ضرورت کاربردی ساختن دروس حوزه

شاید بتوان گفت یکی از مهمترین و اساسی ترین ضعفهای متون درسی حوزههای علمیه غیرکاربردی بودن آنهاست. عدم توجه به کاربرد هر بحث، باعث شده که طلاب بیفایده بودن این درس را احساس کنند؛ زیرا نیازهای جامعه را به گونهای درک میکنند که احساس میکنند این درسها کاربردی برای حل آنها ندارند و حتی در موضوعات قدیمی و با سابقه نیز از آنجایی که مثال کاربردی برای هر بحث مطرح نمی شود و طلبه نیز توان کاربردی کردن و تطبیق آن را ندارد این امر باعث بی انگیزگی بیش از پیش شده است.
مقام معظم رهبری این آسیب را مورد توجه قرار داده و میفرمایند:
« تغییر جدّی در کتب درسی باید صورت گیرد؛ چون تحوّل باید از پایه شروع شود. در خودِ کتب درسی باید کار شود و در درس خارج فقه هم مباحث کاربُردی و مورد استفاده باید مطرح گردد. بعضی از مباحث _مخصوصاً در اصول و در فقه_ وجود دارد که واقعاً مورد احتیاج نیست؛ ولی در اصول و فقه، این مباحث را میخوانند. یک فقیه، در تمام طول بیست سال هم که استنباط کند، ممکن است یک بار حاجتش به بحثی، یا به مبنای معانی حروف، یا در حقیقت و مجاز و یا مبانی دیگر بیفتد. چه لزومی دارد ما این همه در مباحثِ غیر لازمِ اصولِ، معطّل شویم؟ در این زمینه، مرحوم شهید صدر (رضوان اللَّه علیه) کار خوبی کردهاند. آن کاری که ایشان در باب اصول کردند و آن پیشنهادی که در زمینهی درس و تعلیم اصول دادند، پیشنهاد خوبی است».[1]
استاد فخار طوسی از اساتید با سابقه حوزه علمیه قم نیز در این رابطه میگوید:
«در هر درسی طلبه ها باید نسبت به جایگاه و کاربرد آن درسی که می خواهند بخوانند توجیه شوند، بسیاری از طلبه ها دچار بی انگیزگی در فراگیری هستند به خاطر این که توجیه نیستند که این بحث را برای چه چیزی می خوانند و در دنیای امروز از این بحث چه استفاده هایی می توان کرد یا در کلیت بحث مکاسب که میخواندیم این بحث در کجای این منظومه قرار می گیرد و چه ارتباطی با قبل و بعد از آن دارد.»[2]
حجت الاسلام فاضل معاون آموزش حوزههای علمیه خواهران کشور به همین آسیب اشاره کرده و می گوید:
«یکی از آسیبهای آموزشی کاربردی نبودن برخی از دروس است که همه باید برای این چالش فکر اساسی داشته باشیم.»[3]
ابراهیم شکریان یکی از طلاب حوزه علمیه قم در یادداشتی که در خبرگزاری رسمی حوزه چاپ شده است همین آسیب را یادآور می شود و میگوید:
«چرا ما طلاب احساس میکنیم که با کوهی از دروس بیفایده سرگرم شدهایم، به گونهای که اجازه نفس کشیدن نداریم، حتی فرصتی برای ایدهپردازی و خلاقیت هم نداریم و محکوم به درس خواندنی هستیم که کاربردی نیست؟»[4]
بنابراین متون درسی حوزههای علمیه استاندارهای لازم آموزشی را ندارند و عدم کاربردی بودن نیز در همین راستا قرار دارد. آنچه مشهود است این است که طلبه علوم دینی با اینکه سه سال ممحض در یادگیری و آموزش زبان عربی است اما غالبا همچنان نه توان حرف زدن به زبان عربی دارد و نه توان درست خواندن متن را دارد و نه ترجمه دقیق؛ بر همین اساس استاد نیز بخش عمده ای از وقت خود را باید صرف تطبیق متن کند. منطق و فقه و اصول نیز با همین مشکل مواجهه هستند و متن ها استاندارد نبوده و به تبع آن رویکرد کارکردی ندارند.
در مقابل استاد سید محمد واعظ موسوی از اساتید سطوح عالی حوزه علمیه کاربردی نبودن دروس حوزه را رد کرده و می گوید:
«متاسفانه برخی از طلاب در گوشه و کنار به مباحث علمی حوزوی کنایههای میزنند و میگویند که درس و بحث همچون رسائل و مکاسب و یا کفایه به درد جامعه امروز ما نمیخورد و اینها ضرورتی ندارد،در حالی که چنین سخنی نسجیده و بیان آن هم اشتباه است. آنهایی که در مباحث علمی خود جدی نبوده و همچنین در فراگیری دروس تلاش نکردهاند، به چنین انتقادهای میپردازند، زیرا هماینک بسیاری از مبلغان و حوزویان در هنگام پاسخگویی به مطالبات مردم از همین مباحث علمی بهره میگیرند و اگر آشنا به این علوم نبودند در پاسخگویی به مطالبات دچار مشکل میشدند. مباحث علمی حوزوی در بسیار از موارد کاربرد عملی دارد و نتیجه این سخن زمانی روشن میشود که فرد به صورت کامل و جامع دروس حوزوی را فراگرفته باشد و از آن بهرهبرداری کرده باشد.»[5]
به نظر می رسد غیر کاربردی بودن دروس حوزه به گونه ای واضح و روشن است که غیر قابل انکار است و آنچه این استاد برجسته حوزه علمیه قم بیان کرده اند در جواب کسانی است که به دلیل غیر کاربردی بودن دروس حوزه به درستی این دروس را تحصیل نمی کنند و این مسئله را بهانه ای برای فرار از مسئولیت درس خواندن قرار می دهند و اینگونه موضع گیری این استاد نیز امری معقول است چرا که تا زمانی که کتاب آموزشی استانداردی نوشته نشده که روش کاربردی داشته باشد باید همین دروس به نحوی قابل قبول خوانده شوند، و نباید بهانه ای برای درس نخواندن شود. با کاربردی کردن دروس حوزه طبعا اولویت های فقهی نیز مشخص خواهد شد. رهبر معظم انقلاب ناظر به همین آسیب در بیانیه حوزه پیشرو و سرآمد می فرمایند:
«نکتهی دیگر، مسئلهی اولویّتهای فقهی است. امروز با تشکیل نظام اسلامی و مطرح شدن حکمرانی به شیوهی اسلام، موضوعات مهمّی برای حوزه اولویّت یافته که در گذشته مطرح نبوده است؛ مسئلههایی از قبیل روابط دولت با مردمش و با دولتها و ملّتهای دیگر، موضوع نفی سبیل، نظام اقتصادی و پایههای اصولی آن، پایههای اصولی نظام اسلامی، منشأ حاکمیّت از نظر اسلام، نقش مردم در آن و موضعگیری در قضایای مهم و در مقابل نظام سلطه، مفهوم و محتوای عدالت، و دهها موضوع اساسی و بعضاً حیاتی دیگر، برای امروز و فردای کشور دارای اولویّت و منتظر پاسخ فقهی است. (برخی از آنها دارای جنبهی کلامی نیز میباشد که در جای خود باید بحث شوند.)
در شیوهی کار کنونیِ حوزه، در بخش فقهی، توجّه کافی به این اولویّتها دیده نمیشود. گاه میبینیم برخی مهارتهای علمی که عموماً جنبهی آلی و مقدّماتی برای رسیدن به حکم شرع را دارد یا بعضی موضوعات فقهی یا اصولی خارج از اولویّتها، فقیه و محقّق را با شیرینی وسوسهانگیز خود، چنان در خود غرق میکند که ذهن او را بکلّی از آن مسائل اصلی و اولویّتدار منصرف میسازد و فرصتهای بیجایگزین و سرمایههای انسانی و مالی را فدا میکند، بیآنکه در وانفسای هجوم کفر، کمکی به تبیین سبک زندگی اسلامی و هدایت جامعه برساند.
اگر هدف کار علمی، اظهار فضل و سُمعهی علمی و مسابقه در فاضلنما شدن باشد، مصداق فعل مادّی و دنیاگرایانه و «اِتَّخَذَ اِلٰهَهُ هَواه» خواهد بود.»[6]
علی رغم مزیت هایی که دروس حوزه های علمیه دارند و علی رغم قوت علمی که نسبتا وجود دارد با این وجود کاربردی نبودن آنها باعث شده است تا امتداد اجتماعی لازم را نداشته باشد؛ مثلا فلسفه باید علاوه بر اینکه در دروس دیگر امتداد پیدا کند امتداد اجتماعی نیز داشته باشند، همینطور فقه و اصول و کلام و منطقه و امثال آن. امتداد اجتماعی یعنی در راستای برآورده شدن نیازهای جامعه قرار بگیرند تا بتوان گره ای از گره های جامعه باز کرد.
امروزه نیاز به موضوع شناسی فقهی بسیار لازم تر و مورد نیاز تر از پرداختن به حکم شناسی است اما همچنان فقه ممحض در همان حکم شناسی است و توجه چندانی به موضوع شناسی ندارد. البته احساس نیاز به موضوع شناسی در دهه اخیر بوجود آمده و در همین راستا موسسه ای با نام موضوع شناسی احکام فقهی تاسیس شده و در این راستا تلاش های نیز شده است ولی باتوجه به حجم بسیار زیاد موضوعات کار نشده پاسخگو نبوده به ویژه که به عنوان یک علم مستقل دانشی نوپا بوده که نیازمند به حمایت حوزه های علمیه دارد و تا زمانی که در دروس آموزشی فقهی حوزه های علمیه توجهی به این مهم نشود عملا موفقیت چندانی حاصل نخواهد شد. اگر رویکرد به دروس حوزه های علمیه رویکردی کاربردی باشد دیگر نمی تواند نسبت به نیازهای جامعه بی تفاوت باشد در نتیجه در راستای برآوردن نیازهای جامعه تدوین و آموزش داده خواهند شد.
حجتالاسلام محمدمهدی فریدونی
[1]. بیانات حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای (حفظهالله) در دیدار جمعی از نخبگان حوزوی، (13/9/1374)،
[2]. حجت الاسلام جواد فخار طوسی در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید،
[4]. حجت الاسلام ابراهیم شکریان، «نقدی بر مباحث آموزشی حوزه»، .
[5] . حجت الاسلام سیدمحمد واعظ موسوی،
[6]. پیام حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای (مدظلهالعالی) به همایش بینالمللی یکصدمین سالگشت بازتأسیس حوزهی علمیهی قم، (17/2/1404)
یک نظر
عالی