بدان أیدکالله یا بخوان أیدکالله؟ تأملی پیرامون آموزش حفظمحور در حوزههای علمیه

حفظ محوری یا مفهوم محوری دو روش آموزشی متفاوتاند که خروجی متفاوتی دارند. برخی بر این عقیدهاند که آموزش در حوزههای علمیه حفظمحور است و آن را نقیصه و آسیب جدی برای حوزه تلقی میکنند. در این رابطه به دیدگاه رهبر معظم انقلاب و همچنین برخی اساتید اشاره می کنیم.
رهبر معظم انقلاب می فرماید:
«اساس کار طلبگی، فکر کردن و دقت کردن و مطالعه کردن است، نه حفظ کردن. حفظ محوری، همان چیزی است که امروز بلای تعلیم و تربیت جدید ماست و ما مدتهاست که داریم با آن مقابله و مبارزه میکنیم و هنوز هم روبهراه نشده است و باید روبهراه شود. در حوزه، اساس سنتی ما بر پایهی فکر کردن است.»[1]
ایشان در فرازی دیگر می فرماید:
«آموزش در حوزه باید با تفکر، تکرار و تحقیق همراه باشد. این هم از همان مواردی است که نظام آموزشی جدید وارداتی از اروپا فاقد آن است؛ بر مبنای حفظ است. ما نباید به این سمت بغلتیم. هر برنامهای که ما را به این سمت بغلتاند، برنامه نادرستی است. در برنامه ریزیهای خودمان نگاه کنیم، ببینیم چه چیزی طلبه را به سمت حفظگرایی میراند و از تفکر و تحقیق و مطالعه باز میدارد. حفظگرایی درست نیست، مفید نیست. من آن روز هم اشاره کردم که یکی از خصوصیات حوزهی علمیه ما فکر کردن است. طلبه را باید از اول درس خواندن وادار کرد به اینکه فکر کند. معروف بود میگفتند: «بدان ایدک الله» – چرا گفت بدان و نگفت بخوان؟ – منظور این است که اولا حس سوالپردازی را در طلبه زنده کند، بعد هم به او تفهیم کند که خواندن مراد نیست، دانستن مراد است. این بایستی برای برنامهریزان ما واقعا به صورت یک دستورالعمل جامع باشد.»[2]
حجتالاسلام تیموری تبار، معاون آموزش مدرسه علمیه مجد تهران معتقد است:
«حفظ محوری و نمره محوری یکی از آسیب های پیش روی طلاب است و باید با برنامه ریزی دقیقی علمی، آنان را به سمت پژوهش و تحقیق سوق داد.»[3]
حجتالاسلام رضا برنجکار دبیر کمیسیون آموزش پژوهش محور با تاکید بر اینکه پژوهش مراتب مختلفی دارد که باید متناسب با سطح طلاب از آنها خواسته شود می گوید:
«با توجه به اینکه مشکل حوزه امروز حافظه محور و حفظ محور است، لذا اساتید باید جنبه های دیگری را هم در نظر بگیرد که از جمله آنها تشویق طلاب به پژوهش است.»[4]
حجتالاسلام مرتضی ترابی روش حفظی را یکی از اشکالات مهم دروس حوزه معرفی می کند و می گوید:
«مدرس و استاد به این فکر است که مطالب را به صورت دسته بندی به طلبه منتقل کند و طلبه هم مطالب را به همان صورت دسته بندی شده حفظ کند و بعد پیش خود فکر کند که به یک مرتبه علمی رسیده است حال آنکه این درست نیست حتی به مرحله درس خارج هم می رسد همین طور است.»[5]
این استاد حوزه علمیه این نقیصه را حتی در سطح درس خارج نیز سرایت می دهد و معتقد است این علمیت نیست بلکه فقط انتقال صوری مفاهیم است. در صورتی که طلبه باید کلمه به کلمه درس را بفهمد و نقد کند نه اینکه حفظ کند و همان محفوظات را به دیگری منتقل کند. حتی از این بالاتر اینکه ملاک در انتخاب استاد و خوب درس دادن این است که استاد حافظه خوبی داشته و مطالب را به صورت دسته بندی ارائه کند. بر همین اساس می گوید نتیجه این فهم محوری این می شود که درس هایی رونق پیدا می کنند که روی نقادی باشد ذهن طلبه را به کاوش و بررسی و فکر وادار کند.[6]
استاد موسوی فخر نیز به همین نقیصه و آسیب تصریح می کنند و می گویند:
«با این که کتاب های ارزشمندی که در اختیار داریم و این کتاب ها به ما نقد و اشکال و نظریه پردازی را خوب یاد می دهد اما همین ها را فقط حفظ می کنیم فقط ناقل معلومات و اقوال دیگران شدیم و نظرات دیگران را حفظ می کنیم لذا است که تولید علم از دست می رود آن وقت دیگر ما نمی توانیم کتابی به جای کتاب کفایه ارائه دهیم، کتابی مثل شیخ انصاری ارائه دهیم و به خاطر همین حوزه در کتب این بزرگان باقی مانده است.»[7]
برخلاف این دیدگاه، حجتالاسلام محمد معروفی به لزوم حفظ تصریح می کند:
«متاسفانه اساتید حوزه از حافظه طلاب کار نمیکشند؛ خیلی از طلاب در دوران راهنمایی و دبیرستان مطالب درسی را حفظ میکنند اما وقتی به حوزه می آیند، مدت زیادی از حفظ زیاد غافل می شوند که این مطلب کم کم بر روی سرعت حفظ و ثبات حفظشان تاثیر میگذارد و آن را ضعیف می کند. اساتید باید از طلبه ها بخواهند برخی از مطالب را حفظ کنند و خود طلبه ها هم باید خلاصه هایشان را حفظ کنند، این کار زمان زیادی هم نمیبرد بلکه اگر سه، چهار دقیقه در اول هر مباحثه خلاصههای سابق را تکرار کنند، مطالب در خاطرشان می ماند.» [8]
کلام این دو استاد هرچند در ظاهر با هم تهافت دارد اما می توان جمع بین آن دو کرد با این توضیح که در برخی موارد چاره ای جز حفظ کردن نیست اما اینکه تنها حفظ مطالب مقصود و مراد باشد بدون اینکه دانش پژوه فهم دقیق و عمیقی از مسئله داشته باشد طبعا آسیبهای جدی به دنبال خواهد داشت مانند سطحی نگری و عدم خلاقیت در مواجهه با مباحث روز که روز به روز بر کمیت و کیفیت آنها افزوده می شود.
در کنار نقیصه حفظ محوری زمانی مشکل دو چندان می شود که فرایند آموزش با استاد محوری پیش برود. در اصطلاح طلبگی دو گونه روش تدریس وجود دارد یکی متکلم وحده بودن و دیگری متکلم معالغیر بودن؛ در روش اول استاد صرفا درس را بیان می کند و طلاب مشارکتی در آن ندارد و روش آموزش تنها یک طرفه است. در این روش هر اندازه هم که استاد فرد توانمندی باشد اما کارآیی حداقلی دارد. اما در روش دوم روش آموزش دو سویه بوده و طلاب نقش فعالی در کلاس ایفا می کنند و در این روش ضمن ایجاد نشاط روند تفهیم و مفاهمه نیز به خوبی اتفاق میافتد. اما در حوزههای علمیه عمدتا روش اول مرسوم است و این میتواند آسیبی برای فرآیند آموزش باشد. حجتالاسلام جواد فخار طوسی به عنوان یکی از اساتید مطرح حوزههای علمیه در این رابطه میگوید:
«روش تدریس از حالت استاد محوری باید خارج شود و به جای این که استاد متکلم وحده باشد و درس را به طلبهها القا کند، باید این روش به تعامل و ارتباط دو سویه بین استاد و طلبه تبدیل شود و فقط هدایت و نظارت باید بر عهده استاد باشد».[9]
برای رفع آسیبهای مربوط به روش آموزشی نیز بطور کلی می توان برخی پیشنهادات علاوه بر مباحث مطرح شده در دو بخش متون و ساختار ارائه کرد. زیرا بخشی از مشکل روش آموزش به متون برمیگردد که مفهومی و مسئلهمحور نوشته نشدهاند بنابراین با استانداردسازی متون این مشکل تا حدودی برطرف میشود. بخش دیگر آسیب مربوط به اساتید و طلاب است که از طریق برگزاری کارگاه های مختلف میتوان آن را برطرف کرد تا مفهوم محوری جایگزین حفظمحوری شود.
برای اصلاح روش استادمحوری از آنجایی که زمان بیشتری لازم است می توان با بر طرف کردن مشکل حجم زیاد متون درسی و توجیه اساتید و طلاب نسبت به اهمیت این روش، آسیب ها و مشکلات مربوطه را نیز برطرف نمود.
همچنین اهتمام به فراغت بال و تمرکز اساتید بر دروس واگذار شده به ایشان، میتواند به تسلط اساتید بر روشهای موثر تدریس و اهتمام به نگارش طرح درس برای انتقال بهینه محتواها کمک زیادی کند.
حجتالاسلام محمدمهدی فریدونی
[1]. بیانات حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای (حفظهالله) در دیدار طلاب و فضلا و اساتید حوزه علمیه قم، (29/7/1389)
[2]. بیانات حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای (حفظهالله) در دیدار جمعی از اساتید و فضلا و طلاب نخبه حوزه علمیه قم، (2/8/1389)
[3]. منبع
[6] . همان
یک نظر
عالی