پروژه‌ی آرام‌سازیِ سوگ انقلابی

کانال «اندیشه ما» یادداشتی با عنوان «درسی از تشییع جنازه پاپ» را در آستانه یکی از بزرگترین وقایع تاریخ اسلام یعنی تشییع قائد شهید، حضرت امام سید علی خامنه‌ای منتشر نمود که نویسنده‌ی یادداشت مذکور در پی تعلیم ادب تشییع به مردمان داغدار ایران اسلامی است و الگوی مورد نظر وی نیز مراسم سرد، بی‌روح و تشریفاتی «پاپ» است.

نویسنده تلاش می‌کند به «وقار دینی»! دعوت کند اما در لایه عمیق‌تر دچار چندین تحریف، ساده‌سازی و دوگانه‌سازی مسئله‌دار گشته است. مخصوصاً در دو نقطه:

– حذف مؤلفه «حماسه» از تشییع شهدا و رهبران؛

– تقلیل مفهوم «انتقام/مقاومت» به هیاهوی بی‌معنا؛

1. مغالطه مرکزی: تقلیل تشییع به «آیین آرام خاکسپاری»

نویسنده از ابتدا یک خطای بنیادی مرتکب می‌شود، او تشییع جنازه را فقط یک «مناسک آرام معنوی» تعریف می‌کند، بعد تمام نمونه‌های تاریخی و انقلابی را با این معیار می‌سنجد.

اما این مقایسه اساساً معیوب است؛ چرا؟ چون تشییع پاپ، ملکه انگلیس و گاندی از نظر کارکرد اجتماعی و تاریخی، هم‌سنخِ تشییع امام خمینی، حاج قاسم سلیمانی و شهدای جنگ تحمیلی نیست.

او دارد دو پدیده متفاوت را به‌زور در یک قالب می‌گذارد.

2. حذف کامل «عنصر حماسه»

نویسنده عمداً یا سهواً یک مؤلفه اساسی را حذف می‌کند تشییع برخی شخصیت‌ها فقط مراسم تدفین نیست،  بازتولید هویت جمعی و حماسه تاریخی است.

در تشییع‌های بزرگ مردم فقط عزادار نیستند، بلکه احساسِ بیعت، خشم، مقاومت، همبستگی و ادامه راه را نیز ابراز می‌کنند.

اما نویسنده تمام این لایه‌ها را حذف می‌کند و فقط می‌گوید: «آرام باشید»! این نگاه بیش از حد تقلیل‌گرایانه است.

3. خلط میان «بی‌نظمی» و «شور تاریخی»

متن عمداً مرز میان این دو را مخدوش می‌کند: ازدحام خطرناک، بی‌نظمی اجرایی با شور عمومی، حماسه مردمی، فوران عاطفه تاریخی.

طبیعتاً برخی آسیبها در تجمعات عظیم می‌تواند نشانه ضعف مدیریت باشد، اما نویسنده از این مسئله استفاده می‌کند تا کل پدیده «حماسه جمعی» را زیر سؤال ببرد و به وضوح این یک مغالطه است.

4. مقایسه‌ای شدیداً سطحی و نمایشی

مقایسه تشییع پاپ با تشییع امام خمینی، از نظر جامعه‌شناختی خام‌دستانه است؛ چرا که پاپ نماد یک نهاد تثبیت‌شده آیینی است، اما امام خمینی رهبر یک انقلاب عظیم و دگرگون‌کننده بود؛ شدت واکنش جمعی طبیعی است.

نویسنده می‌خواهد فوران تاریخی یک انقلاب را با تشریفات کنترل‌شده واتیکان مقایسه کند.

این مثل مقایسه تشییع یک فرمانده در میانه جنگ با مراسم رسمی یک مقام تشریفاتی است.

5. تحقیر پنهان مفهوم «نمایش قدرت مردمی»

جمله کلیدی یادداشت مذکور را میتوان این گزاره دانست: «دشمن به این تجمعات وقعی نمی‌نهد و کار خود را می‌کند.»؛ این جمله از نظر استدلالی ضعیف و بی‌مایه است؛ چون نویسنده بدون هیچ استدلالی، کل کارکرد نمادین حضور میلیونی مردم را نفی می‌کند؛ در حالی‌که در علوم سیاسی و جامعه‌شناسی: تجمع عظیم انسانی،  تشییع میلیونی و آیین‌های جمعی دقیقاً ابزار تولید سرمایه نمادین، انسجام اجتماعی، قدرت روانی و بازتولید هویت‌اند.

نویسنده صرفاً چون با این نوع ابراز مخالف است، آن را بی‌اثر اعلام می‌کند لذا یادداشت وی تحلیل نیست بلکه سلیقه شخصی است.

6. تناقض در استناد دینی

نویسنده فقط آن بخش از روایات را انتخاب می‌کند که آرامش، وقار و سکوت را توصیه می‌کند.

اما عملاً سنت شیعه را از حماسه عاشورا، فریاد اعتراض، سوگواری پرشور، اعلان برائت و عاطفه انفجاری جمعی تهی می‌کند.

گویا تشییع مطلوب وی تشییعی آرام، کم‌صدا، بی‌تنش و غیرسیاسی است.

در حالی‌که بخش بزرگی از تاریخ شیعه دقیقاً بر سوگ حماسی، اعتراض و اعلام موضع جمعی استوار بوده است.

7.  حمله غیرمستقیم به مفهوم «انتقام»

متن مستقیم از انتقام حرف نمی‌زند، اما عملاً هرگونه شعار، خشم جمعی، اعلام دشمنی، یا واکنش عاطفی سیاسی را «غوغا» معرفی می‌کند.

در صورتیکه بنا بر سنت‌های تاریخیِ جوامع آسیب‌دیده یا مورد تهاجم، تشییع شهید فقط سوگواری نیست؛ تبدیل غم به اراده جمعی است؛ نویسنده این لایه را حذف می‌کند و می‌خواهد سوگواری را کاملاً خصوصی و خنثی کند.

8.  دوگانه‌سازی مصنوعی:«وقار» در برابر «حماسه»

نویسنده وانمود می‌کند یا باید موقر بود یا حماسی؛ در حالی‌که این دو الزاماً متضاد نیستند.

ممکن است جمعیت عظیم، شعار، احساسات شدید و نمایش وحدت وجود داشته باشد اما همچنان اصل مراسم واجد معنا و کرامت باشد در واقع نویسنده یک دوگانه مصنوعی می‌سازد تا نتیجه مطلوبش را بگیرد.

در پایان باید گفت نویسنده تشییع شهدا و رهبران تاریخی را فقط به سطح «مراسم منفعلانه تدفین» تقلیل می‌دهد و در این مسیر عنصر حماسه را حذف می‌کند، خشم و مقاومت جمعی را بی‌ارزش می‌نمایاند، شور تاریخی را با بی‌نظمی یکی می‌گیرد، و سنت عزاداری شیعی را به نسخه‌ای خنثی، آرام و غیرسیاسی فرو می‌کاهد. وی در ظاهر از «وقار» دفاع می‌کند، اما در عمل نوعی تخلیه معنای حماسی از حافظه جمعی را پیش می‌برد.

صــلــحــاء

یک نظر

  • ناشناس

    نویسنده شکر اضافه میل فرمودند…

    1405-04-12 در 2:23 ب.ظ
  • دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *