وقتی مسئله به «رویه» تقلیل داده می‌شود

بیانیه اخیر دبیرخانه مجلس خبرگان تلاش می‌کند هم‌زمان سه کار انجام دهد:

۱.انتقاد از شیوه انتشار بیانیه برخی اعضا

۲.دفاع از وحدت مجلس

۳.تبرئه اعضایی که امضا نکرده‌اند


اما در این میان، یک تناقض منطقی شکل می‌گیرد که ستون استدلال متن را تضعیف می‌کند.
عبارت کلیدی بیانیه دبیرخانه است:
«این عزیزان با اصل محتوا مخالفتی ندارند، اما یا به روش کار معترض بوده‌اند یا اساساً در جریان امر قرار نگرفته‌اند.»
در عین حال، پیش‌تر گفته می‌شود:
«انتظار می‌رفت بانیان محترم… وحدت خبرگان را حفظ کرده… بیانیه به صورت مرسوم انتشار می‌یافت… اما متأسفانه این کار اتفاق نیفتاد.»

تناقض دقیقاً کجاست؟
دبیرخانه می‌گوید:محتوای بیانیه مشکل ندارد اما انتشار آن مشکل دارد.
و در عین حال دبیرخانه خبرگان ادعا می‌کند: انتشار آن موجب ایجاد ابهام در جامعه شده و وحدت خبرگان خدشه‌دار شده؛ اینجا تعارض شکل می‌گیرد.
اگر محتوا درست و مورد قبول اکثریت است، پس:چرا انتشار آن موجب ابهام شده؟ چرا این‌قدر بر « نادرست بودن روش» تأکید می‌شود؟ چرا لحن متن حالت گلایه و هشدار دارد؟
از نظر منطقی، یکی از این دو باید پررنگ باشد:
حالت اول:
محتوا مسئله‌دار بوده پس واکنش توجیه‌پذیر است.
حالت دوم:
محتوا کاملاً مورد قبول بوده پس واکنش شدید نسبت به شیوه انتشار، بیش‌ازحد جلوه می‌کند.
اما متن می‌خواهد هر دو را همزمان نگه دارد: محتوا خوب است اما انتشارش بد و مسئله‌ساز بوده و در عین حال اختلافی هم وجود ندارد؛
این ترکیب، یک وضعیت «هم تأیید، هم توبیخ، هم انکار اختلاف» می‌سازد.

مشکل منطقی عمیق‌تر
اگر اختلاف فقط در «فرم» بوده و نه در «محتوا»، آنگاه این اختلاف یک مسئله داخلی اداری است و تبدیل کردن آن به بیانیه عمومی خود می‌تواند بیشتر به تصور اختلاف دامن بزند.
در نتیجه متن ناخواسته این پیام را منتقل می‌کند که اختلافی وجود ندارد اما آن‌قدر مهم بوده که لازم دانستیم رسماً درباره‌اش بیانیه بدهیم!
این دقیقاً همان نقطه‌ای است که تناقض برجسته می‌شود.

تناقض در مدیریت تصویر عمومی
بیانیه می‌خواهدتصویر وحدت را حفظ کند ولی هم‌زمان از اقدام مستقل برخی اعضا اعلام نارضایتی کند
اما این دو هدف با هم در تعارض‌اند، چرا که وقتی شما می‌گویید:
این کار مرسوم نبوده و انتظار می‌رفت انجام نشود و موجب ابهام شده، در واقع دارید می‌پذیرید که:
شکاف رویه‌ای وجود داشته، هماهنگی کامل نبوده و فرآیند رسمی دور زده شده؛ پس دیگر ادعای «اختلافی نیست» از نظر ذهنی برای مخاطب قانع‌کننده نیست.
مخاطب به‌جای پذیرش روایت رسمی، شروع به پرسش می‌کند

چرا برخی اعضا مستقل عمل کردند؟

آیا واقعاً اختلاف محتوایی نبوده؟

آیا این بیانیه نوعی واکنش تدافعی نیست؟


به این ترتیب، متن به‌جای بستن پرونده، آن را بازتر می‌کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *