آشفتگی فکری یا «رد دادگی»

بسیاری از کسانی که پای‌ درد و دل مردم می‌نشینند و به ویژه با برخی نوجوانان و جوانان صحبت‌ می‌کنند، نوعا یک عبارت را با تعجب بیان می‌کنند: «این‌ها قاطی کردن و واقعا رددادن»، چرا، این سطح از بی‌منطقی در میان بخشی از جامعه ایران، رواج پیدا کرده است؟

بسیاری از این افراد، به راحتی بدیهیات را رد می‌کنند و ادعاهای عجیب و غریب و خلاف عقل بیان می‌کنند. به راحتی وقایع امروز و دیروز و مسلمات اخبار جهان را انکار می‌کنند و طبیعتا تاریخ صدسال پیش را کاملا وارونه معرفی می‌کنند؟ چرا؟!

یکی از عوامل مهم این وضعیت را باید «بمباران اطلاعات» توسط فضای مجازی دانست. شهیدآوینی در مقاله‌ای با عنوان «انفجار اطلاعات» یکی از کارهای غرب را همین بمباران اطلاعات عنوان می‌کند و او را به «شهروند مطیع دهکدۀ جهانی» تبدیل می‌کند. اما به نظر می‌رسد، در مورد ایران این ماجرا اندکی متفاوت است. آنان نتوانسته‌اند که «ایرانیان سرکش را رام کنند» به همین خاطر، راهبردی جدید برداشته‌اند و آن به هم‌ریختن ذهن ایرانیان است. یعنی فلش نقادی و عدالتخواهی  را به سوی نظام اسلامی کشانده‌اند. هدف ابتدائی، رام کردن ایرانیان در برابر غرب نیست، بلکه هدف اولیه، انتقال فضای نقد به نظام اسلامی است. فعلا برنامه در بارۀ ایران، تخریب نظام فکری ارائه شده توسط نظام اسلامی است، بدون این که بتوانند نظام جایگزین آن ارائه کنند. در نتیجه انسان در مواجهه با این افراد، کاملا حس می‌کند که با یک جوان روشنفکر لیبرالیست یا سوسیالیست یا … مواجهه نیست. زیرا اکثر روشنفکرانی چون سروش و …. با این ادبیات مخالفند. بلکه مخاطب، افرادی هستند که به معنای واقعی هیچ تفکر مشخصی ندارند و خودشان هم نمی‌دانند چه می‌گویند. بی‌منطق محض یا همان «ردداده»؟! رضاخان دیکتاتور را نماد آزادی می‌دانند و رضا‌ربع پهلوی را نماد آزادی و «شاه خوبان»!؟ ترامپ جنایتکار و نتانیاهوی خبیث را تبرئه می‌کنند و به عنوان فرشته صلح و آزادی به جامعه معرفی می‌کنند. این سطح از آشفتگی و به هم ریختگی، واقعا غریب است!

یکی از روش‌های آشفته کردن ذهن‌ها این است که فرد را دچار انبوهی از اطلاعات و اخبار می‌کند به گونه‌ای که ذهن فرد، توان پردازش و هضم آن‌ها را ندارد. طبیعی است که این اطلاعات به هم‌ریخته، نظام فکری و حتی نظام پردازش مغزی این افراد را دچار بحران کرده و طبیعتا مغز این افراد پیام «خطا» یا «erorr» می‌دهد. مگر یک انسان، چقدر توان شنیدن اخبار مختلف و متناقض را دارد؟ طبیعتا، توان افراد مختلف متفاوت است، اما در مورد هر شخص، اگر این مقدار اطلاعات بیش از توان هضم فرد باشد، فرد دچار بحران می‌شود. این شبیخون مجازی و بمباران خبری، فرد را به معنای واقعی شبه‌دیوانه یا به تعبیر جوانان امروزی «ردداده» تبدیل می‌کند.

حجت‌الاسلام والمسلمین سیدمحمدهادی پیشوایی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *