وحدت و همراهی مردم، ستون اصلی پیروزی

تاکید بر اتحاد مردم و انسجام اجتماعی، صرفاً یک شعار سیاسی یا توصیه اخلاقی نیست؛ بلکه یک سرمایه راهبردی برای حفظ امنیت ملی است. جامعه‌ای که در شرایط بحران دچار فروپاشی روانی نشود، در برابر فشار خارجی مقاومت کند، عملیات روانی دشمن را خنثی سازد و اجازه ندهد اختلافات داخلی به ابزار امتیازگیری تبدیل شود، در حقیقت بخشی از قدرت دفاعی کشور را شکل می‌دهد.

انسجام اجتماعی؛ پشتوانه میدان

در حوزه نظامی، حمایت و همراهی اجتماعی می‌تواند تاب‌آوری کشور را به شکل جدی افزایش دهد. جنگ فقط در خط مقدم رخ نمی‌دهد؛ شهرها، رسانه‌ها، اقتصاد، خانواده‌ها و افکار عمومی نیز بخشی از میدان نبردند. اگر جامعه در شرایط فشار، آرامش نسبی خود را حفظ کند، با مدیریت بحران همکاری داشته باشد و در برابر شایعه، ترس و تفرقه ایستادگی کند، توان نظامی کشور نیز کمتر فرسوده می‌شود.

در جنگ‌های ۱۲ و ۴۰ روزه اخیر، مردم نقشی فراتر از تماشاگر داشتند. حضور آنان در صحنه، همراهی با مدیریت بحران، تداوم زندگی شهری، کمک‌های محلی، پشتیبانی اجتماعی و حفظ روحیه عمومی، عملاً به بخشی از ظرفیت مقاومت ملی تبدیل شد. این میدان‌داری مردمی نشان داد که قدرت دفاعی، تنها محصول تصمیم‌های نظامی نیست؛ بلکه ریشه در اعتماد، همبستگی و مشارکت عمومی دارد.

شکست پروژه شکاف داخلی

یکی از اهداف ثابت دشمن در بحران‌ها، ایجاد شکاف داخلی است. فشار نظامی یا رسانه‌ای زمانی برای دشمن نتیجه‌بخش می‌شود که بتواند جامعه هدف را دچار بی‌اعتمادی، بی‌نظمی، ترس یا تقابل داخلی کند. دشمن معمولاً روی این تصور حساب می‌کند که با افزایش فشار، مردم از حاکمیت فاصله می‌گیرند و ساختار تصمیم‌گیری کشور دچار اختلال می‌شود. اما انسجام عمومی این محاسبه را برهم می‌زند. وقتی مردم در لحظات حساس، وحدت و آرامش خود را حفظ می‌کنند، یکی از مهم‌ترین ابزارهای جنگ روانی دشمن از کار می‌افتد. در چنین وضعیتی، فشار خارجی نه‌تنها به فروپاشی داخلی منجر نمی‌شود، بلکه می‌تواند به تقویت حس همبستگی ملی بینجامد. اینجاست که اتحاد مردم به یک سلاح راهبردی تبدیل می‌شود؛ سلاحی که بدون شلیک، بازدارندگی کشور را افزایش می‌دهد.

تاب‌آوری؛ قدرت ماندن در میدان

جنگ، آزمون تاب‌آوری است. هر کشوری ممکن است ضربه بخورد، اما مسئله اصلی این است که آیا می‌تواند بایستد، مدیریت کند و مسیر خود را ادامه دهد یا نه. تاب‌آوری اجتماعی یعنی جامعه بتواند فشارهای اقتصادی، روانی، رسانه‌ای و امنیتی را تحمل کند و اجازه ندهد زندگی عمومی به‌طور کامل مختل شود. در این میان، مردم نقش تعیین‌کننده دارند. تداوم زندگی عادی شهری، کمک به شبکه‌های امدادی، همکاری با نهادهای مسئول، پرهیز از دامن‌زدن به شایعات و حفظ اعتماد عمومی، هزینه‌های داخلی بحران را کاهش می‌دهد. هرچه جامعه منسجم‌تر باشد، ظرفیت کشور برای تحمل فشار بیشتر می‌شود و دشمن درمی‌یابد که فرسایشی‌کردن جنگ، به نتیجه مطلوب او منتهی نخواهد شد.

دیپلماسی بدون پشتوانه داخلی شکننده است

همان‌گونه که میدان نظامی به حمایت مردم نیاز دارد، دیپلماسی نیز بدون پشتوانه اجتماعی، قدرت کافی ندارد. مذاکره‌کننده‌ای که از جامعه‌ای منسجم و مقاوم نمایندگی می‌کند، با دست پرتری وارد گفت‌وگو می‌شود. طرف مقابل اگر احساس کند فشار خارجی می‌تواند جامعه را دچار فروپاشی کند، طبیعی است که در مذاکرات زیاده‌خواه‌تر خواهد شد. اما اگر ببیند مردم در برابر فشار ایستاده‌اند و شکاف داخلی به ابزار امتیازگیری تبدیل نشده، ناچار می‌شود واقع‌بینانه‌تر عمل کند. به بیان دیگر، میدان‌داری مردم روی میز مذاکره نیز اثر می‌گذارد. حضور اجتماعی، پیام روشنی به طرف مقابل می‌دهد مبنی بر اینکه فشار نظامی و روانی نمی‌تواند اراده ملی را بشکند. این پیام، انگیزه دشمن برای ادامه جنگ یا تشدید فشار را کاهش می‌دهد و قدرت چانه‌زنی کشور را افزایش می‌دهد.

پیوند میدان و مذاکره

در جهان امروز، میدان و دیپلماسی از یکدیگر جدا نیستند. هر موفقیت در میدان، اگر با پشتوانه اجتماعی همراه باشد، می‌تواند در دیپلماسی به امتیاز تبدیل شود. از سوی دیگر، هر مذاکره‌ای اگر بر پایه انسجام داخلی شکل بگیرد، از موضع قدرت پیش می‌رود نه از موضع اضطرار. اتحاد مردم به مذاکره‌کننده این امکان را می‌دهد که پیام روشنی منتقل کند: جامعه آماده ایستادگی و مقاومت است و امتیازدهی از سر ضعف ضرورتی ندارد. این همان نقطه‌ای است که قدرت اجتماعی به قدرت سیاسی و دیپلماتیک تبدیل می‌شود.

در مجموع می‌توان گفت اتحاد، انسجام و حضور مردم در صحنه، یکی از ستون‌های اصلی قدرت ملی است. این سرمایه اجتماعی دست‌کم سه خروجی راهبردی دارد: افزایش تاب‌آوری، تقویت بازدارندگی و ارتقای قدرت چانه‌زنی در دیپلماسی. هر جا مردم منسجم‌تر باشند و ساختار تصمیم‌گیری کشور هماهنگ‌تر عمل کند، امکان موفقیت در میدان و دیپلماسی بیشتر می‌شود. در نهایت، امنیت ملی فقط با ابزارهای سخت حفظ نمی‌شود؛ بلکه با اعتماد عمومی، همبستگی اجتماعی و میدان‌داری مردم معنا پیدا می‌کند.

حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر محمد ملک زاده
(عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *