بازتولید هویتی رهبران انقلاب اسلامی

تردیدی وجود ندارد که در تمام دهههای گذشته، هستهٔ مرکزی سیاست آمریکا بر براندازی و سرنگونی جمهوری اسلامی استوار بوده است. با این حال، پس از ناکامی و ناامیدی از دستیابی به این هدف، هیچ تلاشی را فروگذار نکرد تا جمهوری اسلامی را از محتوا و ماهیت حقیقی خود بهکلی تهی سازد. جنگ تحمیلی سوم و نیز ترور شخصِ رهبر معظم انقلاب از سوی نظام استکباری آمریکا ـ که از ابتدای انقلاب تاکنون بزرگترین مواجههٔ مستقیم آمریکا با ایران اسلامی به شمار میآید ـ دقیقاً با همین هدف، یعنی عبور جمهوری اسلامی از سیاستهای کلّی و کلان انقلاب، صورت پذیرفت. این سیاستهای کلّی و کلانِ انقلاب، همان چیزی است که رهبرِ شهید از آن با تعبیر «سیرت انقلاب اسلامی» و «هویت حقیقی و واقعی» یاد میکرد[1]؛ مفاهیمی که در قالب آرمانها و ارزشهای انقلاب اسلامی متبلور شده و شاخصهای ماهوی آن را شکل میدهد.
انتخاب ولیّ سوم، حضرت آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای، پس از شهادت رهبر حکیم و عظیمالشأن انقلاب اسلامی، عملاً هرگونه امکان تجدیدنظرطلبی در سیاستهای کلّی و کلان انقلاب را مسدود ساخت و به آنان اعلام نمود که اگرچه شخص تغییر کرده است، امّا سیرت انقلاب اسلامی تداوم دارد و ذاتیّات انقلاب دستخوش دستکاری نخواهد شد. واکنش ایالات متحده و رژیم اسرائیل به انتخاب رهبر جدید ایران، بیش از هر چیز نشاندهندهٔ عمق ناامیدی آنان بود. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، که پیشتر فروپاشی قریبالوقوع ایران را پیشبینی میکرد، پس از اعلام این خبر با لحنی خشمآلود شدت ناراحتی خود را اظهار داشت.
تبیین این مسئله نیازمند واکاوی و تحلیل ظرفیتها و ویژگیهای برجستهٔ شخصیتی حضرت آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای است. هرچند ایشان در ظاهر طی دهههای گذشته چهرهای کمحضور و پردهنشین بودهاند و جامعه تصویری جامع و کامل از ایشان در اختیار نداشته است، اما همان دادهها و اطلاعات اندکی که در دسترس قرار دارد، بیانگر عظمت شخصیتی معظم له است. برای نمونه، حضور ایشان در کنار مردم از آغاز جنگ تحمیلی تا رخدادهای پس از آن، ایفای نقشِ مشاوری امین و عنصری کارآمد در لحظات سرنوشتسازِ تصمیمگیری در کنار رهبرِ شهید و فرماندهان نظامی، بیاعتنایی به تبلیغاتِ سوء و تلاشها برای ترور شخصیت، و نیز سالها تدریس درس خارج فقه در حوزهٔ علمیهٔ قم، همگی از ایشان چهرهای فقیه، زمانشناس و مدبّر ساخته است. بیدلیل نیست که پس از انتخاب ایشان، در میان جامعهٔ نخبگانی و حتی در سطح افکار عمومی، نوعی گرایش عاطفی و ایمانی نسبت به ایشان پدید آمد و توجهها به سوی او معطوف شد.
افزون بر آنچه گفته شد، از خلال متنپژوهی سه پیام رهبر معظم انقلاب بهخوبی میتوان دریافت که چرا سیاست تجدیدنظرطلبی در سیاستهای کلّی و کلان انقلاب ناکام مانده است؛ چراکه قاطعیت موجود در این پیامها نشان میدهد ولی سوم چه میزان التزام و تعهد نسبت به سیرت انقلاب اسلامی دارد. بنابراین باید توجه داشت که ولیّ سوم نهتنها ادامهدهندهٔ راه رهبرِ شهید است، بلکه نماد نسلی تازه از رهبران انقلاب اسلامی نیز بهشمار میآید؛ نسلی جوانتر و آشناتر با فناوریهای نوین و اقتضائات عصر ارتباطات که میتواند فصل تازهای در مسیر انقلاب اسلامی رقم بزند. از این رو، ولیّ سوم را میتوان نوعی بازتولید هویتی در تداوم رهبری انقلاب اسلامی دانست.
حجتالاسلام والمسلمین رضا احمدی
[1] بیانات در دیدار اساتید و دانشجویان در دانشگاه علم و صنعت. 24/09/1387. https://khl.ink/f/4992