جنگ یا مذاکره؟

نبی مکرم اسلام حضرت محمد(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در مدت کوتاهی که حکومت کرد، همواره در جنگ با مخالفین و دشمنان بود به گونه‌ای که گویا روزی بدون جنگ یا مقدمات آن نگذشت. در برخی از این جنگ ها پیامبر اسلام(ص) شخصا حضور داشت که به آن غزوه می گفتند و در جنگ های زیادی نیز شخصا حضور نداشت که به آن سریه گفته می شود. غزوات پیامبر را ۲۶ تا ۲۹ غزوه ذکر کرده اند. در برخی از این غزوات کار به جنگ کشیده می شد و برخی نیز بدون جنگ پایان یافت زیرا سطح آمادگی لشکریان رسول خدا عامل عمده در منصرف شدن دشمن از جنگ شد. در سریه ها که یکی از اصحاب آنها را فرماندهی می کرد نیز تعداد زیادی از آنها بدون جنگ پایان یافت.[1] برخی فهرست غزوات و سریه‌های پیامبر(ص) را جمع آوری کرده اند که در مجموع مشتمل بر ۲۹ غزوه و ۸۲ سریه می باشد.[2]

این سریه‌ها و غزوات برای منتشر کردن دین اسلام و برپایی حکومت اسلامی بود که در برابر  مشرکان، یهودیان و رومیان انجام شد.[3] در مواردی نیز با هدف از بین بردن کانون های فتنه اتفاق می افتاد.[4] البته پیامبر اسلام قبل از شروع جنگ دشمنان را به دین اسلام دعوت می کرد تا اتمام حجت نیز کرده باشد.[5]

برخی مستشرقان با تحریف واقعیتِ جنگ‌های پیامبر اسلام؛ اهداف مادی و سلطه سیاسی و اقتصادی را برای این جنگ‌ها ذکر کرده اند و برخی نیز انتقام جویی را از اهداف آن به شمار آورده اند. علاوه بر اینکه اسناد تاریخی این ادعا را رد می کند[6] برخی دیگر از مستشرقان تاکید دارند که پیامبر(ص) تا می‌توانست از جنگ دوری می‌کرد و تنها در صورت ضرورت، برای دفاع از اسلام و مسلمان‌ها می‌جنگید.[7]

در سوره‌هایی از قرآن، مانند بَقَره، آل‌عِمران، نِساء، مائده، اَنفال، توبه، اَحزاب، فتح، حَشْر، صَف و عادیات، به برخی جنگ‌های پیامبر اشاره شده است.[8]

اینکه آیا همه جنگ های پیامبر اسلام دفاعی بوده است یا خود آغازگر جنگ نیز بوده است؛ برخی همه را دفاعی دانسته و برخی نیز معتقد اند جهاد ابتدایی مصداقی از دفاع است؛ زیرا دفاع از حق خداوند نیز همانند دفاع از جان مسلمانان واجب است.[9] با این وجود تردیدی نیست که در مواردی پیامبر(ص) با شنیدن خبر تجمع دشمنان برای حمله به مسلمان‌ها، در حملاتی غافلگیرانه اجتماع آنان را از بین می‌برد و از وقوع جنگی بزرگ‌تر جلوگیری می‌کرد.[10]

تا به اینجا مشخص شد پیامبر اسلام(ص) در مدت کوتاهی که حکومت کرد همواره یا در حال جنگ و یا تدارک جنگ بود و این واقعیت نیز قابل انکار نیست که بسیاری از غزوات و سریه ها بدون جنگ تمام شد ولی نباید از این نکته غافل شد که شدت آمادگی و انگیزه ی بالای مسلمانان نقش مهم و اساسی در انصراف دشمن از جنگ داشت و بر همین اساس مسلمانان همواره باید آمادگی خود را برای جنگ حفظ کرده تا بازدارندگی لازم محقق شود. اما اینکه همواره شعار مذاکره داده شود و به گونه ای پیام های ضعف به دشمنان ارسال شود هرگز با منطق قرآن سازگاری نداشته و خلاف عقل و منطق است.

در پاسخ به کسانی که همه چیز را خلاصه در مذاکره می کنند خصوصا برخی افراد در کسوت روحانیت که از ایشان انتظار می رود در دفاع از جنگ یا مذاکره با دقت بیشتر در متون دینی با این مسئله مواجه شوند،  چند نکته را یادآوری می کنیم:

۱-دشمن در حال فتنه انگیزی است و تجربه نشان داده است که با مذاکره نمی توان رفع فتنه کرد همانگونه که در برجام تجربه شد. قرآن نیز به صراحت می فرماید:

وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لَا تَکُونَ فِتْنَهٌ وَیَکُونَ الدِّینُ کُلُّهُ لِلَّهِ فَإِنِ انتَهَوْا فَإِنَّ اللَّهَ بِمَا یَعْمَلُونَ بَصِیرٌ

ﻭ ﺑﺎ ﺁﻧﺎﻥ ﺑﺠﻨﮕﻴﺪ ﺗﺎ ﻫﻴﭻ ﻧﻮﻉ ﻓﺴﺎﺩ ﻭ ﻓﺘﻨﻪ باقی نماند. ﻭ ﺩﻳﻦ ﻭﻳﮋﻩ ﺧﺪﺍ ﺷﻮﺩ؛ ﭘﺲ ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﻓﺘﻨﻪ ﺑﺎﺯﺍﻳﺴﺘﻨﺪ شما نیز نجنگید؛ ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﺁﻧﭽﻪ ﺍﻧﺠﺎم ﻣﻰ ﺩﻫﻨﺪ، ﺑﻴﻨﺎﺳﺖ.[11]

۲-دشمن مستکبر و ظالم تا سرسختی را در مسلمانان مشاهده نکند دست بردار نیست بر همین اساس قرآن می فرماید:

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قَاتِلُوا الَّذِینَ یَلُونَکُم مِّنَ الْکُفَّارِ وَلْیَجِدُوا فِیکُمْ غِلْظَهً…

ﺍﻱ ﺍﻫﻞ ﺍﻳﻤﺎﻥ ! ﺑﺎ ﻛﺎﻓﺮﺍﻧﻲ ﻛﻪ ﻫﻢ ﺟﻮﺍﺭ ﺷﻤﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﻧﺒﺮﺩ ﻛﻨﻴﺪ؛ ﻭ ﺁﻧﺎﻥ ﺑﺎﻳﺪ ﺩﺭ ﺷﻤﺎ ﺳﺮﺳﺨﺘﻲ ﻭ ﺷﺪﺕ ﻳﺎﺑﻨﺪ…[12]

در آیه ای دیگر نیز می فرماید:

یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ جَاهِدِ الْکُفَّارَ وَالْمُنَافِقِینَ وَاغْلُظْ عَلَیْهِمْ…

ﺍﻱ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ! ﺑﺎ ﻛﺎﻓﺮﺍﻥ ﻭ ﻣﻨﺎﻓﻘﺎﻥ ﺑﻪ ﺟﻬﺎﺩ ﺑﺮﺧﻴﺰ ﻭ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﺳﺨﺖ ﮔﻴﺮﻱ ﻛﻦ…[13]

واژه «قاتلوا» و «جاهد» به صراحت بیان می کند که اینگونه نیست که همیشه با مذاکره بتوان مشکل را حل کرد بلکه باید جنگید و آن هم با سرسختی و سخت گیری وگرنه دشمن دست بردار نخواهد بود.

۳-گاهی دشمن اساسا دنبال صلح نیست و به کمتر از تسلیم راضی نمی شود و مذاکره را وسیله ای برای تسلیم قرار می دهد که در این صورت خداوند نیز دستور جنگ داده و می فرمایند:

…فَإِن لَّمْ یَعْتَزِلُوکُمْ وَیُلْقُوا إِلَیْکُمُ السَّلَمَ وَیَکُفُّوا أَیْدِیَهُمْ فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَیْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ…

… ﭘﺲ ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﺟﻨﮓ ﺑﺎ ﺷﻤﺎ دست نکشیدند، ﻭ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩ ﺻﻠﺢ ﻭ ﺁﺷﺘﻲ ﻧﻜﺮﺩﻧﺪ، ﻭ ﺑﺮ ﺿﺪ ﺷﻤﺎ ﺩﺳﺖ ﺍﺯ ﻓﺘﻨﻪ ﻭ ﺁﺷﻮﺏ ﺑﺮﻧﺪﺍﺷﺘﻨﺪ، ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﻫﺮ ﺟﺎ ﻳﺎﻓﺘﻴﺪ ﺑﮕﻴﺮﻳﺪ ﻭ ﺑﻜﺸﻴﺪ…[14]

۴-هدف اصلی دشمن از مذاکره امتیاز گرفتن است ولی این امتیازگیری حد یقفی ندارد جز تسلیم کامل و بدون قید و شرط و تبعیت از خواسته آنان؛ در اینصورت نیز مذاکره نه تنها بی‌فایده بلکه مضر نیز هست. خداوند می فرماید:

وَلَن تَرْضَى عَنکَ الْیَهُودُ وَلَا النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ…

ﻳﻬﻮﺩ ﻭ ﻧﺼﺎﺭﻱ ﻫﺮﮔﺰ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺭﺍﺿﻲ ﻧﻤﻰ ﺷﻮﻧﺪ ﺗﺎ ﺁﻧﻜﻪ ﺍﺯ ﺁﻳﻴﻨﺸﺎﻥ ﭘﻴﺮﻭﻱ ﻛﻨﻲ…[15]

بنابراین اینگونه نیست که همیشه بتوان از طریق مذاکره مشکل را با دشمن حل کرد بلکه چه بسا مذاکره فریب و یا ابزاری برای سوء استفاده دشمن باشد، به ویژه اصرار بر آن می تواند باعث جری‌تر شدن دشمن شده و به گمان ضعیف شدن نظام جمهوری اسلامی آنان را به جنگ نیز تشویق کند. نباید از جنگ ترسید بلکه چه بسا در آن خیرهای کثیری باشد همانگونه که خداوند می فرماید:

کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ کُرْهٌ لَّکُمْ وَعَسَى أَن تَکْرَهُوا شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَّکُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّوا شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّکُمْ وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ

ﺟﻨﮓ ﺑﺮ ﺷﻤﺎ ﻣﻘﺮّﺭ ﻭ ﻟﺎﺯم ﺷﺪﻩ، ﻭ ﺣﺎﻝ ﺁﻧﻜﻪ ﺑﺮﺍﻳﺘﺎﻥ ﻧﺎﺧﻮﺷﺎﻳﻨﺪ ﺍﺳﺖ. ﻭ ﺑﺴﺎ ﭼﻴﺰﻱ ﺭﺍ ﺧﻮﺵ ﻧﺪﺍﺭﻳﺪ ﻭلی برای شما خیر باشد، ﻭﺑﺴﺎ ﭼﻴﺰﻱ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻳﺪ ﻭلی ﺑﺮﺍﻱ ﺷﻤﺎ شر باشد؛ به راستی که ﺧﺪﺍوند ﻣﻰ ﺩﺍﻧﺪ ﻭلی ﺷﻤﺎ ﻧﻤﻰ ﺩﺍﻧﻴﺪ.[16]

حجت‌الاسلام محمدمهدی فریدونی، عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی تهران


[1] منبع

[2] منبع

[3] معاونت پژوهشی مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، سیمای معصومین در اندیشه امام خمینی، ۱۳۷۵ش، ص۱۳۲.

[4] قائدان، مدیریت و رهبری پیامبر اکرم(ص) در عرصه‌های نظامی»، در فصلنامه مطالعات راهبردی بسیج، شماره ۳۱، تابستان ۱۳۸۵ش، ص۲۳.

[5] صادقی، «اصول حقوق جنگ در سیره نبوی»، ص۱۱۹. فصلنامه حصون، شماره ۲۱، پاییز ۱۳۸۸ش.

[6] عبدالمحمدی، و اکبری، «نقد و بررسی دیدگاه مستشرقان درباره اهداف غزوات و سرایای پیامبر(ص)»،‌ در مجله تاریخ اسلام، شماره ۵۱، پاییز ۱۳۹۱ش، ص۸-۱۲.

[7] عبدالمحمدی، و اکبری، «نقد و بررسی دیدگاه مستشرقان درباره اهداف غزوات و سرایای پیامبر(ص)»،‌ ص۱۳-۱۴.

[8] علامه محمدتقی مصباح یزدی، جنگ و جهاد در قرآن، ۱۳۹۴ش، قم، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، ۱۳۹۴ش، ص۱۱۸.

[9] علامه محمدتقی مصباح یزدی، جنگ و جهاد در قرآن، ۱۳۹۴ش، ص۱۴۸-۱۵۱.

[10] تقی‌زاده اکبری، «روش فرماندهی پیامبر اعظم(ص)»، فصلنامه حصون، شماره ۹، پاییز ۱۳۸۵ش، ص۱۷-۱۸.

[11] انفال / ۳۹

[12] توبه / ۱۲۳

[13] توبه / ۷۳

[14] نساء / ۹۱

[15] بقره / ۱۲۰

[16] بقره / ۲۱۶

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *