشاری بر مطالبه‌ی حق بود که حتی در دورانِ ضعف و اقلیت، ایجادِ یک «بازدارندگیِ معنوی و سیاسی» کرد؛ چنان که دشمن، با وجودِ تمامِ قدرت، از تعرضِ آشکار به حریمِ امامانِ ما واهمه داشت.
اکنون نیز در لحظه‌ای سرنوشت‌ساز قرار داریم که دشمن در تلاش است آن را تبدیل به یک بحران وجودی کند. دشمن با به شهادت رساندن حضرتِ آیت‌الله العظمی سید علی خامنه‌ای، تلاش کرد آن حصارِ بازدارنده‌ای که بر پیکرِ شیعه سایه افکنده بود را درهم شکند. هرگونه سستی، هرگونه درنگ و کوتاهی در مسیرِ خون‌خواهی، به معنای فروپاشیِ امنیتِ هستیِ شیعه است؛ زیرا دشمن به دنبال به خطر انداختن حیات شیعه است نه ایجاد یک چالشِ گذرا.
ناگفته پیداست همواره دشمن خارجی با کمک عمال خائن خود در داخل در تلاش است تا یک دوگانه ای بین خون خواهی و معیشت مردم ایجاد کند تا آنان را از این رسالت حیاتی دور نگه دارد همانگونه که با ایجاد دوگانه معیشت و جنگ تلاش کرد آتش بس را ایجاد کند. از اینرو ملت مبعوث شده با هوشیاری کامل با عقلانیت اجازه شکل گیری این دوگانه کاذب را نخواهند داد و با خون خواهی امام شهید ظالمان و مستکبران عالم را از کرده خویش پشیمان کرده آنگونه که حکومت طاغوتی بنی امیه از به شهادت رساندن سید الشهدا(ع) پشیمان شد و سرانجام خون پاک او دامنگیر حکومت آنان شده و طومار ظالمانه آنان را در هم پیچید.

حجت‌الاسلام والمسلمین محمدمهدی فریدونی
(عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد تهران واحد یادگار امام)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *