وطن پرستی از جنس دیگر

انسان موجودی اجتماعی است. بخشی از هویت ما از جایی که در آن بزرگ شدهایم، زبانمان، فرهنگمان، خاطراتمان، و آدمهایی که با آنها در ارتباطیم شکل میگیرد. حس وطنپرستی این حس تعلق را عمیقتر میکند و به ما میگوید «جایی هستیم و کسی هستیم». وقتی افراد به یک «وطن» حس تعلق دارند، پیوندهای اجتماعی قویتری شکل میگیرد. این باعث انسجام و همبستگی میشود.
وقتی منافع ملی (مثلاً امنیت مرزها، استقلال اقتصادی، یا تمامیت ارضی) در خطر باشد، حس وطنپرستی میتواند مردم را متحدتر و مقاوم تر کند. علاقهمندی به وطن، افراد را ترغیب میکند که در پیشرفت کشورشان سهیم باشند؛ چه با کار و تلاش، چه با نوآوری، و چه با مشارکت در امور اجتماعی. حس وطنپرستی میتواند به وفاداری نسبت به کشور، قوانین، و جامعه منجر شود. فرد احساس میکند در قبال جامعهاش مسئولیتی دارد.
در ایران اسلامی هویت ملی فقط محدود به خاک و مرز نیست بلکه با تاریخ بسیار طولانی، زبان، فرهنگ، خاطرهٔ جمعی، ادبیات، و تجربهٔ مداوم حفظ هویت در برابر فشارهای بیرونی گره خورده است. ایران از معدود سرزمینهایی است که حس تداوم تاریخی بسیار پررنگی دارد. یعنی فقط به «کشور فعلی» فکر نمیکنند، بلکه به ایرانِ تاریخی، شاهنامه، هخامنشیان، ساسانیان، تمدن اسلامی و حتی نمادهای فرهنگی قدیمیتر هم وصلاند.
ایرانیها در طول تاریخ با حملهها، تغییر حکومتها، فشارهای خارجی، و بحرانهای داخلی روبهرو بودهاند. این باعث شده وطندوستی در بسیاری از ایرانیها شکل پایداری، مقاومت، به خود بگیرد. در بعضی کشورها، وطندوستی بیشتر به دولت، قانون، و نهادها گره میخورد. اما در ایران ممکن است مردم از دولت گلایه مند باشند، ولی همچنان دلبستهٔ ایران و خون شهدا می مانند. به همین خاطر وطندوستی ایرانیها عاطفیتر، منطقی تر و عمیق تر دیده میشود. وطندوستی ایرانیها وطن دوستی جامعی است یعنی فرهنگی، تاریخی، احساسی، سیاسی و مرزی است به همین دلیل «جنس» آن با برخی ملتها فرق میکند.
در برخی ملت ها وطن دوستی بر مبنای وفاداری به ایده هایی همچون دموکراسی، آزادی و حقوق فردی است نه نژاد و قومیت. در برخی دیگر، قدرت حاکم چنان خفقانی به راه انداخته که هرگونه انتقاد از دولت در تقابل با وطن پرستی است. در برخی نیز وطن دوستی در نفی دیگران و استعمار و استثمار دیگر ملت ها بنا نهاده شده است. وطن دوستی در آنها بیشتر نهادی و حقوقی است نه شخصی و خونی. ولی در ایران متمدن مرز بندی های دقیقی ترسیم شده است؛ میتوانی دولت را نقد کنی و همچنان عمیقاً میهندوست باشی – شاید بیشتر از طرفداران دولت!
در سایر ملت ها نقد دولت یا ارتش با برچسب ضد وطن همراه است ولی در ایران الزاماً ضد وطن تلقی نمیشود.
فرق دیگر وطن دوستی ایرانی ها در معقولانه بودن آن است. وطنپرستی افراطی یا ناسالم میتواند به «خودبرتربینی ملیگرایانه»، «نژادپرستی» و «جنگطلبی» منجر شود. وطنپرستی سالم یعنی؛ عشق به وطن، نه نفرت از دیگران یعنی احترام به فرهنگ خود، نه تحقیر فرهنگ دیگران، یعنی تلاش برای پیشرفت کشور، نه عقب نگه داشتن رقبا یعنی انتقاد سازنده از دولت برای اصلاح، نه تخریب.
این موضوع در منابع اسلامی (قرآن، سنت، و آرای عالمان) لایههای جالبی دارد. زیبا ترین رویکرد را اسلام به وطن دارد؛ از یک سو عشق به وطن ستایش شده، از سوی دیگر تعصب قومی و نژادی به شدت نکوهیده. روایت «حُبُّ الْوَطَنِ مِنَ الْإیمانِ» از لحاظ محتوایی مورد پذیرش علمای دین قرار گرفته است. همچنین در قرآن به هجرت و دوری از وطن اشاره شده که نشان میدهد وطن برای انسان ارزشمند است. در عین حال پیامبر (ص) اسلام با نفی تعصبات قومی و قبیله ای می فرمایند: «از ما نیست کسی که دعوت به عصبیت (تعصب قومی و قبیلهای) کند بلکه ملاک برتری همان است که قرآن می فرماید: «إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ» گرامیترین شما نزد خدا پرهیزکارترین شماست» نه قوم و قبیله و نژاد. در دین اسلام حفاظت از مرزها نیز مورد ستایش و تاکید فراوانی قرار گرفته و مرزداران آب و خاک مورد تمجید قرار گرفته و فضلیت فراوانی برای آنان ذکر شده است. در نتیجه عشق به وطن امری طبیعی و ستوده است، اما هر نوع خودبرتربینی ملی یا قومی (ملیگرایی افراطی) مورد نکوهش قرار گرفته است.
بنابراین وطن پرستی ایرانی ها که برگرفته از تمدن ایرانی و اسلامی است وطن پرستی جامع و معقولانه و به دور از هرگونه افراط و تفریط است.
حجتالاسلام والمسلمین محمدمهدی فریدونی
(عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد تهران واحد یادگار امام)