رمضان؛ فرصتی برای جهاد تبیین

ماه مبارک رمضان، ماه تهذیب نفس و بازسازی ایمان است؛ اما این خودسازی تنها به ساحت فردی محدود نمیماند. در عصری که جامعه با جنگ روایتها، تحریف واقعیتها و اغتشاشات شناختی مواجه است، رمضان میتواند به صحنهای برای جهاد تبیین تبدیل شود؛ جهادی که میدان آن، ذهنهاست و سلاح آن، آگاهی، صداقت و بصیرت. روزهداری امروز، تنها امساک از خوراک نیست؛ بلکه تمرین کنترل زبان، قلم و بازنشر حقیقت در برابر سیل شایعه و دروغ است. از این منظر، رمضان فرصتی برای تزکیه عقل جمعی و بازگرداندن اخلاق و مسئولیت به فضای رسانهای جامعه به شمار میآید.
روزه عقل، زبان و قلم در میدان جنگ روایتها
ماه مبارک رمضان، تنها موسم امساک از خوردن و آشامیدن نیست؛ بلکه ماه خودکنترلی همهجانبه انسان مؤمن است؛ خودکنترلیای که در روزگار ما، بیش از هر زمان دیگر، باید در عرصه عقل، زبان، قلم و رفتار رسانهای معنا پیدا کند. اگر در گذشته، تهدید اصلی متوجه جسم و سرزمین بود، امروز تهدیدی عمیقتر و پنهانتر، ذهن، باور و ادراک انسانها را هدف گرفته است. ما در جهانی زندگی میکنیم که جنگها، پیش از آنکه در میدانهای نظامی تعیین تکلیف شوند، در میدان روایتها، چارچوببندیها و تصویرسازیهای ذهنی به سرانجام میرسند. در اغتشاشات شناختی سالهای اخیر، بارها دیدهایم که چگونه یک خبر جعلی، یک تصویر تقطیعشده یا یک روایت تحریفشده، میتواند جامعه را ملتهب و حقیقت را قربانی هیجان کند. قرآن هشدار میدهد: «إن جاءکم فاسقٌ بنبإ فتبینوا»؛ خبر را بدون بررسی نپذیرید. این آیه، منشور اخلاق رسانهای مؤمن در عصر شبکههای اجتماعی است. در چنین فضایی، عقلِ مؤمن نیز نیازمند نوعی امساک و خودداری است؛ خودداری از سادهانگاری، هیجانزدگی، تحلیلهای سطحی و قضاوتهای شتابزده. جنگ روایتها، دقیقاً بر همین ضعفها بنا شده است: تحریک احساسات، دوگانهسازیهای کاذب، حذف زمینهها و تقطیع واقعیتها. روزه عقل، یعنی تمرین بازگشت به معیارهای حق و باطل پیش از هر داوری و موضعگیری عجولانه. زبان و قلم نیز در این میدان، ابزارهایی بیطرف نیستند. هر سخن، هر متن و هر بازنشر، یا در خدمت روایت حق قرار میگیرد یا ناخواسته به تقویت روایت دشمن میانجامد. روزه زبان، تنها پرهیز از غیبت و دروغ فردی نیست؛ بلکه پرهیز از انتشار شایعه، تحقیر اجتماعی، تخریب سرمایههای معنوی و تضعیف امید جمعی است. روزه قلم، خودداری از سیاهنمایی، اغراق، تحریف و بازتولید ادبیات دشمن است. در عصر شبکههای اجتماعی، هر فرد یک رسانه است و هر کاربر، یک بازیگر در میدان جنگ شناختی. دشمن، با سرمایهگذاری کلان بر عملیات روانی، میکوشد روایت خود را بدیهی، اخلاقی و ناگزیر جلوه دهد و در مقابل، روایت مقاومت، دین و انقلاب را غیرعقلانی یا پرهزینه نشان دهد. در این میدان، بیدقتی مؤمن، میتواند به اندازه یک کنش خصمانه، خسارتبار باشد. رمضان، با فضای معنوی و تربیتی خود، فرصتی استثنایی برای بازسازی سپر معرفتی جامعه مؤمنان فراهم میآورد. این ماه، اردوگاه تمرین جهاد تبیین است؛ جهادی که نه با فریاد، بلکه با عقلانیت، صداقت، صبر و مسئولیتپذیری رسانهای پیش میرود. اگر در گذشته، روزه انسان را برای جهاد در میدان سخت آماده میکرد، امروز روزه عقل، زبان و قلم، انسان مؤمن را برای ایستادگی در خط مقدم جنگ روایتها مهیا میسازد. بنابراین رمضان، ماه امساک از خوراک است؛ اما پیش از آن و بیش از آن، ماه امساک از خطا در فهم، لغزش در گفتار و خیانت در روایت حقیقت است. به عبارت دیگر، روزهداری حقیقی، تنها امساک جسم نیست؛ بلکه روزه زبان از دروغ، تهمت، تحقیر و شایعه و روزه قلم از تخریب، سیاهنمایی و بازتولید روایت دشمن است. در فضای رسانهای امروز، هر کاربر، یک رسانه است و هر بازنشر، یک موضعگیری اخلاقی و سیاسی محسوب میشود. رمضان، ماه تمرین و بازآموزی این مسئولیت فراموششده است.
چرا سکوت در برابر انحرافات، گناه اجتماعی است؟
در منطق دینی، «گناه» صرفاً یک خطای فردی و شخصی نیست؛ بلکه هر رفتاری که به تضعیف حقیقت، گسترش باطل یا اخلال در نظم اخلاقی و معرفتی جامعه بینجامد، واجد بُعد اجتماعی است. از این منظر، سکوت در برابر انحرافات -بهویژه انحرافات فکری، اعتقادی و رسانهای- نه بیطرفی، بلکه نوعی کنش منفی و مشارکت غیرمستقیم در بازتولید خطاست. ابعاد این مسئله را در چند نکته میتوان تبیین نمود:
۱. سکوت، بیعملی خنثی نیست؛ «موضع» است
در شرایط عادی، سکوت ممکن است نشانه حکمت یا پرهیز از نزاع تلقی شود؛ اما در شرایطی که حقیقت مورد تحریف قرار میگیرد یا باطل در حال تثبیت شدن است، سکوت دیگر بیطرفی نیست. در چنین وضعی، فضای عمومی بهصورت طبیعی توسط صدای بلندتر و روایت مسلط اشغال میشود. اگر صدای حق خاموش بماند، این خلأ را باطل پر میکند. از همینروست که در جنگ روایتها، سکوت خواص جامعه، عملاً به معنای واگذاری میدان به جریان تحریف است. قرآن کریم، کسانی را که «حق را میدانند و کتمان میکنند» مورد نکوهش شدید قرار میدهد؛ زیرا کتمان حق، آثار اجتماعی و گمراهکننده دارد.
۲. انحراف، اگر تبیین نشود، عادی میشود
یکی از خطرناکترین پیامدهای سکوت، عادیسازی انحراف است. بسیاری از انحرافات فکری و رفتاری، با تکرار، القای تدریجی و بیپاسخ ماندن جا میافتند. وقتی تحریفها بیپاسخ بمانند، بهتدریج از «امر نادرست» به «نظر قابلقبول» و سپس به «امر بدیهی» تبدیل میشوند. در این نقطه، جامعه دیگر دچار خطای فردی نیست؛ بلکه دچار انحراف در عقل جمعی شده است. سکوت در برابر این فرآیند، به معنای همراهی با تخریب زیرساختهای فکری جامعه است.
۳. مسئولیت عالِم و آگاه، سنگینتر است
در معارف اسلامی، مسئولیت افراد به اندازه سطح آگاهی و اثرگذاری آنان تعریف میشود. سکوت کسی که «نمیداند»، با سکوت کسی که «میداند و میتواند روشنگری کند» یکسان نیست. پیامبر اکرم(ص) میفرمایند: وقتی بدعتها آشکار میشود، بر عالِم واجب است علم خود را آشکار کند؛ وگرنه مورد مؤاخذه الهی قرار میگیرد. در این منطق، سکوت نخبگان، علما، صاحبان تریبون و اصحاب رسانه، صرفاً یک انتخاب شخصی نیست؛ بلکه ترکِ وظیفه اجتماعی است؛ وظیفهای که با «امر به معروف» و «نهی از منکر» پیوند خورده است.
۴. سکوت، اعتماد عمومی را قربانی میکند
یکی از آثار مخرب سکوت در برابر انحرافات، فرسایش اعتماد اجتماعی است. وقتی مردم میبینند انحرافات آشکار، بیپاسخ میماند یا تحریفها از سوی اهل علم و تریبون اصلاح نمیشود، این تصور شکل میگیرد که یا «حقیقتی در کار نیست» یا «همه چیز معاملهپذیر است». این وضعیت، سرمایه اجتماعی را تضعیف و جامعه را مستعد بیاعتمادی، بدبینی و یأس میکند. در مقابل، تبیین بهموقع حتی اگر همراه با سختی باشد میتواند اعتماد را احیا کند؛ زیرا جامعه احساس میکند حقیقت، صاحب دارد.
۵. سکوت، راه را برای ظلم ساختاری هموار میکند
بسیاری از ظلمهای بزرگ، با سکوتهای کوچک آغاز شدهاند. تحریف یک مفهوم، توجیه یک خطا، یا نادیدهگرفتن یک انحراف، میتواند بهتدریج به قانون، رویه و ساختار ناعادلانه تبدیل شود. در چنین شرایطی، سکوت اولیه، دیگر قابل جبران نیست؛ زیرا انحراف، نهادینه شده است. به همین دلیل، در اندیشه اسلامی، «سکوت در برابر ظلم» نهتنها ظلمستیزی نیست، بلکه نوعی همراهی منفعلانه با ظلم تلقی میشود.
۶. جهاد تبیین؛ راه مقابله با انحراف
بنابراین بهترین راه برای مواجهه با این خطر، «جهاد تبیین» است؛ جهادی که هدف آن، شکستن سکوتهای خسارتبار و جلوگیری از تثبیت باطل است. جهاد تبیین، الزاماً به معنای جنجال، افشاگری هیجانی یا تخریب اشخاص نیست؛ بلکه به معنای روشنگری مسئولانه، مستدل و اخلاقمحور است. در این چارچوب، سکوت زمانی فضیلت است که به حفظ حقیقت کمک کند؛ و سخن گفتن زمانی واجب است که سکوت، به تحریف و انحراف میدان بدهد.
بنابراین، سکوت در برابر انحرافات، گناه اجتماعی است؛ چون به تثبیت باطل کمک میکند، عقل جمعی را دچار خطا میسازد، اعتماد عمومی را تضعیف میکند، و زمینهساز ظلم و انحراف ساختاری میشود. در عصر جنگ روایتها، بزرگترین خطا، خاموش ماندن صدای حق است و رمضان، بهترین فرصت برای شکستن این سکوت با بصیرت، اخلاص و مسئولیتپذیری است.
حجتالاسلام والمسلمین دکتر محمد ملک زاده
عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی