پیرامون ضرورت پژوهشمحور شدن نظام آموزشی حوزه

یک بخش از آسیبهای نظام آموزشی حوزه مربوط به «روش آموزش» است. روش آموزش گرفتار مشکلات و آسیبهایی است از جمله عدم پژوهشمحور بودن نظام آموزشی حوزههای علمیه که نقیصهای است و برخی بزرگان و اساتید آن را مطرح کردهاند.
رهبر معظم انقلاب در این باره تصریح میفرمایند:
«آموزش در حوزه باید با تفکر، تکرار و تحقیق همراه باشد.»[1]
حجتالاسلام عباس عبداللهپور از اساتید حوزه معتقد است:
«راهبرد اساسى دستیابى به تولید علم و نظریهپردازى در بخشِ نظام آموزشى حوزه، دگرگون ساختن و تبدیل آن به نظام آموزشى ـ پژوهشى، یا نظام آموزشىِ پژوهشمحور است؛ به بیان دیگر، زیرساخت یک نظام و برنامه دانایىمحور، اهتمام به آموزشِ پژوهشمحور است.»[2]
این استاد حوزه علمیه بر اهتمام به آموزشِ پژوهشمحور، از پایههاى آغازین آموزش، تاکید دارد و موکول کردن آن به مرحلههاى تکمیلى تحصیل، را اقدامی نادرست میداند. وی مسألهمحور بودن و درک و شناخت آن و مهارتیابى در حل و یافتن پاسخ یا پاسخهایى براى آن را محور تلاشها و تکاپوهاى آموزشى معرفی میکند. حجتالاسلام عبداللهپور به کارگیرى روش مسألهاى از سوى مدرّسان و یادگیرى اکتشافى از سوى دانش پژوهان را مولفه اصلی آموزشِ پژوهشمحور معرفی میکند.
حجتالاسلام عبداللهپور روش مسألهاى را روشى هدفمند، عینى و هماهنگ با زندگى واقعى و مسائل و مشکلات میداند که در فرایند آن توجّه به مسأله که پایه و اساس هر تلاش آموزشیِ کارآمد است، امری ضروری مینماید. در این فرآیند شرایطى فراهم مىشود تا دانشپژوه به درک ژرف و دقیق زوایایِ پیدا و پنهان مسأله دست یابد و در رسیدن به پاسخ یا پاسخهایى براى آن مهارت پیدا کند.
وی معتقد است:
«اعتماد به نَفْس و تهیُّه و تلاش براى گردآورى دادهها و پاسخهاى احتمالى براى مسأله و به کارگرفتن توان خود در تحلیل و تنظیم داده ها و درک روش مند راهحل مسأله، این همه ره آورد روش مسألهاى است.»[3]
بر اساس این روش مهارتهای ادارکی و اندیشه خلاق طلاب ارتقا یافته و در مقایسه با روشهای توضیحی علاوه بر ایجاد نشاط قابلیتهای ذهنی و عملی طلاب نیز افزایش پیدا میکند. این روش در سال 1385 در دستور کار قرار گرفته است، با این وجود تلاشهایى در این سطح با اهداف نظام آموزشیِ دانایىمحور، که سوداى تولید علم و اندیشه نظریه پردازى در سر دارد، فرسنگها فاصله دارد.
در همین راستا حجتالاسلام موسویفخر میگوید:
«علم باید در حوزه به صورت عمقی و پژوهشمحور خوانده شود و [حال] این که الان حوزه این چنین نیست…».[4]
حجت الاسلام علی سائلی نیز معتقد است:
«آموزش در حوزههای علمیه پژوهشمحور نیست و استاد حوزه فقط دانش خود را به دانش آموز القا میکند و او را به دنبال پژوهش و کسب علم رهنمون نمیکند، با وجود اینکه بیشتر درسها در حوزهها پژوهشی است، اما نبود پژوهش در دل آموزش باعث شده تا طلبهها با متون گذشته و قدیمی بیگانه باشند… اگر دانش همراه با پژوهش نباشد زمان تحصیل طولانی می شود».[5]
حجت الاسلام محمدباقر محمدی لائینی، عضو شورای حوزه علمیه مازندران با تأکید براین که نقص بزرگ آموزش ما این است که متأسفانه همراه با پژوهش نیست، میگوید:
«اگر آموزش آمیخته با پژوهش شود به طور حتم خروجی و اثرگذاری بسیار مناسبی خواهد داشت. اگر یک استاد حوزه مفاهیم و موضوعاتی را که در قالب آموزش به طلاب منتقل میکند با پژوهش ممزوج کند به طور یقین در ایجاد ثابت و پایداری آن موضوع علمی می تواند در متعلم اثرات مناسبی را به جای بگذارد.»[6]
خانم فاطمه قنبری استاد سطوح عالی حوزه علمیه خواهران معتقد است:
«پژوهش باید در بدنه نظام آموزشی اشراب شده و امری جدا تلقی نشود؛ جدایی پژوهش از آموزش باعث ضعف بنیه پژوهشی طلاب شده است.»[7]
از اینرو آموزش حوزه باید پژوهشمحور باشد تا کارآیی لازم را داشته باشد و بدون مسئلهمحوری و به دست آوردن مهارتهای لازم برای حل مسئله هرگز جوابگوی نیازهای روز جامعه نخواهد بود.
حجتالاسلام محمدمهدی فریدونی
[1]. بیانات حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای (حفظهالله) در دیدار جمعی از اساتید و فضلا و طلاب نخبه حوزه علمیه قم، (2/8/1389)
[3]. همان
[4]. منبع
[5]. منبع
یک نظر
دقیق