جنگ رمضان؛ گذار از شعار به استراتژی در هندسه مقاومت

در سپهر سیاسی انقلاب اسلامی ایران از بدو پیروزی انقلاب تاکنون، گاه رویدادهایی رخ میدهند که نه تنها میدان نظامی، بلکه نظام محاسباتی بازیگران را دگرگون میکنند. جنگ رمضان، فراتر از یک درگیری نظامی میان ایران با آمریکا و رژیم صهیونیستی و کشورهای همپیمان آنها، نمادی از بلوغ استراتژیک جریان مقاومت است؛ جایی که مفاهیم انتزاعی به واقعیتهای میدانی بدل شدند و روایتهای رسانهای غرب را به چالش کشیدند.
وحدت میدانها؛ کابوس استراتژیک دشمن
تا پیش از این، «وحدت میدانها» شاید بیشتر به یک شعار دیپلماتیک شبیه بود، اما در جریان جنگ رمضان، این مفهوم به یک واقعیتِ عملیاتی تغییر ماهیت داد. محور مقاومت با ایجاد هماهنگی در زمانبندی جبههها و پیوند زدن سرنوشتِ نقاط مختلف، دشمن را در یک تله استراتژیک گرفتار کرد و آن را به توزیعِ اجباری توان دفاعی خود وادار ساخت. این الگوی جدید به دشمن ثابت کرد که هزینه تجاوز به نظام اسلامی، نه یک پاسخ محدود، بلکه رویارویی با یک واکنش زنجیرهای و چندجانبه است.
معنویت؛ ستون فقراتِ هویت مقاومت
یکی از نکات مغفول در تحلیلهای غیر دینی، نقش مفاهیم معنوی است. در جنگ رمضان، صبر، ایثار و جهاد و شهادت صرفاً واژگانی آرمانی نبودند، بلکه در عمل به سوختِ راهبردی جامعه تبدیل شدند. وقتی پیوند میان این ارزشها و عملیاتهای میدانی برقرار شد، مرز میان رزمندگان و شهروندان رنگ باخت. این همان نقطهای است که هویت مقاومت را در متن تودهها ریشهدار کرد؛ بهگونهای که جامعه نه یک ناظر منفعل، بلکه به خودِ مقاومت تبدیل شد.
تابآوری اجتماعی؛ تغییر پارادایم ایستادگی
تحولات اخیر پس از جنگ رمضان منجر به ارتقای سطح تابآوری اجتماعی شد. عموم مردم با مشاهده نتایج ملموسِ ایستادگی، از پارادایم «سازش برای امنیت» به «ایستادگی برای امنیت پایدار» عبور کردند. این جنگ، هیمنه ترس از قدرتِ استکبار را فرو ریخت و ضرورت مقاومت را در اجتماعات شبانه از یک ضرورت سیاسی به یک «عقلانیت عمومی» تبدیل کرد.
نبرد روایتها: پیروزی حقیقت در عصر دروغ
در عصری که رسانههای جهانی با سیلِ روایتهای وارونه به دنبال مسخ واقعیت هستند، جبهه مقاومت با تکیه بر دو ابزار «مستندسازی مردمی» و «قطببندی اخلاقی»، حصار رسانهای غرب را شکست. با انتشار روایتهای دستاول و برجستهسازی تقابل ذاتی «اشغالگری» و «کرامت انسانی»، مقاومت توانست پیش از شکلگیری روایتهای جعلی، افکار عمومی جهان را نسبت به حقانیت ملت مقاوم ایران قانع کند. جنگ رمضان نشان داد که در عصر شبکههای اجتماعی، حقیقت نه در لابهلای اخبار رسمی، بلکه در لایههای عمیق روایتهای انسانی و میدانی نهفته است.
اما برای تثبیت این پیروزیِ روایی در فضای مجازی، نیازمند بهینهسازی روشها هستیم. در این نبردِ مجازی، فعالان رسانهای، سربازان خطمقدماند که با تولید محتوایِ سریع، دقیق و مستند، میتوانند در برابر هرگونه دستکاری رسانهای، سدِ فولادینِ حقیقت را ایجاد کنند.
بدین ترتیب جنگ رمضان را میتوان تولد یک «گفتمانِ بازدارنده» توصیف کرد. گفتمانی که نشان داد وقتی حقیقت با استراتژی و معنویت گره میخورد، هیچگونه روایتِ رسانهای قادر به کتمان آن نیست. اکنون جبهه مقاومت در نقطهای ایستاده است که جهان نظارگر آن است و آن را نه با روایتِ رسانههای هوچیگر غرب، بلکه با واقعیتِ روی زمین قضاوت میکند.
حجتالاسلام والمسلمین دکتر محمد ملک زاده
(عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی)