استقامت حسینی و تأثیر آن بر هویت ملی و دینی مردم ایران

استقامت و ایستادگی در برابر دشمن، از برجستهترین آموزههایی است که در سیره و کلام حضرت سیدالشهداء امام حسین علیهالسلام جلوهای کامل و ماندگار یافته است. نهضت عاشورا تنها یک حادثه تاریخی نیست، بلکه مدرسهای بزرگ برای تربیت انسانهایی است که در برابر ظلم، تحقیر، انحراف و سلطهگری سر فرود نمیآورند. در این مدرسه، استقامت فقط به معنای تحمل سختی نیست، بلکه به معنای پایداری آگاهانه بر حق، حتی در سختترین شرایط است.
امام حسین علیهالسلام از آغاز حرکت خود، با بصیرت و آگاهی، راهی را برگزید که پایان ظاهری آن شهادت بود؛ اما حقیقت آن، احیای دین و عزت انسان و انسانیت بود. ایشان هرگز در برابر حکومت ظلم و فساد یزید سکوت نکرد، زیرا سکوت در آن شرایط به معنای تأیید باطل و فراموشی حقیقت اسلام بود. از همین رو، قیام آن حضرت، نماد روشن ایستادگی در برابر دشمنی شد که هم قدرت سیاسی داشت، هم ابزار تبلیغاتی، و هم نیروی نظامی؛ اما از حقانیت و مشروعیت تهی بود.
یکی از معروفترین جلوههای این روحیه، در کلام جاودانه آن حضرت نمایان است که فرمود: «ألا وإنَّ الدَّعِیَّ ابنَ الدَّعِیِّ قد رَكَزَ بَینَ اثنَتَینِ، بَینَ السِّلَّةِ وَالذِّلَّةِ، وهَیهاتَ مِنَّا الذِّلَّة»
یعنی: «آگاه باشید که این نابکار فرزند نابکار، مرا میان دو چیز قرار داده است: میان شمشیر و خواری؛ و هیهات که ما تن به ذلت دهیم.»
این سخن، عصاره فرهنگ عاشوراست. در نگاه امام حسین علیهالسلام، مؤمن ممکن است در تنگنا قرار گیرد، ممکن است یارانش اندک باشند، ممکن است از نظر ظاهری در محاصره دشمن واقع شود، اما هرگز نباید عزت خویش و کرامت انسانی خود را بفروشد. استقامت در این منطق، حفظ شرافت انسانی و دینی در برابر فشار دشمن است.
در سیره عملی حضرت نیز این معنا به روشنی دیده میشود. آن حضرت در مسیر کربلا، بارها با سخنان روشنگرانه، ماهیت دشمن را آشکار کرد و کوشید مردم را از غفلت و فریبخوردگی بیرون آورد. ایشان حتی در روز عاشورا نیز با خطبهها و نصیحتهای مکرر، دشمن را به بازگشت به حق فراخواند. این رفتار نشان میدهد که ایستادگی در برابر دشمن، همراه با اخلاق، هدایتگری و اتمام حجت است. امام علیهالسلام اهل خشونتطلبی نبود، بلکه اهل مقاومتِ شرافتمندانه و دفاع از حقیقت بود.
نکته مهم دیگر آن است که استقامت حسینی، فقط در میدان جنگ معنا نمییابد. بخشی از این ایستادگی، در صبر بر مصیبت، حفظ آرامش، و اعتماد کامل به خداوند آشکار شد. امام حسین علیهالسلام در اوج مصیبت، هرچه به لحظه شهادت نزدیکتر میشد، آرامتر و مطمئنتر بود، زیرا میدانست که در مسیر رضای الهی گام برمیدارد. این مرتبه از استقامت، نشان میدهد که ریشه مقاومت حقیقی، ایمان عمیق و توکل به خداوند است.
یاران امام نیز آیینهای از همین مکتب بودند. آنان با اینکه میدانستند در برابر سپاهی بزرگ و مجهز قرار گرفتهاند، دست از امام و آرمان حق برنداشتند. این پایداری، محصول تربیت حسینی بود؛ تربیتی که به انسان میآموزد ارزش حق از جان بالاتر است، و پیروزی همیشه به معنای غلبه ظاهری نیست، بلکه گاهی ماندگاری حقیقت، خود بزرگترین پیروزی است.
پیام استقامت امام حسین علیهالسلام برای همه زمانها زنده است. هر جامعهای که با ظلم، فساد، تحریف، فشار و تهدید روبهرو شود، میتواند از مکتب عاشورا بیاموزد که عزت، با سازش بر سر اصول به دست نمیآید. ایستادگی در برابر دشمن، زمانی ارزشمند است که بر پایه حق، عقلانیت، ایمان و حفظ کرامت انسانی باشد. این همان درسی است که سیدالشهداء علیهالسلام با خون خود نوشت و در تاریخ جاودانه کرد.
در نتیجه، استقامت و ایستادگی در برابر دشمن در سیره و کلام حضرت سیدالشهداء علیهالسلام، صرفاً یک رفتار حماسی نیست، بلکه یک مکتب انسانساز است؛ مکتبی که به انسان میآموزد در برابر باطل، تسلیم نشود؛ در برابر تهدید، هویت خود را نبازد؛ و در راه حق، حتی اگر تنها بماند، با عزت بایستد. عاشورا، بلندترین فریاد استقامت در تاریخ است، و امام حسین علیهالسلام، بزرگترین آموزگار آزادگی و مقاومت در راه حق.
امروز درس و پیام ایستادگی و استقامت در مکتب عاشورا برای مردم ایران، فراتر از یک روایت تاریخی، به یک «هویت ملی و اعتقادی» تبدیل شده است. این پیام در طول تاریخ معاصر ایران، بهویژه در بزنگاههای سخت، موتور محرک جامعه بوده است. امروز مهمترین پیام عاشورا برای مردم ایران این است که سختیهای اقتصادی و فشارهای خارجی نباید منجر به پذیرش ذلت شود. جمله معروف «هیهات منا الذلة» به این معناست که یک ملت بزرگ، حتی در محاصره (مانند محاصره کربلا)، شرافت و استقلال خود را با وعدههای دشمن معامله نمیکند. این پیام به مردم میآموزد که هزینه ایستادگی، هرچقدر هم که سنگین باشد، از هزینه تسلیم و حقارت کمتر است.
پیام دیگر، بصیرت در تشخیص جبهه حق و باطل و ایستادن در سمت درست تاریخ است. پیام عاشورا برای جامعه امروز، «شناخت یزید زمانه» است. مردم ایران آموختهاند که دشمن همیشه با اسلحه نمیآید؛ گاهی با فریب، شایعه و تحریف حقایق وارد میشود. ایستادگی حسینی یعنی بیدار بودن و اجازه ندادن به دشمن برای تغییر جایگاه «ظالم» و «مظلوم» در افکار عمومی.
پیام دیگر، استقلالطلبی و نفی سلطه بیگانگان است. امام حسین (ع) حاضر نشد با کسی بیعت کند که صلاحیت رهبری جامعه اسلامی را نداشت. این درس برای مردم ایران، در مفهوم «استقلال» تجلی یافته است. ایستادگی یعنی زیر بار حرف زور نرفتن و سرنوشت کشور را به دست بیگانگان نسپردن. این روحیه باعث شده است که ایران در منطقه به عنوان یک قدرت مستقل و سلطهناپذیر شناخته شود.
پیام دیگر، همبستگی و وحدت حول محور حق است. در کربلا از هر سن و نژادی (از پیرمردی چون حبیب بن مظاهر تا جوانی چون علیاکبر و کودکی چون علیاصغر، و حتی غلامی سیاهپوست) حضور داشتند که همگی بر یک هدف متمرکز بودند. پیام این برای مردم ایران، حفظ وحدت کلمه در برابر دشمن مشترک است. ایستادگی زمانی ثمر میدهد که تمام ارکان جامعه با هم متحد باشند.
آخرین پیام عاشورا، امید به آینده و وعده پیروزی نهایی است. ایستادگی در سیره سیدالشهداء با ناامیدی همراه نیست. ایشان تا آخرین لحظه به وظیفه خود عمل کرد و نتیجه را به خدا سپرد. این پیام برای مردم ایران نویدبخش است که اگر صبوری و استقامت پیشه کنند، طبق وعده الهی، حق بر باطل پیروز خواهد شد. این نگاه، جامعه را از یاس در برابر فشارهای بینالمللی مصون میدارد.
خلاصه سخن آنکه پیام ایستادگی حسینی برای مردم ایران این است که: «زنده ماندن به هر قیمتی، زندگی نیست؛ بلکه زندگی واقعی در پناه آزادی، عزت و بندگی خداست.» این الگو به ملت ایران آموخته است که در برابر تندبادهای حوادث، ریشههای خود را در خاک حق نگاه دارند و از بزرگیِ موجها نهراسند.
حجتالاسلام والمسلمین دکتر محمد ملک زاده
(عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی)