ضرورت اهتمام ویژه به علوم عقلی در دروس حوزه

هرچند در دو دهه گذشته در زمینه علوم عقلی کارهای بیشتری نسبت به قبل انجام شده است با این وجود هنوز تا رسیدن به نقطه مطلوب فاصله بسیار زیادی است. در حوزه های علمیه به فقه و اصول به عنوان درس اصلی نگاه می شود اما به علوم عقلی مثل فلسفه و کلام و حتی منطق به عنوان دروس جنبی و کم اهمیت نگاه می شود. منطق تنها در پایه اول به صورت مختصر و در پایه دوم یا سوم به صورت اجمالی خوانده می شود بدون اینکه طلبه متوجه اهمیت و کاربرد آن باشد. در کلام نیز علی رغم اهمیتی که دارد و عمده شبهات مطرح در سطح جامعه کلامی هستند و با وجود اینکه در چندین پایه کلام تدریس می شود اما به دلیل متون آموزشی بروز نشده و غیر استاندارد و روش های غیر صحیح تحصیل و تدریس آنها و از طرف دیگر نگاه جنبی و کم اهمیت به آنها باعث شده است که نوع طلبه ها در مباحث اعتقادی و توان استدلال، در حد مطلوب نیستند.

در زمینه فلسفه نیز علی‌رغم تاکیدات مکرر رهبر معظم انقلاب اما هنوز در حد بدایةالحکمه و نهایةالحکمه خوانده می شود و آن نیز به عنوان درس جنبی و کم اهمیت!

در ادامه به برخی فرمایشات رهبر معظم انقلاب درباره اهمیت علوم عقلی به ویژه فلسفه در حوزه های علمیه اشاره می‌کنیم:

«یک مسئله، مسئله‌ی درس فلسفه و رشته‌ی فلسفه است. توجه بکنید؛ اهمیت فقه و عظمت فقه نباید ما را غافل کند از اهمیت درس فلسفه و رشته‌ی فلسفه و علم فلسفه؛ هر کدام از اینها مسئولیتی دارند. رشته‌ی فقه مسئولیاتی دارد، فلسفه هم مسئولیتهای بزرگی بر دوش دارد. پرچم فلسفه‌ی اسلامی دست حوزه‌های علمیه بوده است و باید باشد و بماند. اگر شما این پرچم را زمین بگذارید، دیگرانی که احیاناً صلاحیت لازم را ندارند، این پرچم را برمیدارند؛ تدریس فلسفه و دانش فلسفه میافتد دست کسانی که شاید صلاحیتهای لازم را برایش نداشته باشند. امروز اگر نظام و جامعه‌ی ما از فلسفه محروم بماند، در مقابل این شبهات گوناگون، این فلسفه‌های وارداتی مختلف، لخت و بی‌دفاع خواهد ماند. آن چیزی که میتواند جواب شماها را بدهد، غالباً فقه نیست؛ علوم عقلی است؛ فلسفه و کلام. اینها لازم است. در حوزه، اینها رشته‌های مهمی است…»[1]

«فلسفه‌ی اسلامی فقه اکبر است؛ پایه‌ی دین است؛ مبنای همه‌ی معارف دینی در ذهن و عمل خارجی انسان است؛ لذا این باید گسترش و استحکام پیدا کند و برویَد و این به کار و تلاش احتیاج دارد.  مرکز فلسفه هم باید حوزه‌ی علمیه باشد. یکی از بزرگترین خسارتهایی که ما کردیم، این بوده که مرکز فلسفه‌ی اسلامی از حوزه‌ی علمیه به مناطق مختلف منتقل شده است. بعضی از آقایانِ اساتید فلسفه، ماه رمضان پیش من بودند؛ میگفتند برخی از آقایانی که اصلاً اهلیّت ندارند، در مساجد فلسفه تدریس میکنند و ناقص و سطحی و به عمق نرسیده و جویده جویده مطالبی را دست افراد میدهند. اینها خسارت است؛ ما نباید بگذاریم این کار ادامه پیدا کند. من خدمت آقای «جوادی» و آقای «مصباح» هم به تفاریق مکرّراً گفته‌ام باید کاری کنیم که قم از مرکزیّت و مرجعیّتِ فلسفه نیفتد و قطب اصلىِ فلسفه‌ی اسلامی همچنان باقی بماند. بنابراین در این زمینه هرچه شما تلاش کنید، بجا و بحق خواهد بود. همه باید تلاش کنند؛ مدیریّت حوزه و اساتید فلسفه هم باید تلاش کنند. طلّابِ فلسفه را باید تشویق کرد.»[2]

«فلسفه‌ی اسلامی، پایه و دستگاهی بوده که انسان را به دین، خدا و معرفت دینی نزدیک میکرده است. فلسفه برای نزدیک شدن به خدا و پیدا کردن یک معرفتِ درست از حقایق عالم وجود است.»[3]

«حوزه‌ی علمیه‌ی قم که بحمداللَّه در رشته‌ی فقاهت – که ما هم بارها گفته‌ایم رشته‌ی اصلی در حوزه‌های علمیه‌ی ماست – پیشرفتهای خوبی کرده است، مبادا پرچم فلسفه‌ی اسلامی را زمین بگذارد. من احساس خطر میکنم. فلسفه‌ی اسلامی، فلسفه‌ی بسیار والایی است. فلسفه‌ی اسلامی، آن منطق عقلانیای است که میتواند بیپایگی بسیاری از تفکّرات شبه فلسفی و فلسفی را روشن کند. فلسفه‌ی اسلامی، افتخار حوزه‌های علمیه است. پرچم فلسفه‌ی اسلامی، همیشه در دست حوزه‌های علمیه بوده و بیش از همه در دورانهای اخیر، حوزه‌ی علمیه‌ی قم آن را در دست داشته است. مبادا این پرچم را زمین بگذارید. من از چند طریق هشدارهایی شنیدم که برایم قدری نگران کننده است. فلسفه‌ی اسلامی باید در سطوح مختلف، با شیوه‌های خوب، با کتابهای قوی و با استفاده از متون راقىِ گذشته تدریس شود.»[4]

«فلسفه هم اگرچه در حوزه‌ها رایج است، اما درحقیقت باید گفت که مهجور است. فلسفه باید در حوزه‌ها رواج پیدا کند. فلسفه فقط این نیست که ما کتاب منظومه یا اسفار را بگیریم و از اول تا آخر بخوانیم؛ نه، تبحر در فلسفه به این معناست که ما بتوانیم از تمام افکار فلسفی موجود دنیا – که به شکل ساعت‌نگاری پیش میرود و ساعت‌به‌ساعت فکر فلسفی مطرح میشود – و از مادّه‌ی فلسفه‌ی موجود خودمان مطلع باشیم و در مقابل فلسفه‌های غلط و انحرافی، خودمان را در حال آماده‌باش نگهداریم و احیاناً اگر نقطه‌ی مثبتی در آنها هست، از آن نقطه‌ی مثبت استفاده بکنیم. فلسفه‌ی ما این‌طوری پیشرفت میکند؛ والّا در حد شناخت افکار و کلمات بزرگان به این اندازه ارزشی ندارد. فلسفه باید ما را به معرفت کامل برساند. باید دید در وادی معرفت در سطح بشری، چه‌کار دارد میشود. بایستی پیدرپی کارهای جدید، افکار جدید، روشها و متدهای جدید در حوزه مطرح بشود.»[5]

«در گذشته در حوزه‌ى قم با فلسفه و وجود مرحوم آقاى «طباطبايى» مخالفت مى‌شد. مى‌دانيد درس اسفار ايشان به دستور تعطيل گرديد و ايشان مجبور شد شفا تدريس كند. در دوره‌ى اخير، قم مركز حوزه‌ى فلسفى ما بوده است؛ آقاى طباطبايى هم انسان كاملًا متشرّع، مواظب، دائم‌الذّكر، متعبّد، اهل تفسير و اهل حديث بوده؛ از آن قلندرمآبهاى آن‌طورى نبوده است – البته جلسات خصوصى را كارى نداريم – مراتب علمى و فقه و اصولش هم طورى نبوده كه كسى بتواند آن‌ها را انكار كند؛ درعين‌حال كسى مثل آقاى طباطبايى كه جرأت كرد و فلسفه را ادامه داد و عقب نزد، اين‌طور مورد تهاجم قرار گرفت. نتيجه چيست‌؟ نتيجه اين است كه امروز سطح تفكّرات و معرفت فلسفى ما در جامعه و بين علماى دين محدود است. با بودنِ استادى مثل آقاى طباطبايى، جا داشت امروز تعداد زيادى استاد درجه‌ى يك از تلامذه‌ى ايشان در قم و ديگر شهرستانها داشته باشيم. آقاى طباطبايى فرد فعّالى بود؛ بنابراين جريان فلسفى‌اى كه به وسيله‌ى ايشان پايه‌گذارى شد، بايد به شكل وسيعى گسترش پيدا مى‌كرد، كه نكرده است. البته ما همان وقت مقلّد آقاى «بروجردى» بوديم و الآن هم با چشم تجليل و تعظيم به ايشان نگاه مى‌كنيم؛ اما بالاخره هرچه بود، نتيجه‌اش اين شد. اين نبايد تكرار شود.»[6]

رهبر انقلاب در بیانیه حوزه سرآمد نیز بر لزوم توجه به علوم عقلی به ویژه کلام در کنار فقه تاکید داشته و می فرمایند:

« برنامه‌های درسی حوزه به گونه‌ای نوشته شود که فقه روشن‌بین و پاسخگو و به‌روز، و البتّه فنّی و متّکی به شیوه‌ی اجتهادی، همراه با فلسفه‌ی روشن و دارای امتداد اجتماعی و صاحب‌نظر در شاکله‌ی زندگی جامعه، در کنار دانش کلام رسا و استوار و دارای قدرت اقناع، به وسیله‌ی استادان ماهر تدریس شود…»[7]

این حقیقت قابل کتمان نیست که عمده شبهات و سوالات و نیازهای جامعه سوالات و شبهات اعتقادی است نه فقهی بلکه سوالات فقهی اگر وجود داشته باشد عمدتا یا به توضیح المسائل رجوع می کنند یا نهایتا از دفتر مرجع تقلید سوال می پرسند یا از روحانی که در دسترس باشد و روحانی نیز حتی اگر مجتهد باشد نمی تواند به رای خود فتوا دهد بلکه باید فتوای مرجع تقلید سوال کنند را جویا شود. با این وجود می توان گفت بالای 80 درصد از وقت و هزینه و دغدغه ی حوزه های علمیه صرف مباحث فقهی می شود که هرچند لازم و ضروری است به ویژه در مباحث مستحدثه اما نیاز اعتقادی مردم و سوالات و شبهات آنان که روز به روز به کمیت و کیفیت آنها افزوده می شود را باید با کلام و فلسفه و سایر علوم عقلی پاسخ داده شود ولی این دانش ها در حوزه های علمیه به عنوان دروس جنبی لحاظ شده و طلاب به قابلیت لازم و مهارت لازم برای پاسخگویی نمی رسند بر همین اساس از طرفی فراگیران حوزه های علمیه احساس بی فایده بودن علوم حوزوی به آنان دست می دهد و از طرف دیگر جامعه نیز احساس می کند حوزه های علمیه پاسخگوی او نیست.

بنابراین باتوجه به اینکه در جوامع اسلامی در دهه های اخیر توجه زیادی به علوم عقلی شده است و انحرافات جدی نیز به وجود آمده و بخش زیادی از شبهات را بدون تسلط به علوم عقلی نمی توان پاسخ داد ضرورت دارد که به این علوم نیز به دیده علوم جنبی نگریسته نشود. نه تنها فلسفه بلکه حتی علم کلام در حوزه علمیه به عنوان علمی جنبی مورد توجه قرار می گیرد از اینرو باید این رویکرد که فقط فقه و اصول درس اصلی محسوب می شود در حوزه تغییر یابد و همه علوم حوزوی چه عقلی و چه نقلی به عنوان درس های اصلی مورد توجه قرار بگیرد تا توازن لازم برقرار شود. در همین رابطه شورای عالی در مصوبه 624 با عنوان (آیین‌نامه مدیریت مراکز تخصصی و مؤسسات آموزش عالی) یکی از وظایف گروههای اموزشی مراکز تخصصی و موسسات اموزشی را اینگونه تصویب کرده است: «پیشنهاد رشته و گرایش‌های مورد نیاز، جهت طرح در شورای واحد آموزشی.»[8]

از اینرو شورای عالی می تواتند این نگاه را تغییر داده و با بازنگری در اولویت بندی های سنتی باتوجه به نیاز جامعه علوم عقلی را نیز در اولویت قرار داده تا پاسخگوی نیازهای جامعه باشد.

حجت‌الاسلام محمدمهدی فریدونی


[1]. بیانات حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای (حفظه‌الله) در دیدار طلاب و فضلا و اساتید حوزه علمیه قم‌، (29/7/1389)

[2]. بیانات حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای (حفظه‌الله) در دیدار جمعی از نخبگان حوزوی، (29/10/1382)

[3]. همان.

[4]. بیانات حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای (حفظه‌الله)  در جمع اساتید، فضلا و طلاب حوزه علمیه قم در مدرسه فیضیه، (14/7/1379)

[5]. بیانات حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای (حفظه‌الله) در آغاز درس خارج فقه، (31/6/1370)

[6]. بیانات آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای (حفظه‌الله) در دیدار جمعی از نخبگان حوزوی، (29/10/1382)

[7]. پیام حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای (مدظله‌العالی) به همایش بین‌المللی یکصدمین سالگشت بازتأسیس حوزه‌ی علمیه‌ی قم، (17/2/1404)،

[8]. آیین‌نامه مدیریت مراکز تخصصی و مؤسسات آموزش عالی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *